سامانه مدرسه هوشمند پویان



راهنمائی غیرانتفاعی راه دانش
 

دبیرستان هوشمنـد دختـرانه راه دانش (دوره ی اول متوسطه)

 پانل ورود کاربران

 تقویم روز
 حدود توضیحات قواعدعربی

دانش آموزان پایه دوم و سوم راهنمایی

برای یادگیری قواعد تجوید وطرز صحیح

تلفظ عربی فایل زیر را مطالعه کنید

فایل قواعد تجوید

 آزمون جامع بهمن ماه
فیزیک

اول    سوم

شیمی

اول
 آزمون آنلاین

آزمون آنلاین

 

مدیریت محترم دبیرستان راه دانش

 تسلیت

فرارسیدن ایام سالگرد وفات حضرت محمد مصطفی(ص) و شهادت مظلومانه سبط اکبر پیامبر، امام حسن مجتبی(ع) و شهادت غریبانه هشتمین پیشوای معصوم، حضرت امام علی بن موسی الرضا(ع)، بر تمامی مسلمان تسلیت باد.

 ماه مهر

بارالها ! به سوی تو آمده ام تا دریابی ام، در این بی سر و سامانْ بازار دنیا. به سوی تو آمده ام تا از تو مدد جویم؛ یاری طلبم و بخواهم که مرا به خود وانگذاری؛ که من پوچم بی تو

اکنون که در آستانه شروع ماه مهر هستیم و سال علم آموزی جدیدی پیش روست، از تو می خواهم مرا یاری کنی تا در مسیری گام بردارم که مروّج علم و آیین تو باشم یاری ام کن تا همواره در آموختن، حریص باشم و در ترویج آموخته هایم، سخی
یاری ام ده تا بیاموزم آنچه را تو می پسندی و دوری جویم از آنچه ناپسند توست

کمکم کن قلم که در دست می گیرم، به یاد تو باشم و آنچه می نگارم، مورد رضای تو باشد. بر صفحه تاریک دلم با قلم الهی ات نقشی بزن که تا زنده ام، به اینکه موجودی مفید فایده در هستی بی پایانت بوده ام، به خود ببالم

در این ماه مهر، از مهر بی کران خویش باز هم به من ببخش و این آغازِ دوباره را برایم آغازی مبارک رقم بزن

به لطف و کرمت، یا ارحم الراحمین!

آغاز سال تحصیلی، آغاز سفر در مسیر دانستن و فهمیدن مبارک

 اربعین حسینی

يـا حـسين! بــزرگي تـــو فــــراتر از آن بـــود کــه در هــــزار و چــند صــد سـال قـــبل بــماند. يــا حســين! بــزرگي تـو گـــل زيـبايي شـــد که در کـــربلا رويــيد و عــــطر خـــوش آن هـــمه قـــرنها را فـــرا گـــرفت و مـا عــاشـقـان تـو، حــالا بـعد از قــرنها بـــزرگي ات را پـاس مـي داريم کــوچک و بـــزرگ . . .
اربعین حسینی تسلیت باد

 

 

فرارسیدن ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) تسلیت باد

مدیریت دبیرستان راه دانش

 

کسب مقام نخست در رشته قصه نویسی در استان توسط دانش آموز عزیزمان حورا شعبانزاده را به ایشان و خانواده محترمشان تبریک عرض می نماییم.

مدیریت دبیرستان غیردولتی راه دانش

 


 تبریک

خانم سیده زهرا رضایی دانش آموز پایه نهم کسب موفقیت شما در مسابقه استانی دلنوشته در خصوص معلولیت را به شما و خانواده محترم تبریک عرض می نماییم.

مدیریت دبیرستان غ دولتی راه دانش

 افتخار آفرینان

 مسابقه دلنوشته

برگزاری مسابقه دلنوشته یا نامه ای به خدا در ماه خدا و تقدیر از بهترین نامه و یا دلنوشته توسط اداره

اثر خود را تا 25 خرداد به دفتر مدرسه تحویل نمایید.

 اردوی چابکسر -97-96

 افتخار آفرینان


 کسب رتبه دوم در کاراته

مدیریت مدرسه راه دانش افتخار آفرینی دانش آموز عزیزمان فاطمه مقراضی را در رشته کاراته به این عزیز و خانواده ارجمندشان تبریک عرض می نماید.

 افتخارآفرینی راه دانش

 جشن شب یلدا در دبیرستان راه دانش

 شب یلدا

آشنایی با توصیه‌های معنوی برای شب یلدا


شب یلدا، نخستین شب زمستان و طولانی ترین شب سال است که ایرانی ها طی رسوم کهن خود، به دور یکدیگر جمع می شوند و ضمن دید و بازدید، خوراکی های خاصی مانند هندوانه، انار، آجیل و... را مصرف می کنند.

هنگام شب یلدا، جوانان پای صحبت‌ها و قصه‌های بزرگسالان می‌نشینند و از لابه‌لای داستان‌ها و قصه‌هایی که از زبان این گنج‌های زندگی می‌شنوند، عبرت‌ها و درس‌های بی شماری برای خود می‌اندوزند.

از جمله رسوم بسیار زیبا و پسندیده ایرانی در این شب که در اسلام نیز بسیار به آن سفارش شده، عیادت از سالمندان و بیماران است.

ملاقات با خویشاوندان و دوستان و رسیدگی به احوال نیازمندان، به ویژه نیازمندان خویشاوند، از جمله آداب پسندیده و نیکویی است که در پرتو دستورات جامع و کامل اسلام، مردمان شریف ایرانی در شب یلدا و دیگر شب‌های طولانی و بلند زمستان به آن اهتمام می ورزند.

در ادامه به برخی از آداب و رسومی که انجام آن در شب یلدا سفارش شده اشاره کرده‌ایم:

اسراف نکنیم:

خداوند برای رفاه و آسایش بندگان خود، نعمت های بسیاری آفریده و به آنها امر فرموده از این نعمت ها استفاده کنند، ولی همواره بکوشند از اسراف کردن بپرهیزند؛ زیرا خداوند اسراف را دوست ندارد.اصراف نکنیم

امام علی (ع) اسراف کردن را موجب هلاکت دانسته و امام سجاد (ع) در دعا و مناجات‌های خود با خدا می‌فرماید: «و مرا از زیاده روی باز دار و روزی ام را از تلف شدن نگاهدار و دارایی ام را با برکت دادن به آن افزون کن و راه مصرف آن را در کارهای خیر به من بنمایان».

رسم زیبای دیدار یکدیگر در شب یلدا وقتی زیباتر می شود که با زیاده روی نکردن در مصرف خوراکی ها و تنقلات، بخشی از آنها را به مصرف یتیمان و افراد بی بضاعتی برسانیم که توانایی تهیه چنین اقلامی را در این شب ندارند.

زمستان، بهار مؤمنان:

انسان‌هایی که عاشق عبادت هستند و از صمیم دل آن را دوست می دارند، تمام وجود خود را وقف عبادت می کنند و هر یک از اعمال و گفتار خود را با نیت تقرب به خداوند انجام می دهند.

این گونه افراد جزو برترین‌های مردم شمرده می شوند و ترسی از سختی های دنیا ندارند. روزها و شب های زمستان، بهترین فرصت برای راز و نیاز و مناجات با خداوند است.

امام صادق (ع) این فرصت نیکو را این گونه معرفی می کند: «زمستان، بهار مؤمن است. شب هایش طولانی است که برای عبادت نیمه شب از آن کمک می گیرد و روزهایش کوتاه است که برای روزه گرفتن از آن مدد می‌جوید».

برخاستن از خواب شیرین در دل شب و اندیشیدن در ملکوت آسمان ها و زمین، خدا و قدرت او و نیز روزه گرفتن در روزهای کوتاه زمستانی، بهترین و خالص ترین عبادت خدای تعالی است. رسول خدا (ص) می فرماید: «روزه زمستان، غنیمتی فرح بخش است».

دیدار با خویشاوندان:دیدار با خویشاوندان:

خداوند در آیات بی شماری به بندگان خود دستور می دهد خویشاوندان و نزدیکان خود را فراموش نکرده و همواره جویای احوال آنها باشند و آنها را از قطع رحم و رسیدگی نکردن به خویشان برحذر می‌دارد.

امام باقر (ع) در اهمیت این موضوع می‌فرماید: «صله رحم اعمال را پاک می کند، دارایی ها را فزونی می بخشد، بلا را برطرف می گرداند، کار حسابرسی در قیامت را آسان می کند و مرگ را به تأخیر می‌اندازد».

صله رحم و دیدار با اقوام به قدری اهمیت دارد که رسول خدا (ص) حتی یکسال پیاده روی برای آن را جایز می شمارد. شب‌های بلند زمستانی، فرصت بسیار خوبی است که می توان از آن بهره برداری صحیح کرده، به دیدار اقوام و نزدیکان شتافت و در اجرای این سنت پسندیده و نیک که ثواب بسیاری هم دارد، پیشقدم شد.

بیان قصه‌های قرآنی:بیان قصه‌های قرآنی:

خداوند در قرآن کریم بندگان خود را به قصه های قرآن توجه داده و هر یک از این سرگذشت ها را دارای حکمتی می داند که برای انسان ها هزاران پند و اندرز در خود نهفته دارد. امام (ع) نیز می فرماید: «بهترین داستان، رساترین اندرز و سودمندترین پند، کتاب خدای عزوجل است».

داستان ها و افسانه های زمینی، پس از چندبار تکرار کم کم تازگی و جذابیت خود را از دست می دهد؛ ولی قرآن تنهاکلامی است که هر اندازه هم تکرار شود کهنه شدنی نیست.

در شب یلدا و شب‌های زمستانی که دور یکدیگر جمع می‌شویم و پای صحبت بزرگ‌ترها می‌نشینیم، نیکو و شایسته است به جای داستان‌ها و قصه‌هایی که گاه با خرافات همراه است، به قصه‌های قرآنی توجه کنیم که هیچ گاه کهنه نمی‌شود و خرافات در آن راه ندارد.

دقت در آفرینش شب و روز:

دقت در آفرینش شب و روز:

شب، مایه آرامش و سکون است. با پایان روز و پس از به اتمام رسیدن ساعات تلاش و کوشش در راه کسب روزی، آدمیان در سکوت شب، آرامش خود را می یابند و استراحت می‌کنند.

شب های طولانی زمستان، فرصت خوبی است تا با دقت در نظام آفرینش وگردش شب و روز، به بزرگی خدای تعالی و کوچکی خود در این نظام هستی اعتراف کنیم. زیبایی‌های شب و درخشش ستارگان در پرده های سیاه شب های فرو رفته در ظلمت و گسترش نور ماه در آسمان ها، همه نشان از قدرت بی پایان خداوند دارد. در این شب‌ها می توانیم به ستایش خدا بپردازیم.

چنانکه امام (ع) می فرمود: «خدای پاک! چه عظیم و پرشکوه است آنچه از آفرینش تو می بینیم، و چه خرد است هر بزرگی در برابر قدرت تو، و چه حقیر است آنچه ما می بینیم در برابر قدرت ناپیدای تو از دیدگان ما».

حسابرسی اعمال روزانه:

محاسبه نفس و بررسی کارهای روزانه، ویژگی کسانی است که ایمان حقیقی در جان و دلشان راه یافته است.

پیامبر خدا (ص) می فرماید: «پیش از آنکه مورد حسابرسی قرار بگیرید، خود به حساب نفستان برسید و پیش از آنکه سنجیده شوید، خود نفستان را در ترازوی سنجش بگذارید و برای آن روز حساب بزرگ آماده شوید».

کسانی که از فرصت های زندگی بهترین بهره ها را برده و نیک ترین ذخیره ها را می اندوزند، در راه اطاعت خدا و خویشتن داری از نافرمانی او شکیبایی می ورزند و روز قیامت بدون محاسبه اعمال به بهشت می روند.

زیرا این افراد در این دنیای فانی، در لحظه لحظه زندگی دقت کرده اند تا دچار لغزش نشوند. طولانی بودن شب های زمستانی و آرامشی که در آن برای آدمی ایجاد می شود، بهترین فرصت برای مراقبت و رسیدگی به اعمال روزانه است.

شب یلدا و دیوان حافظ:شب یلدا و دیوان حافظ:

از گذشته‌های دور در خانواده های ایرانی در کنار قرآن کریم، دیوان حافظ نیز مورد توجه و عنایت خاصی بوده است.

ایرانیان همان گونه که با قرآن استخاره کرده، برای شروع کارهای خود از این کتاب آسمانی طلب خیر می کنند، به دیوان حافظ نیز تفأل می زنند و از خواجه شیراز دعای خیر می‌خواهند.

یکی از رسم های جالب و زیبای ایرانی ها در شب یلدا، تفأل زدن به دیوان حافظ و خواندن اشعار عرفانی اوست که برگرفته از آیات قرآن است.

شایسته است در این شب طولانی، با تفأل زدن به حافظ و خواندن اشعار عرفانی او، از خرافات و تفأل زدن به شیوه های خرافی دیگر پرهیز کنیم.

پیامبر خدا (ص) می‌فرماید: «از ما نیست کسی که فال بد زند یا برایش فال بد زده شود». قرائت اشعار پسندیده و نیکو، به ویژه اشعاری که در مدح اهل بیت (ع) سروده شده، از جمله کارهای خوب و نیکویی است که می توان در این شب انجام داد.

انار و گردو بخورید:انار و گردو بخورید:

خداوند مهربان در طبیعت بخشنده خود، در هر فصل نعمت ها و میوه هایی در دسترس ما گذاشته که سلامت ما را تأمین و قدرت دفاعی بدن را در مقابل بیماری ها افزون می سازد.

در زمستان که به علت تغییر هوا و عوامل دیگر مانند باد و باران، سرماخوردگی و بیماری هایی نظیر آن زیاد می شود، وجود انار می تواند نه تنها شفا بخش بوده، بلکه در حفظ سلامت و جلوگیری از این گونه بیماری ها موثر باشد.

شاید حکمت خوردن انار در نخستین شب زمستان همین مسئله باشد. گردو نیز از تنقلاتی است که در این شب مصرف می شود و فایده های بسیاری دارد. امام (ع) فرموده است: «خوردن گردو در زمستان و فصل سرما، کلیه ها را گرم و سردی را از بدن دفع می کند».

رعایت این آداب و رسوم پسندیده و توجه به حکمت خوراکی هایی که در این شب مصرف می شود، می تواند راهگشای خوبی برای جوانان و نوجوانان باشد.

به یکدیگر هدیه بدهید:به یکدیگر هدیه بدهید:

ایران کشوری گسترده با اقوام مختلف است که هر یک از آنها در پرتو رسم های ویژه منطقه خود، شب یلدا را به گونه ای خاص برگزار می کنند. از جمله رسم های ایرانی که در شب یلدا در میان اقوام مختلف برگزار می شود، رسم پسندیده هدیه دادن و هدیه گرفتن است.

این سنت نیکو در اسلام بسیار مورد سفارش قرار گرفته و پیامبر (ص) فرموده است: «به یکدیگر هدیه بدهید تا دل هایتان به هم مهربان شود. به یکدیگر هدیه دهید؛ زیرا کینه ها را از بین می برد».

پیامبر خدا (ص) همواره به این امر نیکو اهتمام می‌ورزیدند و هر هدیه ای که به آن حضرت داده می‌شد با روی باز می‌پذیرفتند؛ زیرا آن را نوعی احترام به شخص هدیه دهنده می دانستند.

هدیه دادن به کوچک‌ترها در این شب، سبب می‌شود تا کودکان و نوجوانان به بزرگ‌ترها با دیده احترام نگریسته و محبت آنها را در دل خود نگاه دارند.

 اردوی تفریحی جنگ شادی

 

 اربعین حسینی
 13 آبان روز دانش آموز

روز سیزده آبان، روز شگفتی است! روزی که حوادث بزرگ و سرنوشت
ساز این ملت را در پیشانی خود حک کرده است. و چه عجیب که ردپایی ثابت در تمام این
حوادث به چشم می خورد.

ردپای استکبار جهانی در تبعید امام در سال 42 ، در کشتار دانش آموزان و دانشجویان در سال
57 و در نهایت مهر بطلانی که دانشجویان خط امام با تسخیر سفارت آمریکا بر دخالت و
دست اندازی های استکبار جهانی در میهن اسلامی مان زدند.

دانش آموزانی که هنگام تبعید امام در سال 42 خردسالانی بیش نبودند 15 سال بعد غیور
مردانی در این خاک شدند که بر ظلم و بیداد شوریدند. آنان درس را نه در پشت نیمکت
های چوبی کلاس و بر تخته سیاه آن که بر صفحه سپید پیشانی مردمان زجرکشیده در کوچه
و بازار آموختند. آنان خود را مجزا از جریان انقلاب نمی دانستند آن روزها همه از
پیر و جوان، زن ومرد و کودک در اعتصاب و راهپیمایی شرکت می کردند. در آن روزها حتی
گفتگوهای کودکان خردسال نه بر سر بازی ها و بازیچه ها که از ظلم شاه و راهپیمایی
ها بود. دانش آموزان چنان سهمی در این جریان داشتند که اگر صفحه ایی از اوراق
خونین انقلاب به نام آنان رقم نمی خورد، بر زحمات ، رشادت ها و تلاش های آنان جفا
شده بود، آن روزها دانش آموزان، اعلامیه های امام را رونویسی و پخش می کردند ،
شبها خطر حکومت نظامی را نادیده می گرفتند و با خط های ابتدایی و ناپخته خود
دیوارهای شهر را به شعارهای انقلابی مزین میکردند.

چگونه نوجوانی که در ابتدای زندگی است، به بلوغ فکری و عقیدتی می رسد و خود را در جریان
انقلابی وارد می کند که لازمه آن شناخت است؟ اینها را باید در فضای فکری آن عصر و
به ویژه در کلام امام جست که اعتراضات فروخفته در درون ملت را که عمری به درازای
تاریخ داشت با ایمان و اعتقاد مردم گره زد و از میان آن پرشورترین انقلاب قرن را
ساماندهی نمود. در آن روزها شعاری برگرفته از امام شهیدان و آزادگان امام حسین (ع
) ورد زبان همگان بود و متفکران بزرگی چون شریعتی و مطهری هم از این پیام به خوبی
بهره می جستند: ان الحیاه عقیدةٌ و جهاد.

و امام نیز در تبیین این شعار فرموده است” زندگی یعنی آرمان و مبارزه در راه آن. ان
الحیاه عقیدة و جهاد. مطلبی که از نظر شیوه تفکر اسلامی هیچ جای تردید در آن نیست،
این است که مرگ از این زندگی ذلت بار بهتر است.( صحیفه نور ، ج 13، صص 18-217)

امام خود در رأس مبارزه قرار می گیرد نه اینکه خود گوشه نشینی اختیار کرده مردم را به
مبارزه فراخواند. امام گام اول مبارزه را بر می دارد و بر آمریکا، اسرائیل و رژیم
پهلوی که دست نشانده اولی و حامی دومی است فریاد می زند و خود رنج تبعید را
شجاعانه تحمل می کند. ” من ا ز آن آدمها نیستم که یک حکمی اگر کردم بنشینم
چرت بزنم که این حکم خودش برود ،من راه می افتم دنبالش. اگر خدای نخواسته یک وقتی
دیدم که مصلحت اسلام اقتضا می کند که یک حرفی بزنم ، می زنم ودنبالش راه می افتم
واز هیچ چیزنمی ترسم بحمدالله تعالی.” (صحیفه نور) نوجوانی که امام مرجع
تقلید او و خانواده اوست، قدم در راه وی می نهد کلام امام را که برگرفته از کلام
الله است به گوش جان می شنود: قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و
فرادی(قرآن کریم ، سبا/41)

امام
همانند دیگر رهبران سیاسی نمی گوید: بروید حزب تشکیل دهید، طرفدار جمع کنید بعد
قیام کنید؛ امام نهیب می زند اگر مسلمانید بر شما واجب است که تک تک یا دو به دو
با ظلم مبارزه کنید.

این اساس اندیشه امام در مبارزه علیه ظلم ستم شاهی است و می بینیم چون ازجان برخاسته بر دل
مرد می نشیند و آنان را از کوچک و بزرگ وارد عرصه می کند. امام ترس از مبارزه را
در میان مردم انقلابی اینچنین از بین می برد:” خون شما به پای نهال دینتان
فرو می رود و همراه دینتان بالا می آیید که : و لا تحسبن الذین قتلوا فی سیبل الله
امواتا بل احیاءٌ عند ربهم یرزقون… “ثار” شما که خونبهای دین خداست
هرگز از بین نمی رود، زیرا خود به همراه خونبها زنده می شود و خونبهای شما
“لقاءالله” است و دین خدا زنده می شود و برکت آن می ماند(بنیان مرصوص،
صص 3 و 31)

در سایه این تعالیم است که نوجوان روزهای انقلاب، دانش آموز روزهای پرشور مبارزه و حماسه،
از راهپیمایی ها، مبارزات و شعارها بیش از درس های مدرسه، تعلیم یافته و برای
فراگیری بیشتر در روز 13آبان 57 مدارس را به تعطیلی می کشاند و راهی دانشگاه تهران
می شود.

در آن روز دانش آموز مسلمان ایرانی در خون خود وضو گرفت و به
امام خود اقتدا کرد و در قیام نماز تنها خدا را بزرگ و لایق بزرگی خواند و نمازش
را، رودرروی معبود و در بهشت او سلام داد.

 روز نوجوان

نوجوانی دوران عجیبی است. تغییراتی سریع در جسم و روان، آدم را غافلگیر می کند. هجوم اندیشه های گوناگون و پرسشهای رنگارنگ ذهن را به هم میریزد. همینطور عواطف مختلف. عشق ، نفرت، استقلال و عزت و ....آشی با هزار طعم و رنگ. آنقدر که والدین را هم سرگردان می کند. 
یکی از ویژگیهای مهم نوجوانان قهرمان پرستی است. که نتیجه همان سردرگمی در عواطف و نحوه رفتار است. نوجوان کسی را که دیگران ویژگیهای رفتاری و اخلاقی او را ستایش می کنند به عنوان الگوی خودش انتخاب می کند و رفتارها و احساسات خودش را با او تنظیم می کند تا مانند قهرمانش یک وجهه پسندیده اجتماعی پیدا کند. با اندیشه او زندگی می کند و خود را به او شبیه می گرداند. 

بنابراین هویت انسان که در دوران نوجوانی او شکل می گیرد تا حد زیادی وابسته به الگوهایی است که به او معرفی می شود. وقتی قهرمان یک نوجوان حسین بن علی (ع) باشد آن نوجوان می شود قهرمان و آرمانش می شود شهادت با عزت در راه آرمانی آسمانی. می شود حسین فهمیده. اما وقتی آغاز داستان نوجوان با قهرمانان خیالی و مردان عنکبوتی باشد. آنگاه جان عزیزش می شود بازیچه یک نهنگ خیالی در دریایی مجازی. 

«دست حق پشت و پناهت ای پسر
دین و ایمان تکیه گاهت ای پسر»
آن بسیجی نبض فردا را گرفت
نبض فردایی فریبا را گرفت
رفت تا در جبهه ها زیبا شود
نیمه گم گشته اش پیدا شود
خاک ایران را حمایت می نمود
خونفشانی را روایت می نمود
 

 شهادت حضرت رقیه (س)

 بیا بشنو پدرجان صحبتم را
غم تو بُرده از کف طاقتم را

دوچشم خویش را یک لحظه وا کن
ببین سیلی چه کرده صورتم را


شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها تسلیت باد

 مکمل یاری با آهن و ویتامین D


 تشییع پیکر شهید حججی

مراسم تشییع پیکر شهید حججی برگزار شد/مردم ایران قاتلان اصلی شهید حججی را فراموش نخواهند کرد

مراسم تشییع پیکر شهید مدافع حرم، محسن حججی از دقایقی قبل در میدان امام حسین (ع) تهران آغاز شد. جمعیت چشمگیری از عزاداران اباعبدالله از ساعاتی قبل با حضور در میدان امام‌حسین (ع)، در انتظار ورود پیکر پاک شهید محسن حججی هستند. مردم عزادار تهران درحالی برای آخرین‌بار با شهید حججی وداع خواهند کرد که دقایقی پس از سحرگاه امروز، رهبر معظم انقلاب به مسجد امام حسین رفتند و برای لحظاتی در کنار پیکر شهید محسن حججی حضور یافته و ضمن قرائت فاتحه، برای این مدافع حرم اهل بیت آرزوی علو درجات کردند. شبکه‌های مختلف رادیویی و تلویزیونی مراسم تشییع پیکر این شهید مدافع حرم را به صورت زنده پخش می‌کنند. در این مراسم مسئولان کشوری و لشکری از علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی، و آیت‌الله آملی لاریجانی، محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلح نظام و ... حضور دارند.

 هفته حجاب و عفاف گرامی باد

حجاب در سیره کوثر قرآن

1.حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که:

روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.

رسول خدا فرمود:« چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟» فاطمه عرض کرد:« او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند.» رسول خدا فرمود:« شهادت می دهم که تو پاره تن منی

2.روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند.

این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید.

فاطمه فرمود:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)» وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود:« فاطمه پاره تن من است

3.امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»

فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند » رسول خدا فرمود:« فاطمه پاره تن من است »

4.رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاسلام کارها را بین او و علی علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی.

فاطمه علیها سلام می‌فرماید:« هیچ کس نمی‌‌داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد.» 5.روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء فرمود:« چه بد است این تخته‌هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می‌گذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است.»

اسماء گفت:« من که در حبشه بودم، می‌دیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست می‌کردند و مرده را داخل آن می‌گذاشتند.» سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبه‌دار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود:« این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‌ای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمی‌شود مرده مرد است یا زن.»

و فرمود:« پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید.»

 کسب مقام دوم و سوم استانی


 روز قدس


ای راویان قصه پرماجرای قدس

ها: بشنوید زمزمه آشنای قدس

با اینکه بال مرغ سلیمان شکسته اند

پرواز می کند دلِ ما در هوای قدس

همراه با نسیم سحر بر مشام جان

بوی بهشت می وزد از راستای قدس

پر می کشد کبوتر نور از فراز عرش

تا روشنی دهد به شبِ دیرپای قدس

با راهیان قدس چه گفتند قدسیان

کز نو فتاد شور دگر در فضای قدس؟

از هر شهید خفته به خون می رسد به گوش

بادا هزار جان گرامی فدای قدس!

این معبد شریف رها می شود، رها

از چنگ دیو فتنه به لطف خدای قدس

(عباس مشفق کاشانی)

 ایستاده ایم

اما

ای پایانِ زخمی کبوترها

و قصه ناتمام درختان زیتون

و نجات دهنده ناصره

ما نیز

همانند همه درختان جهان

در صف باران ایستاده ایم

در انتظار خورشید

(احمد عزیزی)

 برپایی جشن روز معلم

 

برگزاری جشن بزرگ اعیاد شعبانیه و روز معلم و برپایی جشنواره غذا و تقدیر و تشکر از دبیران محترم مدرسه

 ویژه هدایت تحصیلی پایه نهم (1)
 تسلیت ایام فاطمیه

مدیریت دبیرستان هوشمند دخترانه غیر دولتی راه دانش سرکار خانم جمالپور

شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

را تسلیت عرض می نمایند.

حضرت محمد (صل الله علیه و آل و سلم) : فاطمه پاره تن من است . هر كه او را بیازارد ، مرا آزرده خاطر كرده است و هر كه او را شاد كند ، مرا نیز خوشحال نموده است .

 آماد کردن مدرسه برای دهه فجر توسط دانش آموزان

 

 

 

 

 کسب مقام نخست کشوری


 مدیریت دبیرستان هوشمند غیردولتی راه دانش کسب مقام نخست کشوری مسابقات قرآن کریم در رشته حفظ توسط دانش آموز گرامی  سرکار خانم فاطمه پهلوان را به خانواده  محترم ایشان تبریک عرض کرده و توفیقات روز افزون ایشان را از خداوند متعال خواستارند.

 مانور زلزله

 

 

 

 روز درختکاری


روز درختکاری, 15 اسفند روز درختکاری, هفته منابع طبیعی

15 اسفند روز درختکاری

در ایران، روز 15 تا 22 اسفند ماه به عنوان “هفته منابع طبیعی” نامگذاری شده است که نخستین روز این هفته یعنی 15 اسفند “روز ‌درختکاری‌” است.

 

تاریخچه روز درختکاری
روز درختکاری  ابتدا در سال 1872 و در ایالت نبراسکای آمریکا و در تاریخ 10 آوریل (21 فروردین)، توسط فردی به نام J.Sterling Morton برگزار شد و گفته می شود که در آن روز بیش از 1 میلیون درخت کاشته شده است اما بعد از مدتی این تاریخ به آخرین جمعه ماه آوریل انتقال یافت.

امروزه بیشتر کشورهای دنیا روز درختکاری را محترم شمرده و در این روز به کاشتن درخت ها و نهال های متفاوت اقدام می کنند. البته تاریخ این روز با توجه به آب و هوای هر کشور متفاوت است و بیشتر سعی می کنند تا در موقعی از سال این کار را انجام دهند که درخت قابلیت رشد کردن را داشته باشد. برای مثال می توان به کشور هایی مانند آلمان، مصر، پاکستان، مکزیک اشاره کرد که روز درختکاری به ترتیب در روزهای 5 اردیبهشت، 26 بهمن، 27 مرداد و دومین پنجشنبه از ماه جولای است.

روز درختکاری در ایران

درختکاری در ایران دارای پشتوانه ‌ای از علایق ملی و سنت تاریخی است، تاریخ نشان می ‌دهد که ایرانیان باستان، جشن های خاصی داشتند و در این جشن ها به درختکاری پرداخته و به خاک و زراعت احترام می‌ گذاشتند.

 

روز درختکاری, 15 اسفند روز درختکاری, هفته منابع طبیعی

 

در کشور ما روز درختکاری در 15 اسفند هر سال برگزار می شود و مردم با حضور در پارک ها، جنگل ها و اقصی نقاط شهر اقدام به کاشت نهال های جوان می کنند. ایرانی ها هر سال با کاشت درخت به استقبال سال نو رفته و در واقع با این کار نمادین در آستانه بهار زندگی را به زمین باز می گردانند. در این روز در مقابل بیشتر پارک ها و فضاهای سبز و دیگر نقاط شهر نهال هایی به صورت رایگان در اختیار مردم قرار می گیرید.

 

اهمیت درختکاری در اسلام

در ادیان و فرهنگ های مختلف جهان، درخت و درختکاری جایگاه خاصی دارد. دین مقدس اسلام نیز بشر را به کاشت درخت تشویق و ترغیب کرده است و بعضی از بزرگان دین به این امر اشتغال داشته اند. حضرت علی علیه السلام در مدینه باغ های خرمای فراوانی به وجود آورد و بیشتر آنها را در راه خدا وقف کرد.

 

روز درختکاری, 15 اسفند روز درختکاری, هفته منابع طبیعی

 

پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم  در این باره می فرماید: «اگر شخصی درختی بکارد یا مزرعه ای را به زیر کشت ببرد و انسان ها، حیوانات یا پرندگان از آن بخورند، این کار صدقه ای از طرف آن شخص شمرده می شود». نیز در روایتی معتبر از یکی معصومین (ع) منقول است که: “حتی اگر دیدید قیامت بر پا شد و شما مشغول کاشتن درختی بودید، ازاین عمل نیک خود دست برندارید”. و این نشانگر تاکید و توصیه اولیای اسلام به حفظ و حراست از درختان و اهمیت درختکاری است.

مطالب یاد شده به روشنی، وظیفه تک تک ما را در حفظ و حراست از منابع طبیعی موجود، خصوصاً جنگل ها و مراتع و همچنین توسعه پایدار و گسترش این نعمت الهی، به عنوان یک وظیفه دینی و ملی، مشخص می کند.

فواید درختان در زندگی انسانها

امروزه با صنعتي شدن جوامع بشري درختان نقش مهم تري در زندگي بشر ايفا مي كنند، از سويي مقدمات پيشرفت بيشتر صنعت و فناوري را موجب مي شوند و منابع تامين كننده محصولاتي نظير وسايل چوبي، مبلمان، لوازم التحرير (كاغذ، انواع مدادهاي مختلف) ‌الوار و هزاران محصول ديگر محسوب مي شوند و از سو ي ديگر به منزله ريه هاي يك شهر تلقي شده و نقش مهمي در تامين سلامت اعضاي جامعه را ايفامي كنند. اين مورد اخير از مورد قبل مهم تر مينمايد.

 

روز درختکاری, 15 اسفند روز درختکاری, هفته منابع طبیعی

 

چرا كه به دليل فعاليت كارخانجات صنعتي و نيز ازدياد وسايل نقليه عمومي و فعاليت روزانه آنها در سطح شهرهاي بزرگ  آلاينده ها و گازهاي مهلك و خطرناكي نظير دي اكسيد كربن در هواي شهرها فزوني يافته و سلامت افراد را تهديد مي كند. و افزايش هر چه بيشتر اين مواد آلاينده كاهش ميزان اكسيژن در هوا را سبب مي شود و اين وضع نامساعد گروههاي آسيب پذير نظير بيماران ريوي و قلبي، سالخوردگان و كودكان را بيشتر تهديد مي كند. در چنين شرايطي مساله درخت و درختكاري راه حلي مناسب براي مبارزه با آلودگيهاي مذكور به شمار مي آيد. ايجاد جنگلهاي مصنوعي و فضاي سبز در اطراف شهرهاي بزرگ به تاسيس كارخانجات توليد اكسيژن مي ماند.

به طور خلاصه روز درختکاری بهانه ‌ای است برای این که ما به محیط زیست احترام گذشته و آن را احیاء کنیم و یا حداقل آن را با دقت بیشتری نگه داری کنیم. امید است که با تلاش در این جهت، حتی با کاشتن یک نهال کوچک، کشوری زیبا و آباد را برای خویش مهیا کنیم که یقیناً کاری پسندیده است.

منبع : http://www.beytoote.com

 دعای صفر
دعای ماه صفر
 بیست و شش مهارت مقابله با استرس

 بیست و شش  مهارت مقابله با استرس

برای مقابله با استرس ها يا فشارهای روانی، راهکارهای مختلفی وجود دارد که شيوه مديريت صحيح، آنها را به ما می آموزد. با رعايت و بکارگيری اين روشها، می توانيم علاوه بر حل يا کم کردن مشکلات به آرامش پايدارتری دست يابيم و استرس خود را کنترل کنیم:

  • به خداوند توکل کنيم.

توکل به خدا یکی از راههای کاهش استرس است.وقتی انسان ياد خدا را در دل خود زنده نگهدارد و ارتباط روحی و معنوی بين خود و خدا برقرار کند، به آرامش عميق، همراه با خشنودی می رسد و با توکل به خدا از هرگونه استرس و اضطراب و فشار روانی رها می شود.

قرآن کريم در سوره رعد آيه 29 می فرمايد: کسانی که ايمان آوردند قلبهايشان با ياد خدا آرام می گيرد، آگاه باشند تنها با ياد خدا قلبها آرامش می يابد

  • عوامل استرس زا را  کم کنيم.

عوامل بی شماری ممکن است باعث استرس ما شوند. که بايد این عوامل استرس زا را شناخته و سعی کنيم از زندگی خود حذف کنيم. برای مثال، اگر شلوغی موجب ناراحتی ما می شود، زمانی را برای خريد انتخاب کنيم که خلوت باشد.

  • از وقايع اطراف خود با اطلاع باشيم.

بی اطلاعی و ناديده گرفتن حوادث و وقايع اطرافمان، دليل بر شادی و عدم وجود مشکل نيست. گاهی اوقات آن چه ما بعلت عدم آگاهی از اصل موضوع در ذهن خود تصور می کنيم، بسيار بدتر و ناراحت کننده تر از آن چيزی است که واقعا" اتفاق افتاده است

  • از وضعيت جسمی خود آگاه باشيم.

از نشانه های پريشانی در خود از قبيل سردرد، آشفتگی، درد معده، نداشتن تمرکز، سرماخوردگی، خستگی زياد و ... مطلع باشيم. زيرا اين علائم می توانند نشانه های استرس باشد که باعث اختلالات جدی تر از قبيل: زخم معده، فشار خون بالا، بيماری های قلبی و..... باشند

  • برنامه های زندگی را اولويت بندی کنيم .

از راههای دیگر کاهش استرس برنامه ریزی و الویت بندی کارها است.هنگامی که با انبوهی از مشکلات بطور همزمان روبه رو هستيم، به آسانی در مقابل آنها به زانو در آمده و از حل آنها عاجز می شويم. زيرا آشفتگی و بی نظمی، در کارها و برنامه ها می تواند توليد استرس کرده، يا نقطه ای برای شروع آن از شکست طرح های ناتمام می شود. اولويت بندی مسائل به ترتيب اهميت و بررسی آنها به ما اين امکان را می دهد که به هر کاری در زمان و مکان خود رسيدگی کنيم، بهتر است که طرحها را يکی بعد از ديگری به انجام برسانيم

  • به موقع از خانه خارج شويم.

اگر به موقع از خانه خارج شويم، می توانيم بسياری از تنش ها و استرس های خود را کم کنيم و همچنين از بروز مشکلات احتمالی بعدی جلوگيری کنيم

  • وقت خود را تنظيم کنيم.

کارهای روزمره خود را به ترتيب اهميت و مدت زمان آنها يادداشت کنيم، با اين کار در می يابيم وقت خود را چگونه تنظيم کنيم تا هميشه کارهايمان به موقع انجام شود و دچار استرس نشویم. اگر وقت کافی برای انجام تمام فعاليت های مورد نظر و مهم خود نداريم، شايد بيش از حد و بيهوده تلاش می کنيم.

  • از شر وسايل اضافی خلاص می شويم.

از شر وسايل اضافی و بی مصرف خلاص می شويم و اطراف خود را خلوت کنيم. وسايل اضافی و به درد نخور و شلوغی محيط می تواند استرس زا باشد

  • شب ها به موقع و به اندازه کافی بخوابيم.

برای کاهش استرس بهتر است خواب کافی داشته باشیم بدن انسان برای تجديد قوا به خواب کافی و لذت بخش نياز دارد. شب به موقع بخوابيم و تا ديروقت بيدار نباشيم. هنگام خواب بهتر است به سمت چپ خود بخوابيم و نفس عميق بکشيم. در اين حالت سوراخ راست بينی تحريک و سمت راست بدن فعال تر می شود. زيرا سمت راست، قسمت فعال بدن است

  • صبح زود از خواب بيدار شويم.

سعی کنيم صبح ها، حتی روزهای تعطيل زود از خواب بيدار شويم. در اين صورت ساعت زيستی بدن ما منظم می شود و طبق برنامه خاصی زمان خواب و بيداری ما را تنظيم می کند. در نتيجه پس از مدتی هنگام بيدار شدن، احساس بهتری خواهيم داشت

  • عادت های استرس زای خود را عوض کنيم.

ما از عادت های خوب و بد خود اطلاع داريم و آنها را خوب می شناسيم. می توانيم آنهايی را که موجب آزار روحی ما می شوند را ترک کنيم. يا اگر ترک آنها مشکل است سعی کنيم از حال و هوای آن عادت خود را خارج کرده يا مسير فکر خود را تغيير دهيم

  • از معاشرت با افراد استرس زا بپرهيزيم.

از ارتباط با افرادی که سبب استرس ما می شوند دوری کنيم. يا اگر دوری کردن از اين افراد برايمان مشکل است، می توانيم ارتباط خود را با او در جمع برقرار کنيم

  • ار رقابت با ديگران خودداری کنيم.

رقابت با ديگران در کار، شغل، مقام، زندگی و مخصوصا" تجملات و ظواهر، می تواند يکی از منابع اجتناب ناپذير استرس يا فشار روانی باشد شايد هم افرادی را بشناسيد که کار می کنند تا حسادت و خشم ديگران را برانگيزانند ولی در واقع استرس حاصل از حسادت و رقابت، به خود فرد تحميل می شود

  • از تکنولوژی درست استفاده کنيم.

وسائلی مانند موبايل، کامپيوتر،.... باعث می شوند که طی يک روز بيش از حد کار و فعاليت انجام دهيم و گاهی همین وسایل باعث استرس میشوند.قبل از خريد وسائل و تجهيزات جديد مطمئن شويم که اين وسايل به پيشرفت موقعيت فعلی ما کمک می کند

  • به چشمان خود استراحت بدهيم.

آيا مدت طولانی به تلويزيون يا مانيتور نگاه می کنيم؟ بايد به چشمان خود استراحت  دهيم هر چند کم. در اين زمان به فضای سبز، آسمان يا درختان خيره شويم. اگر در دسترس نيستند می توانيم يک عکس يا پوستر بر روی ديوار نصب کنيم که بيشتر رنگ های آبی و سبز در آن به کار رفته باشد. اين رنگها بسيار آرام بخش هستند

  • مشکلات را بپذيريم.

بايد پذيرفت که برخی اوقات شرايط طاقت فرسايی در زندگی پديد می آيد و کاری نيز از دست ما بر نمی آيد. در اين شرايط بايد با صبر و پذيرش مشکل و دگرگون کردن موقعيت، بار عاطفی مشکل را کم کنيم

  • ورزش کنيم.

یکی دیگر از راههای کاهش استرس ورزش کردن است.تحقيقات نشان داده است که ورزشکاران از استرس و افسردگی کمتری نسبت به ديگران برخوردارند. همچنين برنامه تمرينات هوازی باعث بهبود حالات افسردگی، اضطراب، آشفتگی فکری و خستگی شديد می باشد. يک پياده روی تند و سريع به مدت 40 دقيقه ميزان استرس را بطور متوسط تا 14 درصد کاهش می دهد

  • قدم بزنيم.

در تحقيقاتی که در دانشکده پزشکی دانشگاه استنفورد در سال 2002 انجام گرفته، آمده است افرادی که 4 بار در هفته پياده روی می کنند، استرس کمتری دارند و را حت تر می خوابند

  • بطور صحيح تنفس کنيم.

تنفس صحيح بايد به اين صورت باشد: دم ( دادن هوا به ريه ها ) يک شماره، نگهداشتن نفس چهار شماره ، بازدم ( بيرون فرستادن هوا از ريه ها ) دو شماره

.

  • به تغذيه خود برسيم.

خوردن مناسب بسيار مهم است. زيرا انرژی مورد نياز بدن را تامين می کند و کمتر دچار حالت عصبی يا فشار روانی می شويم. هميشه از مواد غذايی سبوس دار، ميوه، ترکيبات کربوهيدرات، سبزيجات و حبوبات ثابت ماندن اندازه ی قند خون شده و کمتر خسته می شويم. از مصرف زياد نمک، چربی، خوراکی های سرخ شده و مواد قندی ساده که به آزاد شدن اپی نفرين کمک و باعث عدم مقاومت بدن در برابر فشار روانی می شود خودداری کنيم. به مقدار کافی آب بنوشيم و از مصرف زياد قهوه، چای و نوشابه های گازدار تا حد امکان پرهيز نماييم

  • با آرامش غذا بخوريم.

در هنگام غذا خوردن بهتر است از عجله کردن ، گوش دادن به راديو يا خواندن روزنامه مخصوصا" خبرهای استرس زا پرهيز کنيم

  • روابط اجتماعی خود را  گسترش دهيم.

هنگامی که تحت استرس يا فشار روانی هستيم، بطور غريزی تمايل داريم که به گوشه تنهايی پناه ببريم. کاری اشتباه تر از اين وجود ندارد، چون گوشه گيری باعث می شود تا حواس خود را بيشتر روی مشکلات و افکار منفی متمرکز کنيم که به جای حل آن به تشديد استرس کمک  می کند

  • هيجانات سرکوب شده خود را تخليه کنيم.

متخصصان معتقدند عمل ساده افشای خود باعث تسکين فشار روانی می شود. نوشتن احساساتمان در دفترچه يا صحبت کردن در نوار کمک می کند تا فشار روانی ناشی از رويدادهايی مثل از دست دادن شغل، شروطی، ... کم شده و راحت تر و منطقی تر درباره راه حل های مشکلاتمان بينديشيم

  • مثبت بينديشيم.

مثبت فکر کردن باعث آرامش فکر می شود، که اين امر می تواند با تغييرات فيزيولوژيک که هنگام بوجود آمدن استرس اتفاق می افتد، مقابله کند، بسياری از استرس هايی که تجربه می کنيم از احساسات منفی اطرافمان ناشی می شوند.انديشيدن به اشخاص يا چيزهايی که به آنها عشق می ورزيم آثار خوبی را برجای می گذارد

  • روی موضوع آرامش بخش تمرکز کنيم.

اگر افکارمان به دام اوضاع و احوال نگران کننده ای اسير شد، سعی کنيم با انحراف افکار روی موضوع های آرام بخش مانند يادآوری خاطرات لذت بخش و يا دقت در تصاوير زيبا، از افکار منفی دوری کنيم

  • به زمان حال فکر کنيم.

دکتر ژان بورسينکو در " پرورش روح و جسم " می نويسد: اگر بتوانيم ذهن خود را چنان پرورش دهيم که اميدها و آمال خود را کنار گذاشته و در موقع مناسب به سراغ تک تک آنها برويم، به آرامش ذهنی دست خواهيم یافت.

 ویژه ی ایام محرم

اگر نبود خون حسین (ع) ، خورشید سرد می شد و دیگر در آفاق جاودانه شب نشانی از نور باقی نمی ماند... حسین چشمه خورشید است .

هنوز نیم قرن از حجه الوداع نگذشته ، امت محمد(ص) تیغ بر اوصیای او کشیده اند و با نام اسلام ، قلب اسلام را که امام است ، می درند! اجسامشان به جانب قبله نماز می گزارند ، اما ارواحشان هنوز همان اصنامی را می پرستند که ابراهیم شکسته بود. اجسامشان به جانب قبله نماز می گزارند، اما ارواحشان با باطن قبله که امامت است، پیکار می کنند. جاهلیت ریشه در درون دارد و اگر آن مشرک بت پرست که در درون آدمی است ایمان نیاورد ، چه سود که بر زبان لااله الا الله براند؟ آنگاه جانب عدل و باطن قبله را رها می کندو خانه کعبه را عوض از صنمی سنگی می گیرد که روزی پنج بار در برابرش خم و راست شود و سالی چند روز گرداگردش طواف کند. و ای کاش تا همین جا بسنده می کرد و قلب قبله را با تیغ نمی درید! عجبا! جهان را ببین که چه سان وارونه می شود! افمن یمشی مکبا علی وجهه اهدی امن یمشی سویا علی صراط مستقیم ؟

ای دل! تو چه می کنی؟ می مانی یا می روی؟ داد از آن اختیار که تو را از حسین جدا کند ! این چه اختیاری است که برای روی آوردن بدان باید پشت به اراده حق نهاد ؟ ای دل! نیک بنگر تا قلاّده دنیا را برگردنشان ببینی و سررشته قلاّده را ، که در دست شیطان است . آنان می انگارند که این راه را به اختیار خویش می روند ، غافل که شیطان اصحاب دنیا را با همان غرایزی که در نفس خویش دارند می فریبد.

 

الماس اگر چه از همه جوهرها شفاف تر است ، سخت تر نیز هست . ماندن در صف اصحاب عاشورایی امام عشق تنها با یقین مطلق ممکن است ... و ای دل! تو را نیز از این سنت لایتغیر خلقت گریزی نیست. نپندار که تنها عاشوراییان را بدان بالا آزموده اند و لاغیر... صحرای بلا به وسعت همه تاریخ است .

 آشنایی با امام صادق علیه السلام

مختصری از زندگانى‌ حضرت امام صادق (ع)

1. امام‌ صادق‌ ( ع‌ )

حضرت‌ امام‌ جعفر صادق‌ عليه‌ السلام‌ رئيس‌ مذهب‌ جعفرى‌ ( شيعه‌ ) در روز 17ربيع‌ الاول‌ سال‌ 83 هجرى‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود . 

پدرش‌ امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) و مادرش‌ "ام‌ فروه‌" دختر قاسم‌ بن‌ محمد بن‌ ابى‌ بكر مى‌باشد. 

كنيه‌ آن‌ حضرت‌ : "ابو عبدالله‌" و لقبش‌ "صادق‌" است‌ . حضرت‌ صادق‌ تا سن‌ 12 سالگى‌ معاصر جد گراميش‌ حضرت‌ سجاد بود و مسلما تربيت اوليه‌ او تحت‌ نظر آن‌ بزرگوار صورت‌ گرفته‌ و امام‌ ( ع‌ ) از خرمن‌ دانش‌ جدش‌ خوشه‌چينى‌ كرده‌ است‌ . 

پس‌ از رحلت‌ امام‌ چهارم‌ مدت‌ 19 سال‌ نيز در خدمت‌ پدر بزرگوارش‌ امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) زندگى‌ كرد و با اين‌ ترتيب‌ 31 سال‌ از دوران‌ عمر خود را در خدمت‌ جد و پدر بزرگوار خود كه‌ هر يك‌ از آنان‌ در زمان‌ خويش‌ حجت‌ خدا بودند ، و از مبدأ فيض‌ كسب‌ نور مى‌نمودند گذرانيد . 

بنابراين‌ صرف‌ نظر از جنبه‌ الهى‌ و افاضات‌ رحمانى‌ كه‌ هر امامى‌ آن‌ را دار مى‌باشد ، بهره‌مندى‌ از محضر پدر و جد بزرگوارش‌ موجب‌ شد كه‌ آن‌ حضرت‌ با استعداد ذاتى‌ و شم‌ علمى‌ و ذكاوت‌ بسيار ، به‌ حد كمال‌ علم‌ و ادب‌ رسيد و در عصر خود بزرگترين‌ قهرمان‌ علم‌ و دانش‌ گرديد . 

پس‌ از درگذشت‌ پدر بزرگوارش‌ 34 سال‌ نيز دوره‌ امامت‌ او بود كه‌ در اين‌ مدت‌ "مكتب‌ جعفرى‌" را پايه‌ريزى‌ فرمود و موجب‌ بازسازى‌ و زنده‌ نگهداشتن‌ شريعت‌ محمدى‌ ( ص‌ ) گرديد . 

زندگى‌ پر بار امام‌ جعفر صادق‌ ( ع‌ ) مصادف‌ بود با خلافت‌ پنج‌ نفر از بنى‌ اميه‌ ( هشام‌ بن‌ عبدالملك‌ - وليد بن‌ يزيد - يزيد بن‌ وليد - ابراهيم‌ بن‌ وليد - مروان‌ حمار ) كه‌ هر يك‌ به‌ نحوى‌ موجب‌ تألم‌ و تأثر و كدورت‌ روح‌ بلند امام‌ معصوم‌ ( ع‌ ) را فراهم‌ مى‌كرده‌اند ، و دو نفر از خلفاى‌ عباسى‌ ( سفاح‌ و منصور ) نيز در زمان‌ امام‌ ( ع‌ ) مسند خلافت‌ را تصاحب‌ كردند و نشان‌ دادند كه‌ در بيداد و ستم‌ بر امويان‌ پيشى‌ گرفته‌اند ، چنانكه‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) در 10 سال‌ آخر عمر شريفش‌ در ناامنى‌ و ناراحتى‌ بيشترى‌ بسر مى‌برد .



2. عصر امام‌ صادق‌ ( ع‌ )


عصر امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) يكى‌ از طوفانى‌ترين‌ ادوار تاريخ‌ اسلام‌ است‌ كه‌ از يك‌ سواغتشاشها و انقلابهاى‌ پياپى‌ گروههاى‌ مختلف‌ ، بويژه‌ از طرف‌ خونخواهان‌ امام‌ حسين‌ ( ع‌ ) رخ‌ مى‌داد ، كه‌ انقلاب‌ "ابو سلمه‌" در كوفه‌ و "ابو مسلم‌" در خراسان‌ و ايران‌ از مهمترين‌ آنها بوده‌ است‌ . و همين‌ انقلاب‌ سرانجام‌ حكومت‌ شوم‌ بنى‌ اميه‌ را برانداخت‌ و مردم‌ را از يوغ‌ ستم‌ و بيدادشان‌ رها ساخت‌ . ليكن‌ سرانجام‌ بنى‌ عباس‌ با تردستى‌ و توطئه‌ ، بناحق‌ از انقلاب‌ بهره‌ گرفته‌ و حكومت‌ و خلافت‌ را تصاحب‌ كردند . دوره‌ انتقال‌ حكومت‌ هزار ماهه‌ بنى‌ اميه‌ به‌ بنى‌ عباس‌ طوفانى‌ترين‌ و پر هرج‌ و مرج‌ ترين‌ دورانى‌ بود كه‌ زندگى‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) را فراگرفته‌ بود . 

و از ديگر سو عصر آن‌ حضرت‌ ، عصر برخورد مكتبها و ايده‌ئولوژيها و عصر تضاد افكار فلسفى‌ و كلامى‌ مختلف‌ بود ، كه‌ از برخورد ملتهاى‌ اسلام‌ با مردم‌ كشورهاى‌ فتح‌ شده‌ و نيز روابط مراكز اسلامى‌ با دنياى‌ خارج‌ ، به‌ وجود آمده‌ و در مسلمانان‌ نيز شور و هيجانى‌ براى‌ فهميدن‌ و پژوهش‌ پديد آورده‌ بود . 

عصرى‌ كه‌ كوچكترين‌ كم‌ كارى‌ يا عدم‌ بيدارى‌ و تحرك‌ پاسدار راستين‌ اسلام‌ ، يعنى‌ امام‌ ( ع‌ ) ، موجب‌ نابودى‌ دين‌ و پوسيدگى‌ تعليمات‌ حيات‌بخش‌ اسلام‌ ، هم‌ از درون‌ و هم‌ از بيرون‌ مى‌شد . 

اينجا بود كه‌ امام‌ ( ع‌ ) دشوارى‌ فراوان‌ در پيش‌ و مسؤوليت‌ عظيم‌ بر دوش‌ داشت‌ . پيشواى‌ ششم‌ در گير و دار چنين‌ بحرانى‌ مى‌بايست‌ از يك‌ سو به‌ فكر نجات‌ افكار توده‌ مسلمان‌ از الحاد و بى‌دينى‌ و كفر و نيز مانع‌ انحراف‌ اصول‌ و معارف‌ اسلامى‌ از مسير راستين‌ باشد ، و از توجيهات‌ غلط و وارونه‌ دستورات‌ دين‌ به‌ وسيله‌ خلفاى‌ وقت‌ جلوگيرى‌ كند . 

علاوه‌ بر اين‌ ، با نقشه‌اى‌ دقيق‌ و ماهرانه‌ ، شيعه‌ را از اضمحلال‌ و نابودى‌ برهاند ، شيعه‌اى‌ كه‌ در خفقان‌ و شكنجه‌ حكومت‌ پيشين‌ ، آخرين‌ رمقها را مى‌گذراند ، و آخرين‌ نفرات‌ خويش‌ را قربانى‌ مى‌داد ، و رجال‌ و مردان‌ با ارزش‌ شيعه‌ يا مخفى‌ بودند ، و يا در كر و فر و زرق‌ و برق‌ حكومت‌ غاصب‌ ستمگر ذوب‌ شده‌ بودند ، و جرأت‌ ابراز شخصيت‌ نداشتند ، حكومت‌ جديد هم‌ در كشتار و بى‌عدالتى‌ دست‌ كمى‌ از آنها نداشت‌ و وضع‌ به‌ حدى‌ خفقان‌آور و ناگوار و خطرناك‌ بود كه‌ همگى‌ ياران‌ امام‌ ( ع‌ ) را در معرض‌ خطر مرگ‌ قرار مى‌داد ، چنانكه‌ زبده‌هايشان‌ جزو ليست‌ سياه‌ مرگ‌ بودند . 

"جابر جعفى‌" يكى‌ از ياران‌ ويژه‌ امام‌ است‌ كه‌ از طرف‌ آن‌ حضرت‌ براى‌ انجام‌ دادن‌ امرى‌ به‌ سوى‌ كوفه‌ مى‌رفت‌ . در بين‌ راه‌ قاصد تيز پاى‌ امام‌ به‌ او رسيد و گفت‌ : امام‌ ( ع‌ ) مى‌گويد : خودت‌ را به‌ ديوانگى‌ بزن‌ ، همين‌ دستور او را از مرگ‌ نجات‌ داد و حاكم‌ كوفه‌ كه‌ فرمان‌ محرمانه‌ ترور را از طرف‌ خليفه‌ داشت‌ از قتلش‌ به‌ خاطر ديوانگى‌ منصرف‌ شد . 

جابر جعفى‌ كه‌ از اصحاب‌ سر امام‌ باقر ( ع‌ ) نيز مى‌باشد مى‌گويد : امام‌ باقر ( ع‌ ) هفتاد هزار بيت‌ حديث‌ به‌ من‌ آموخت‌ كه‌ به‌ كسى‌ نگفتم‌ و نخواهم‌ گفت‌ ... 
او روزى‌ به‌ حضرت‌ عرض‌ كرد مطالبى‌ از اسرار به‌ من‌ گفته‌اى‌ كه‌ سينه‌ام‌ تاب‌ تحمل‌ آن‌ را ندارد و محرمى‌ ندارم‌ تا به‌ او بگويم‌ و نزديك‌ است‌ ديوانه‌ شوم‌ . 
امام‌ فرمود : به‌ كوه‌ و صحرا برو و چاهى‌ بكن‌ و سر در دهانه‌ چاه‌ بگذار و در خلوت‌ چاه‌ بگو : حدثنى‌ محمد بن‌ على‌ بكذا وكذا ... ، ( يعنى‌ امام‌ باقر ( ع‌ ) به‌ من‌ فلان‌ مطلب‌ را گفت‌ ، يا روايت‌ كرد ) . 

آرى‌ ، شيعه‌ مى‌رفت‌ كه‌ نابود شود ، يعنى‌ اسلام‌ راستين‌ به‌ رنگ‌ خلفا درآيد ، و به‌ صورت‌ اسلام‌ بنى‌ اميه‌اى‌ يا بنى‌ عباسى‌ خودنمايى‌ كند . 
در چنين‌ شرايط دشوارى‌ ، امام‌ دامن‌ همت‌ به‌ كمر زد و به‌ احيا و بازسازى‌ معارف‌ اسلامى‌ پرداخت‌ و مكتب‌ علمى‌ عظيمى‌ به‌ وجود آورد كه‌ محصول‌ و بازده‌ آن‌ ، چهار هزار شاگرد متخصص‌ ( همانند هشام‌ ، محمد بن‌ مسلم‌ و ... ) در رشته‌هاى‌ گوناگون‌ علوم‌ بودند ، و اينان‌ در سراسر كشور پهناور اسلامى‌ آن‌ روز پخش‌ شدند . 
هر يك‌ از اينان‌ از طرفى‌ خود ، بازگوكننده‌ منطق‌ امام‌ كه‌ همان‌ منطق‌ اسلام‌ است‌ و پاسدار ميراث‌ دينى‌ و علمى‌ و نگهدارنده‌ تشيع‌ راستين‌ بودند ، و از طرف‌ ديگر مدافع‌ و مانع‌ نفوذ افكار ضد اسلامى‌ و ويرانگر در ميان‌ مسلمانان‌ نيز بودند . 

تأسيس‌ چنين‌ مكتب‌ فكرى‌ و اين‌ سان‌ نوسازى‌ و احياگرى‌ تعليمات‌ اسلامى‌ ، سبب‌ شد كه‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) به‌ عنوان‌ رئيس‌ مذهب‌ جعفرى‌ ( تشيع‌ ) مشهور گردد . 
ليكن‌ طولى‌ نكشيد كه‌ بنى‌ عباس‌ پس‌ از تحكيم‌ پايه‌هاى‌ حكومت‌ و نفوذ خود ، همان‌ شيوه‌ ستم‌ و فشار بنى‌ اميه‌ را پيش‌ گرفتند و حتى‌ از آنان‌ هم‌ گوى‌ سبقت‌ را ربودند. . 

امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) كه‌ همواره‌ مبارزى‌ نستوه‌ و خستگى‌ناپذير و انقلابيى‌ بنيادى‌ در ميدان‌ فكر و عمل‌ بوده‌ ، كارى‌ كه‌ امام‌ حسين‌ ( ع‌ ) به‌ صورت‌ قيام‌ خونين‌ انجام‌ داد ، وى‌ قيام‌ خود را در لباس‌ تدريس‌ و تأسيس‌ مكتب‌ و انسان‌ سازى‌ انجام‌ داد و جهادى‌ راستين‌ كرد .



3. جنبش‌ علمى‌


اختلافات‌ سياسى‌ بين‌ امويان‌ و عباسيان‌ و تقسيم‌ شدن‌ اسلام‌ به‌ فرقه‌هاى‌ مختلف‌و ظ‌هور عقايد مادى‌ و نفوذ فلسفه‌ يونان‌ در كشورهاى‌ اسلامى‌ ، موجب‌ پيدايش‌ يك‌ نهضت‌ علمى‌ گرديد . نهضتى‌ كه‌ پايه‌هاى‌ آن‌ بر حقايق‌ مسلم‌ استوار بود . چنين‌ نهضتى‌ لازم‌ بود ، تا هم‌ حقايق‌ دينى‌ را از ميان‌ خرافات‌ و موهومات‌ و احاديث‌ جعلى‌ بيرون‌ كشد و هم‌ در برابر زنديقها و ماديها با نيروى‌ منطق‌ و قدرت‌ استدلال‌ مقاومت‌ كند و آراى‌ سست‌ آنها را محكوم‌ سازد . گفتگوهاى‌ علمى‌ و مناظ‌رات‌ آن‌ حضرت‌ با افراد دهرى‌ و مادى‌ مانند "ابن‌ ابى‌ العوجاء" و "ابو شاكر ديصانى‌" و حتى‌ "ابن‌ مقفع‌" معروف‌ است‌ .
 
به‌ وجود آمدن‌ چنين‌ نهضت‌ علمى‌ در محيط آشفته‌ و تاريك‌ آن‌ عصر ، كار هر كسى‌ نبود ، فقط كسى‌ شايسته‌ اين‌ مقام‌ بزرگ‌ بود كه‌ مأموريت‌ الهى‌ داشته‌ باشد و از جانب‌ خداوند پشتيبانى‌ شود ، تا بتواند به‌ نيروى‌ الهام‌ و پاكى‌ نفس‌ و تقوا وجود خود را به‌ مبدأ غيب‌ ارتباط دهد ، حقايق‌ علمى‌ را از درياى‌ بيكران‌ علم‌ الهى‌ به‌ دست‌ آورد ، و در دسترس‌ استفاده‌ گوهرشناسان‌ حقيقت‌ قرار دهد .

تنها وجود گرامى‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) مى‌توانست‌ چنين‌ مقامى‌ داشته‌ باشد ، تنها امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) بود كه‌ با كناره‌گيرى‌ از سياست‌ و جنجالهاى‌ سياسى‌ از آغاز امامت‌ در نشر معارف‌ اسلام‌ و گسترش‌ قوانين‌ و احاديث‌ راستين‌ دين‌ مبين‌ و تبليغ‌ احكام‌ و تعليم‌ و تربيت‌ مسلمانان‌ كمر همت‌ بر ميان‌ بست‌ . 
زمان‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) در حقيقت‌ عصر طلايى‌ دانش‌ و ترويج‌ احكام‌ و تربيت‌ شاگردانى‌ بود كه‌ هر يك‌ مشعل‌ نورانى‌ علم‌ را به‌ گوشه‌ و كنار بردند و در "خودشناسى‌" و "خداشناسى‌" مانند استاد بزرگ‌ و امام‌ بزرگوار خود در هدايت‌ مردم‌ كوشيدند . 

در همين‌ دوران‌ درخشان‌ - در برابر فلسفه‌ يونان‌ - كلام‌ و حكمت‌ اسلامى‌ رشد كرد و فلاسفه‌ و حكماى‌ بزرگى‌ در اسلام‌ پرورش‌ يافتند . همزمان‌ با نهضت‌ علمى‌ و پيشرفت‌ دانش‌ بوسيله‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) در مدينه‌ ، منصور خليفه‌ عباسى‌ كه‌ از راه‌ كينه‌ و حسد ، به‌ فكر ايجاد مكتب‌ ديگرى‌ افتاد كه‌ هم‌ بتواند در برابر مكتب‌ جعفرى‌ استقلال‌ علمى‌ داشته‌ باشد و هم‌ مردم‌ را سرگرم‌ نمايد و از خوشه‌چينى‌ از محضر امام‌ ( ع‌ ) بازدارد . 

بدين‌ جهت‌ منصور مدرسه‌اى‌ در محله‌ "كرخ‌" بغداد تأسيس‌ نمود . منصور در اين‌ مدرسه‌ از وجود ابو حنيفه‌ در مسائل‌ فقهى‌ استفاده‌ نمود و كتب‌ علمى‌ و فلسفى‌ را هم‌ دستور داد از هند و يونان‌ آوردند و ترجمه‌ نمودند ، و نيز مالك‌ را - كه‌ رئيس‌ فرقه‌ مالكى‌ است‌ - بر مسند فقه‌ نشاند ، ولى‌ اين‌ مكتبها نتوانستند وظ‌يفه‌ ارشاد خود را چنانكه‌ بايد انجام‌ دهند . 

امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) مسائل‌ فقهى‌ و علمى‌ و كلامى‌ را كه‌ پراكنده‌ بود ، به‌ صورت‌ منظم‌ درآورد ، و در هر رشته‌ از علوم‌ و فنون‌ شاگردان‌ زيادى‌ تربيت‌ فرمود كه‌ باعث‌ گسترش‌ معارف‌ اسلامى‌ در جهان‌ گرديد . دانش‌گسترى‌ امام‌ ( ع‌ ) در رشته‌هاى‌ مختلف‌ فقه‌ ، فلسفه‌ و كلام‌ ، علوم‌ طبيعى‌ و ... آغاز شد . فقه‌ جعفرى‌ همان‌ فقه‌ محمدى‌ يا دستورهاى‌ دينى‌ است‌ كه‌ از سوى‌ خدا به‌ پيغمبر بزرگوارش‌ از طريق‌ قرآن‌ و وحى‌ رسيده‌ است‌ .

بر خلاف‌ ساير فرقه‌ها كه‌ بر مبناى‌ عقيده‌ و رأى‌ و نظر خود مطالبى‌ را كم‌ يا 
زياد مى‌كردند ، فقه‌ جعفرى‌ توضيح‌ و بيان‌ همان‌ اصول‌ و فروعى‌ بود كه‌ در مكتب‌ اسلام‌ از آغاز مطرح‌ بوده‌ است‌ . ابو حنيفه‌ رئيس‌ فرقه‌ حنفى‌ درباره‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) گفت‌ : من‌ فقيه‌تر از جعفرالصادق‌ كسى‌ را نديده‌ام‌ و نمى‌شناسم‌ . فتواى‌ بزرگترين‌ فقيه‌ جهان‌ تسنن‌ شيخ‌ محمد شلتوت‌ رئيس‌ دانشگاه‌ الازهر مصر كه‌ با كمال‌ صراحت‌ عمل‌ به‌ فقه‌ جعفرى‌ را مانند مذاهب‌ ديگر اهل‌ سنت‌ جايز دانست‌ - در روزگار ما - خود اعترافى‌ است‌ بر استوارى‌ فقه‌ جعفرى‌ و حتى‌ برترى‌ آن‌ بر مذاهب‌ ديگر . و اينها نتيجه‌ كار و عمل‌ آن‌ روز امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) است‌ . 

در رشته‌ فلسفه‌ و حكمت‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) هميشه‌ با اصحاب‌ و حتى‌ كسانى‌ كه‌ از دين‌ و اعتقاد به‌ خدا دور بودند مناظ‌راتى‌ داشته‌ است‌ . نمونه‌اى‌ از بيانات‌ امام‌ ( ع‌ ) كه‌ در اثبات‌ وجود خداوند حكيم‌ است‌ ، به‌ يكى‌ از شاگردان‌ واصحاب‌ خود به‌ نام‌ "مفضل‌ بن‌ عمر" فرمود كه‌ در كتابى‌ به‌ نام‌ "توحيد مفضل‌" هم‌ اكنون‌ در دست‌ است‌ . مناظ‌رات‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) با طبيب‌ هندى‌ كه‌ موضوع‌ كتاب‌ "اهليلجه‌" است‌ نيز نكات‌ حكمت‌آموز بسيارى‌ دارد كه‌ گوشه‌اى‌ از درياى‌ بيكران‌ علم‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) است‌ . براى‌ شناسايى‌ استاد معمولا دو راه‌ داريم‌ ، يكى‌ شناختن‌ آثار و كلمات‌ او ، دوم‌ شناختن‌ شاگردان‌ و تربيت‌شدگان‌ مكتبش‌ . 

كلمات‌ و آثار و احاديث‌ زيادى‌ از حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ ما حتى‌ قطره‌اى‌ از دريا را نمى‌توانيم‌ به‌ دست‌ دهيم‌ مگر "نمى‌ از يمى‌" . اما شاگردان‌ آن‌ حضرت‌ هم‌ بيش‌ از چهار هزار بوده‌اند ، يكى‌ از آنها "جابر بن‌ حيان‌" است‌ . جابر از مردم‌ خراسان‌ بود . پدرش‌ در طوس‌ به‌ داروفروشى‌ مشغول‌ بود كه‌ به‌ وسيله‌ طرفداران‌ بنى‌ اميه‌ به‌ قتل‌ رسيد . جابر بن‌ حيان‌ پس‌ از قتل‌ پدرش‌ به‌ مدينه‌ آمد . ابتدا در نزد امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) و سپس‌ در نزد امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) شاگردى‌ كرد . جابر يكى‌ از افراد عجيب‌ روزگار و از نوابغ‌ بزرگ‌ جهان‌ اسلام‌ است‌ . 

در تمام‌ علوم‌ و فنون‌ مخصوصا در علم‌ شيمى‌ تأليفات‌ زيادى‌ دارد ، و در رساله‌هاى‌ خود همه‌ جا نقل‌ مى‌كند كه‌ ( جعفر بن‌ محمد ) به‌ من‌ چنين‌ گفت‌ يا تعليم‌ داد يا حديث‌ كرد . از اكتشافات‌ او اسيد ازتيك‌ ( تيزآب‌ ) و تيزاب‌ سلطانى‌ و الكل‌ است‌ . 

وى‌ چند فلز و شبه‌ فلز را در زمان‌ خود كشف‌ كرد . در دوران‌ "رنسانس‌ اروپا" در حدود 30. رساله‌ از جابر به‌ زبان‌ آلمانى‌ چاپ‌ و ترجمه‌ شده‌ كه‌ در كتابخانه‌هاى‌ برلين‌ و پاريس‌ ضبط است‌ . 

حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) بر اثر توطئه‌هاى‌ منصور عباسى‌ در سال‌ 148 هجرى‌ مسموم‌ و در قبرستان‌ بقيع‌ در مدينه‌ مدفون‌ شد . عمر شريفش‌ در اين‌ هنگام‌ 65 سال‌ بود . از جهت‌ اينكه‌ عمر بيشترى‌ نصيب‌ ايشان‌ شده‌ است‌ به‌ "شيخ‌ الائمه‌" موسوم‌ است‌ . 
حضرت‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) هفت‌ پسر و سه‌ دختر داشت‌ . 

پس‌ از حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) مقام‌ امامت‌ بنا به‌ امر خدا به‌ امام‌ موسى‌ كاظ‌م‌ ( ع‌ ) منتقل‌ گرديد . 
ديگر از فرزندان‌ آن‌ حضرت‌ اسمعيل‌ است‌ كه‌ بزرگترين‌ فرزند امام‌ بوده‌ و پيش‌ از وفات‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) از دنيا رفته‌ است‌ . طايفه‌ اسماعيليه‌ به‌ امامت‌ وى‌ قائلند .


4. خلق‌ و خوى‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ )

حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) مانند پدران‌ بزرگوار خود در كليه‌ صفات‌ نيكو و سجاياى‌ اخلاقى‌ سرآمد روزگار بود . حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) داراى‌ قلبى‌ روشن‌ به‌ نور الهى‌ و در احسان‌ و انفاق‌ به‌ نيازمندان‌ مانند اجداد خود بود . داراى‌ حكمت‌ و علم‌ وسيع‌ و نفوذ كلام‌ و قدرت‌ بيان‌ بود . 

با كمال‌ تواضع‌ و در عين‌ حال‌ با نهايت‌ مناعت‌ طبع‌ كارهاى‌ خود را شخصا انجام‌ مى‌داد ، و در برابر آفتاب‌ سوزان‌ حجاز بيل‌ به‌ دست‌ گرفته‌ ، در مزرعه‌ خود كشاورزى‌ مى‌كرد و مى‌فرمود : اگر در اين‌ حال‌ پروردگار خود را ملاقات‌ كنم‌ خوشوقت‌ خواهم‌ بود ، زيرا به‌ كد يمين‌ و عرق‌ جبين‌ آذوقه‌ و معيشت‌ خود و خانواده‌ام‌ را تأمين‌ مى‌نمايم‌ . 

ابن‌ خلكان‌ مى‌نويسد : امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) يكى‌ از ائمه‌ دوازده‌گانه‌ مذهب‌ اماميه‌ و از سادات‌ اهل‌ بيت‌ رسالت‌ است‌ . از اين‌ جهت‌ به‌ وى‌ صادق‌ مى‌گفتند كه‌ هر چه‌ مى‌گفت‌ راست‌ و درست‌ بود و فضيلت‌ او مشهورتر از آن‌ است‌ كه‌ گفته‌ شود . مالك‌ مى‌گويد : با حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) سفرى‌ به‌ حج‌ رفتم‌ ، چون‌ شترش‌ به‌ محل‌ احرام‌ رسيد ، امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) حالش‌ تغيير كرد ، نزديك‌ بود از مركب‌ بيفتد و هر چه‌ مى‌خواست‌ لبيك‌ بگويد ، صدا در گلويش‌ گير مى‌كرد . به‌ او گفتم‌ : اى‌ پسر پيغمبر ، ناچار بايد بگويى‌ لبيك‌ ، در جوابم‌ فرمود : چگونه‌ جسارت‌ كنم‌ و بگويم‌ لبيك‌ ، مى‌ترسم‌ خداوند در جوابم‌ بگويد : لا لبيك‌ ولا سعديك‌ . 

 محاسبات ریاضی در قرآن

چشم ما فقط می‌تواند اجسام یک، دو و سه‌بعدی را ببیند، پس اجسامی که بُعدی بیش از سه بعد دارند، توسط چشم آدمی دیده نمی‌شوند؛مانند پنج بعدی‌ها که علاوه بر طول، عرض و ارتفاع، «زمان و انرژی» هم دارند.

به گزارش فرهنگ به نقل از فارس، برخی مطالب به دلیل لطافت و ماندگاری مضمون و یا کاربردی بودن آن، خواننده را ناخودآگاه ترغیب به انتشار آن می‌کند. این مطالب امروز در پیامک‌ها فراگیر شده و جای خودش را در ایمیل‌ها نیز باز کرده است. راستش برخی از این مطالب آن قدر زیباست که گذشتن از کنار آن به راحتی امکان‌پذیر نیست.

«فارس» هم از این قاعده مستثنی نیست و علاقه‌مند است در نشر این مطالب سهیم باشد. در ادامه، یکی از این مطالب با عنوان «بعد چهارم و مفاهیم مربوط در قرآن» منتشر می‌شود:

*بعد چهارم و مفاهیم مربوط در قرآن

  

طبق نظریات جدید علمی، فضای سه بُعدی که ما در آن زندگی می‌کنیم، یک فضای خمیده است؛ به طوری که اگر سفینه‌ای از یک نقطه شروع به حرکت کند و به زعم خودش در راستای یک خط راست حرکت کند، سرانجام به نقطه شروع حرکتش خواهد رسید.

بنابراین در مقایسه با سطح یک کره که یک سطح 2 بُعدی بسته‌ای است که در جهت بُعد سوم خم شده است، می‌توان گفت جهان 3 بُعدی ما پوسته یک کره 4 بُعدی است، به عبارت دیگر جهان ما یک جهان 3 بُعدی است که در جهت بُعد چهار خم شده است.

حرکت در بُعد چهارم نتایج جالبی در بر خواهد داشت: نظیر امکان خروج از زندان بدون گذشتن از در یا دیوار، عبور از کوه بدون رفتن بالای آن و یا تونل زدن، نزدیک کردن راه‌ها، پشت و رو کردن یک موجود، توجیه ماهیت دو گانه موج ـ ذره و غیره، به نظر می‌رسد مفاهیم فوق با مفهوم برخی آیات قرآنی نزدیکی داشته باشد.

*تعاریف و مثال‌هایی از بُعد

 -نقطه یک جسم بدون بُعد است.

-جسم تک بُعدی مثل یک خط فقط طول دارد.

-جسم 2 بُعدی مسطح بوده و همانند یک نقاشی فقط دارای طول و عرض است.

-جسم 3 بُعدی در دنیای 2 بُعدی دیده نمی‌شود، به عبارتی نامرئی است و فقط سایه آن قابل رؤیت است.

-جسم 3 بُعدی مثل یک گل دارای طول و عرض و ارتفاع است، ما در دنیای 3 بُعدی زندگی می‌کنیم، هر چیزی طول و عرض و ارتفاع دارد.

*نمایش جسم چهار بُعدی در دنیای سه بعدی!

ما که در جهان 3 بُعدی زندگی می‌کنیم، قابلیت رؤیت اجسام 4 بُعدی را نداریم، چرا که در دنیای 3 بُعدی ما هرگز دیده نمی‌شوند و فقط سایه آن‌ها قابل رؤیت است.

چرا که چشم ما فقط می‌تواند اجسام 1، 2 و 3 بُعدی را ببیند، پس اجسامی که بُعدی بیش از 3 بُعد داشته باشند، را نمی‌توانیم ببینیم، سایه جسم 4 بُعدی هم چون فقط 3 بُعد دارد، می‌بینیم، بُعد زمان از دست می‌رود.

در بُعد پنجم، جسم 5 بُعدی طول، عرض، ارتفاع، زمان، انرژی دارد، نمایش جسم 5 بُعدی در دنیای 3 بُعدی امکان پذیر نیست، برخلاف جسم 4 بُعدی که سایه آن 3 بُعدی است و ما می‌توانیم سایه‌اش را ببینیم، حتی سایه اجسام 5 بُعدی چون 4 بُعدی است، در دنیای ما قابل مشاهده نیستند، زیرا بُعد ارتفاع، ‌زمان و انرژی از دست رفته است.

«وَلَمَّا جَاء مُوسَى لِمِیقَاتِنَا وَکَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِی أَنظُرْ إِلَیْکَ قَالَ لَن تَرَانِی وَلَکِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَکَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِی فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکًّا وَخَرَّ موسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَکَ تُبْتُ إِلَیْکَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ» (اعراف/ 143)

و چون موسى به میعاد ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: پروردگارا! خود را به من بنماى تا بر تو بنگرم،فرمود: هرگز مرا نخواهى دید، لیکن به کوه بنگر، پس اگر بر جاى خود قرار گرفت، به زودى مرا خواهى دید، پس چون پروردگارش به کوه جلوه کرد، آن را ریز ریز ساخت و موسى بیهوش بر زمین افتاد و چون به خود آمد، گفت: تو منزهى به درگاهت توبه کردم و من نخستین مؤمنانم.

*حالا می‌دانیم چرا خداوند به حضرت موسی(ع) فرمود: هرگز ما را نخواهی دید، چون خداوند موجودی با ابعاد بیش از 4 بُعد است، به همین دلیل او از دید ما نامرئی است.

«وَرُسُلًا قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَیْکَ مِن قَبْلُ وَرُسُلًا لَّمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَیْکَ وَکَلَّمَ اللّهُ مُوسَى تَکْلِیمًا»(نساء/164)

و پیامبرانى [را فرستادیم] که در حقیقت [ماجراى] آنان را قبلاً بر تو حکایت کردیم و پیامبرانى [را نیز برانگیخته‏ایم] که [سرگذشت] ایشان را بر تو بازگو نکرده‏ایم و خدا با موسى آشکارا سخن گفت.

«وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ، إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ»(قیامت/22-23)

آرى در آن روز صورتهایى شاداب و مسرور است، و به پروردگارش مى‏نگرد.

مثالی دیگر در روز قیامت که مردم قادر به دیدن خداوند نیستند، فقط وجود او را در قلبشان حس می‌کنند.

اجسامی که با سرعتی نزدیک به سرعت نور حرکت می‌کنند، در مقایسه با جسمی که ایستاده یا سرعت حرکت آن کمتر است، زمان برای آن‌ها کندتر می‌گذرد.

*زمان در بُعد چهارم

هر سال زندگی در بُعد چهارم معادل 66666 سال زندگی در بُعد سوم یا سال زمینی است.

«تَعْرُجُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَةٍ، فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِیلًا، إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیدًا، وَنَرَاهُ قَرِیبًا»(معارج 4-7)

فرشتگان و روح در روزى که مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى او بالا مى‏روند، پس صبر کن صبرى نیکو، زیرا آنان [عذاب] را دور مى‏بینند، [ما] نزدیکش مى‏بینیم.

-50 هزار سال زمینی؛ یعنی فقط 9 ماه در بُعد چهارم است

-هر روز زندگی در بُعد چهارم معادل 182 سال و 7 ماه زمینی است.

-هر ساعت در بُعد چهارم معادل 7 سال و 7 ماه زمینی است.

- هر ساعت در بُعد چهارم معادل 91 ماه و 10 روز در بُعد سوم است.

- 1000 ماه معادل 10.95 ساعت یعنی 10 ساعت و 57 دقیقه است.

«قَالُوا لَبِثْنَا یَوْمًا أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ فَاسْأَلْ الْعَادِّینَ» (مؤمنون/ 113)

مى‏گویند: یک روز یا پاره‏اى از یک روز ماندیم، از شما گران [خود] بپرس.

 *شما چند ساعت است در روی زمین زندگی می‌کنید؟

- 120 سال عمر در زمین معادل 15 ساعت و 45 دقیقه زندگی در بُعد چهارم است.

- 80 سال عمر دنیوی معادل 10 ساعت و 30 دقیقه زندگی در بُعد چهارم است.

- 60 سال زمینی معادل 8 ساعت و 15 دقیقه است.

«فَاصْبِرْ کَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ کَأَنَّهُمْ یَوْمَ یَرَوْنَ مَا یُوعَدُونَ لَمْ یَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِّن نَّهَارٍ بَلَاغٌ فَهَلْ یُهْلَکُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ» (احقاف/35)

پس همان گونه که پیامبران نستوه صبر کردند، صبر کن و براى آنان شتابزدگى به خرج مده، روزى که آنچه را وعده داده مى‏شوند، بنگرند، گویى که آنان جز ساعتى از روز را [در دنیا] نمانده‏اند [این] ابلاغى است پس آیا جز مردم نافرمان هلاکت‏خواهند یافت.

«کَأَنَّهُمْ یَوْمَ یَرَوْنَهَا لَمْ یَلْبَثُوا إِلَّا عَشِیَّةً أَوْ ضُحَاهَا» (نازعات/46)

روزى که آن را مى‏بینند، گویى که آنان جز شبى یا روزى درنگ نکرده‏اند.

- کسی که 100 سال قبل مرده فقط 13 ساعت و 10 دقیقه در بعد چهارم از مرگش می‌گذرد یعنی بخشی از یک روز.

*چرا همه زمان‌ها در قرآن بر مبنای بُعد چهارم است؟

«وَنُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَمَن فِی الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَاء اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِیهِ أُخْرَى فَإِذَا هُم قِیَامٌ یَنظُرُونَ»(زمر/68)

و در صور دمیده مى‏شود، پس هر که در آسمان‌ها و هر که در زمین است بیهوش در مى‏افتد مگر کسى که خدا بخواهد،سپس بار دیگر در آن دمیده مى‏شود و بناگاه آنان بر پاى ایستاده مى‏نگرند.

  

*قانون طی‌الارض

«قَالَ یَا أَیُّهَا المَلَأُ أَیُّکُمْ یَأْتِینِی بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن یَأْتُونِی مُسْلِمِینَ، قَالَ عِفْریتٌ مِّنَ الْجِنِّ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِکَ وَإِنِّی عَلَیْهِ لَقَوِیٌّ أَمِینٌ، قَالَ الَّذِی عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْکِتَابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَن یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَأَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَمَن شَکَرَ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ» (نمل/38-40)

[سپس] گفت: اى سران [کشور] کدام یک از شما تخت او را پیش از آنکه مطیعانه نزد من آیند، براى من مى‏آورد، عفریتى از جن گفت من آن را پیش از آنکه از مجلس خود برخیزى براى تو مى‏آورم و بر این [کار] سخت توانا و مورد اعتمادم، کسى که نزد او دانشى از کتاب [الهى] بود، گفت: من آن را پیش از آنکه چشم خود را بر هم زنى برایت مى‏آورم، پس چون [سلیمان] آن [تخت] را نزد خود مستقر دید، گفت: این از فضل پروردگار من است تا مرا بیازماید که آیا سپاسگزارم یا ناسپاسى مى‏کنم و هر کس سپاس گزارد، تنها به سود خویش سپاس مى‏گزارد و هر کس ناسپاسى کند، بى‏گمان پروردگارم بى‏نیاز و کریم است.

«سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ البَصِیرُ» (اسراء/1)

منزه است آن [خدایى] که بنده‏اش را شبانگاهى از مسجد الحرام به سوى مسجد الاقصى که پیرامون آن را برکت داده‏ایم، سیر داد تا از نشانه‏هاى خود به او بنمایانیم که او همان شنواى بیناست.

*آیه تعیین سرعت نور

«یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ یَعْرُجُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ»(سجده/5)

*راه محاسباتی سرعت نور قرآنی

-فاصله = هزار سال از سال‌هایی است که شما می‌شمرید

12000=1*1000

-هر سال= 12 ماه------ در نتیجه 12

-طول مسیر سفر طی یک ماه = L

-فاصله = 12000*L

-سرعت = 25831348035.086 تقسیم بر 86164.0906

در نتیجه سرعت نور محاسبه شده در قرآن عبارتند از: کیلومتر بر ثانیه 49/299792

 

 
22بهمن
شعار انقلاب بهمن 57 مرگ بر طاغوت بود 
در انقلاب 22 بهمن 1357 گروه‌ها و افکار مختلف مردمی و غیر مردمی مشارکت و تلاش داشتند و شعار‌های زیادی هم وجود داشت که هنوز هم وجود دارد مثل مرگ بر شاه ! البته درست است که مردم در سال 57 شاه را از ایران بیرون کردند و رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی به ایران وارد شدند وبه طبع آن نظام شاهنشاهی منقضی گشت ولی هنوز هم شعار ما " مرگ بر شاه " است! حتی مهمترین و اصلی‌ترین شعار ما یعنی " استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی " هم باز مرگ بر شاه است، چرا که اصلاً از ابتداء شعار ما شعار اسلام بود یعنی "مرگ بر طاغوت و طاغوتیان " و شاه نماد این طاغوت برای ملت ایران بود.حال این سوال پیش می‌آید چطور می‌شود شعار " استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی " انقلاب اسلامی ایران ما همان مرگ بر طاغوت باشد ؟
برای روشن شدن این مسئله ابتدا به کلمه مهمتر و عام‌تر این شعار می‌پردازیم یعنی کلمه مقدس" آزادی " 
آزادی برای بشر مبتنی بر تعریف منطقی انسان  ( حیوان ناطق ) در دو بعُد جسمی و غیرجسمی می‌تواند وجود داشته باشد یعنی " آزادی جسمانی " و" آزادی انسانی "
آزادی جسمانی :
واقعیتهای مربوط به قوه ها، استعدادها، خواسته‌ها و برتری جویی‌های مرتبط با بعد جسمانی انسان است.
آزادی انسانی :
واقعیتهای مقدس ( الزاماً نه فقط به معنای الهی ) و برتر از آزادی حیوانی است این واقعیتها یا از مقوله عواطف و گرایشها و تمایلات عالی انسانی است ویا از مقوله ادراکها و دریافتها و اندیشه‌ها است.
در واقع آزادی اندیشه ناشی از همین استعداد متعالی انسانی است و علت پیشرفت و تکامل بشریت هم همین است، اما مغلطه تاریخی آزادی همین جا است، مغالطه تبدیل آزادی اندیشه به آزادی عقیده!
آزادی عقیده یعنی هر عقیده ای که الزاماً ناشی از تفکرات صحیح و درست هم نیست بتواند منشأ عقاید و عادتها و تقلید‌ها و تعصبها باشد!
این آزادی نه تنها مقدس ( الزاما نه به معنای الهی ) نیست ، بلکه سد راه آزادی اندیشه و مانع آزادی انسانی است در واقع آزادی عقیده بهترین کمک حال مستکبرین و استعمارگران است ، برای مثال وقتی ملکه انگلیس به هند می‌رود برای ادای احترام به بتخانه‌های آنها هم می‌رود و انجا به بهترین انحاء هم ادای احترام می‌کند ، با نمونه ای دیگر وقتی کورش موفق به فتح بابل شد بتخانه‌های آنها را محترم شمرد و آنجا را خراب نکرد !
مغالطه اینجا آشکار می‌شود ، این رفتار با سنت نبوی سازگار نیست ! برای مثال حضرت ابراهیم علیه السلام در اولین فرصت مناسب به سراغ بتهای شهر خود رفت و آنها را شکست و همه می‌دانیم تبر را بر دوش بت بزرگ گذاشت و بیرون آمد! بت پرستان هم می‌دانستند ابراهیم خلیل الله علیه السلام احترامی برای بتها قائل نیست واین کار از او بر می‌آمده است، همچنیندر قضیّه فتح ( بدون خونریزی ) مکه توسط پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله حضرتاقدام به شکستن بتهای کعبه نمودند و این را در راستای آزادی انسانی و دوری از جهل پرستی می‌دانستند.
در واقع استدلال قرآن برای دوری از مغالطه آزادی عقیده  " فَرَجَعُوا إِلَى أَنفُسِهِمْ "  است ؛ چرا که از دیدگاه قرآن، بشر، انسان عاقل و اندیشمندی است که منطق آن دوری از "اغراء به جهل " است یعنی قرآن اندیشه ناب و منطقی به دور از جهل اندیشی را شعار خود قرار داده است ، به طبع آن شعار آزادی ما در انقلاب و استمرار آن تا ظهور مهدی صاحب الزمان عجل الله تعال فرجه یعنی مرگ بر شاه ، مرگ بر طاغوت یعنی برائت از طاغوت و اعلام برائت از دشمنان اسلام و این شعار مبدا و مقصد انقلاب اسلامی در ایران است.
-

 
برگرفته از مجموعه یادداشتهای، سخنرانی‌ها ومصاحبه‌های استاد شهید مطهری پیرامون " انقلاب اسلامی "
 
شهید مصطفی احمدی روشن

21 دی
سالگرد دانشمند هسته ای شهید مصطفی احمدی روشن را گرامی میداریم
 

..
 

کلیک کنید

ویژه نامه مطالعاتی درباره حضرت رسول و هفته وحدت
 نمونه سوال عربی آذر 93
 مطالعه سیستمی و سیستم مطالعه
کتابخوانی
چرا مطالعه کنم؟
چقدر؟
برای تامین کدام نیاز؟

آیا این نیاز مستقیماً توسط مطالعه تأمین می‌شود یا مطالعه یک نقش کلیدی دارد؟ چه نقشی؟
در سیستم مطالعه علمی و مؤثر، به مطالعه کنندة یک کتاب آموزش داده می‌شود تا او :
  بتواند هدفگذاری کند.
 دلیل و چرایی مطالعه اش را به خوبی و با شفافیت لازم بیان کند.
 مقصد و مقصود خود را از مطالعه به درستی شناسایی کند.
 زمان و نیروی مورد نیاز برای مطالعه را فراهم کند.
 شرایط مربوط به بهینه سازی و بهره وری در مطالعه را فراهم کند.
 نیازهای اساسی خود را در ذهن مرور کند .
 اهداف خود را مجسم کند.


فهم هدفمندی و درک روابط بین پدیده‌های مختلف، یکی از آرمان‌های اصلی بین علوم مختلف به شمار می‌رود. در دنیای امروز که رشد روز افزون علوم و فناوری از یک سو و گستردگی نیازها و مطالبات از سوی دیگر باعث شده تا ضرورت توجه به سیستم‌ها و نظام‌ها و قوانین و روش‌ها بیش از هر زمان دیگری محسوس باشد، به نظر می‌رسد آنگونه که باید، به مقولة مهندسی مطالعه و فرهنگ‌سازی برای مطالعه متناسب با روند موجود پرداخته نشده است.

مطالعه یکی از نیازهای حیاتی بشر برای زنده ماندن روح اوست.

اگر بخواهیم این گزاره از حالت انتزاعی خارج شود و به قول رهبر انقلاب، در زندگی ما وارد شود، چه باید بکنیم؟

شاید دوری انسان از ضرورت عمل کردن به یافته‌ها باعث شده تا بسیاری از مفاهیم غنی و قوی که می‌تواند راهگشای نسل‌ها باشد در طبقه‌ها و قفسه‌های اتاق‌ها بماند و در سکوت و غریبی محض، منتظر بایگانی‌ها باشد و از طرفی، تصمیم گیران و کاربران و نیازمندان به آگاهی و تحقیق، همچنان منتظر نتایج پژوهش‌ها و مطالعات و مواد اولیه تصمیم هایشان بمانند.

به نظر می‌رسد مطالعه سیستمی می‌تواند تا اندازه ای به حل این پارادوکس (تضاد) کمک نماید و حلقه این زنجیره گسست یافته را تکمیل کند. به این منظور و برای تبیین این موضوع از سیستم مطالعه شروع می‌کنیم. 

در سیستم مطالعه، هدفمندی شرط و گام اول است. پس از پرداختن به تعریف اصلی مطالعه که در آن تعیین هدف و تأمین هدف دو راهبرد و شاخص کلیدی بشمار می‌آیند، در حین اجرای مطالعه و تحقق امر مطالعه، هدفمندی یک ضرورت است.

چرا مطالعه کنم؟

چقدر؟

برای تأمین کدام نیاز؟

آیا این نیاز مستقیماً توسط مطالعه تأمین می‌شود یا مطالعه یک نقش کلیدی دارد؟ چه نقشی؟

 در سیستم مطالعه علمی و مؤثر، به مطالعه کنندة یک کتاب آموزش داده می‌شود تا او :

  بتواند هدفگذاری کند.

 دلیل و چرایی مطالعه اش را به خوبی و با شفافیت لازم بیان کند.

 مقصد و مقصود خود را از مطالعه به درستی شناسایی کند.

 زمان و نیروی مورد نیاز برای مطالعه را فراهم کند.

 شرایط مربوط به بهینه سازی و بهره وری در مطالعه را فراهم کند.

 نیازهای اساسی خود را در ذهن مرور کند .

 اهداف خود را مجسم کند.

با پشت سر گذاشتن این مراحل مهم، ذهن او برای دریافت مطالب تازه و مهم آماده می‌شود و با این آمادگی او به مطالب علاقه مندتر می‌شود. تمرکز و دقت لازم را پیدا می‌کند و مطالعه به عنوان یک خوراک فکری و روحی و روانی در ذائقه روانی او خوشایند می‌شود و بار عاطفی مثبت حاصل از آن در شخصیت و منش و نگرش و بینش و روش و دانش او تأثیر می‌گذارد.

در سیستم مطالعه، شخصی که مطالعه می‌کند، نویسنده را پیش روی خود و در کنار خود احساس می‌کند. او نویسنده را کاملاً می‌بیند و با او به گفتگوی علمی می‌نشیند، نسبت به فرضیه‌های او واکنش مطلوب و مناسب نشان می‌دهد و بی تفاوت نیست. در قسمت‌های مختلف نوشته با نویسنده درگیر می‌شود، بحث می‌کند، سؤال می‌کند، نظر می‌دهد، نقد می‌کند و به طور کلی فعال است. پویایی او در حین مطالعه حتی در چهره او نیز نمایان می‌گردد و بالعکس ژست او و شیوة نشستن او و حالت برخورد او به فعالیت ذهنی اش کمک می‌کند.این نوع مطالعه قطعاً جذاب و مورد علاقه خواهد بود.

رعایت سیستم مناسب و منطقی در مطالعه، گام به گام در اندیشه و احساس و رفتار او تاثیر می‌گذارد و تغییری در او شکل می‌دهد و این مفهوم اصلی یادگیری است. هر تغییر هدفمندی در انسان، مثل حرکت یک آب که ابتدا راکد بوده، نسیم تازه ای در خود و اطراف ایجاد می‌کند. تغییر انسان به وسیلة مطالعه، یک نعمت الهی است. در واقع تفکر اصیل و واقعی همین است. هر فکری یک تغییر ایجاد می‌کند و مطالعه، مواد خام تفکر را فراهم می‌کند. کتاب و مطالعه یکی از منابع اساسی و حیاتی یک انسان و یک جامعه بشمار می‌آید، به شرطی که یک نظام و سیستم هدفمند و قابل قبول برای آن تعریف شود.

تشریح کامل سیستم مطالعه نیاز به مجال و فضای بیشتری دارد که در این مقوله به همین مقدار بسنده می‌کنیم و کوتاه سخن این که: در سیستم علمی مطالعه : هدفمندی،تفکر، انعطاف، تمرکز، تغییر، دقت، یادگیری، پیگیری، جذابیت، علاقه مندی، فعالیت ذهن و جسم، فیزیک بدن، نیاز شناسی، نقادی، تحلیل، تجزیه و ترکیب، خلاقیت،تجسم، رابطه‌ها و ده‌ها مسأله از این نوع یافت می‌شود که به نوبة خود در ساختار فکری- ذهنی- عاطفی- روانی- معنوی و جسمی فرد و همچنین جامعه تأثیرگذار است.

حال با این فرض که این سیستم به خوبی طراحی و اجرا شود، می‌توان به آثار و پیامدهای آن نیز توجه کرد. یکی از آفت‌های مطالعه و مطالعه کنندگان، پراکنده خوانی و مطالعه ناکارآمد است.

با اندکی تأمل می‌توان، عدم تبیین اهداف در مطالعه را از دلایل اصلی این پراکندگی دانست. هر مطالعه ای باید قطعه ای از پازل یک طرح را تکمیل کند.کسانی که برای زندگی فردی و اجتماعی خود طرح دارند و در این طرح، مطالعه را جزء نیازهای خود و جامعه شان می‌دانند به این نکته مهم پی برده اند که اگر بدون دلیل مطالعه کنند در عمر و هزینة خود اسراف کرده اند و سرمایه و منابع خود را از بین می‌برند.

اگر کتاب به منزلة گمشدة انسان باشد تحقق آن، نشاط ایجاد می‌کند، موج مثبت ایجاد می‌کند، ریشه‌های انسان را تقویت می‌کند. اما اگر کتاب فقط در حد اجبار و تفنن و تطمیع و تحدید و تحمیل و تلقین و تقلید بماند(که هر یک مبنای یک سیستم تربیتی در فرد و اجتماع است) در این حالت مطالعه کتاب به صورت یک بازی و یک تفریح و یک امر جانبی در می‌آید و بدیهی است که در این صورت اعتبارات مربوط به این بخش جدی گرفته نمی‌شود. با گسترش فرهنگ اصیل و علمی و صحیح مطالعه، ابزار مناسبی به دست می‌آید که با استفاده از آن آحاد مردم و مسؤلین را می‌توان به جایگاه کلیدی و زیربنایی این مسأله بیش تر از قبل آگاه کرد.

اثر مطالعه سیستمی این است که حذف و یا کمرنگ بودن مطالعه و کتاب در یک سیستم فرهنگی، تربیتی، آموزشی و حتی صنعتی و اقتصادی و خدماتی به اندازة قطع شدن برق در آن اداره یا سازمان یا سیستم احساس می‌شود یا به اندازة قطع شدن آب یا تلفن و یا... نیاز به مطالعه یعنی نیاز در این حد. با تخصصی شدن فرآیند کتاب خوانی و مطالعه و افزایش حمایت‌های مادی و معنوی در این عرصه، می‌توان تضمین نمود که به عنوان یک خرده فرهنگ زیر بنایی در مهندسی فرهنگی، بخش بسیار مهمی از زیرساخت‌های آن فراهم گردد و بالطبع تأثیر فوق العادة آن در تحقق جنبش غریبانة نرم افزاری را شاهد بود.

استاد معماریانی

 درباره آموزشگاه

آموزشگاه هوشمند راه دانش

آموزشگاه راهنمایی دخترانه هوشمند راه دانش در سال 1371 با مدیریت لیلا جمالپور تاسیس گردید. سعی بر آن گردید که هر ساله با بهره گیری از دانش روز دنیا و کادر دبیران برتر مکانی  برای رشد دختران باهوش ، ساعی ، دین دار و آگاه باشد.

 در چنين آموزشگاه‌اي  دانش‌آموز هوشمند، با صرف وقت بر روي موضوعات به ‌شكل مستمر، منابع و قابليت‌هاي اجرايي خود را توسعه و تغيير مي‌دهد و اين نكته‌اي است كه به مسؤولان آموزشگاه اجازه مي‌دهد تا با توجه به تغييرات به‌وجود آمده و افزايش سطح اطلاعات دانش‌آموزان، آن‌ها را براي اخذ اطلاعات جديد آماده نمايند.

      به امید شکوفایی تمام نوجوانان خوب سرزمین زیباییمان      

 زندگی نامه شهید مطهری

زندگینامه

شرح مختصر زندگانی مولف شهید
استاد شهید آیت الله مطهری در ۱۳ بهمن ۱۲۹۸ هجری شمسی در فریمان واقع در ۷۵ کیلومتری شهر مقدس مشهد در یک خانواده اصیل روحانی چشم به جهان می گشاید. پس از طی دوران طفولیت به مکتبخانه رفته و به فراگیری دروس ابتدایی می پردازد.

در سن دوازده سالگی به حوزه علمیه مشهد عزیمت نموده و به تحصیل مقدمات علوم اسلامی اشتغال می ورزد. در سال ۱۳۱۶ علیرغم مبارزه شدید رضاخان با روحانیت و علیرغم مخالفت دوستان و نزدیکان، برای تکمیل تحصیلات خود عازم حوزه علمیه قم می شود در حالی که به تازگی موسس گرانقدر آن آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی دیده از جهان فروبسته و ریاست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آیات عظام سید محمد حجت، سید صدرالدین صدر و سید محمد تقی خوانساری به عهد گرفته اند.
در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (در فقه و اصول) و حضرت امام خمینی ( به مدت ۱۲ سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سید محمد حسین طباطبائی (در فلسفه : الهیات شفای بوعلی و دروس دیگر) بهره می گیرد. قبل از هجرت آیت الله العظمی بروجردی به قم نیز استاد شهید گاهی به بروجرد می رفته و از محضر ایشان استفاده می کرده است. مولف شهید مدتی نیز از محضر مرحوم آیت الله حاج میرزا علی آقا شیرازی در اخلاق و عرفان بهره های معنوی فراوان برده است. از اساتید دیگر استاد مطهری می توان از مرحوم آیت الله سید محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آیت الله سید محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وی در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصیل علم، در امور اجتماعی و سیاسی نیز مشارکت داشته و از جمله با فدائیان اسلام در ارتباط بوده است. در سال ۱۳۳۱ در حالی که از مدرسین معروف و ازامیدهای آینده حوزه به شمار می رود به تهران مهاجرت می کند.

در تهران به تدریس در مدرسه مروی و تألیف و سخنرانیهای تحقیقی می پردازد. در سال ۱۳۳۴ اولین جلسه تفسیر انجمن اسلامی دانشجویان توسط استاد مطهری تشکیل می گردد. در همان سال تدریس خود در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران را آغاز می کند. در سالهای ۱۳۳۷ و ۱۳۳۸ که انجمن اسلامی پزشکان تشکیل می شود .استاد مطهری از سخنرانان اصلی این انجمن است و در طول سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۰ سخنران منحصر به فرد این انجمن می باشد که بحثهای مهمی از ایشان به یادگار مانده است.
کنار امام بوده است به طوری که می توان سازماندهی قیام پانزده خرداد در تهران و هماهنگی آن با رهبری امام را مرهون تلاشهای او و یارانش دانست. در ساعت ۱ بعد از نیمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد ۱۳۴۲ به دنبال یک سخنرانی مهیج علیه شخص شاه به وسیله پلیس دستگیر شده و به زندان موقت شهربانی منتقل می شود و به همراه تعدادی از روحانیون تهران زندانی می گردد. پس از ۴۳ روز به دنبال مهاجرت علمای شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه سایر روحانیون از زندان آزاد می شود.
پس از تشکیل هیئتهای موتلفه اسلامی، استاد مطهری از سوی امام خمینی همراه چند تن دیگر از شخصیتهای روحانی عهده دار رهبری این هیئتها می گردد. پس از ترور حسنعلی منصور نخست وزیر وقت توسط شهید محمد بخارایی کادر رهبری هیئتهای موتلفه شناسایی و دستگیر می شود ولی از آنجا که قاضی یی که پرونده این گروه تحت نظر او بود مدتی در قم نزد استاد تحصیل کرده بود به ایشان پیغام می فرستد که حق استادی را به جا آوردم و بدین ترتیب استاد شهید از مهلکه جان سالم بدر می برد. سنگینتر می شود. در این زمان وی به تألیف کتاب در موضوعات مورد نیاز جامعه و ایراد سخنرانی در دانشگاهها، انجمن اسلامی کردن محتوای نهضت اسلامی پزشکان، مسجد هدایت، مسجد جامع نارمک و غیره ادامه می دهد.

به طور کلی استاد شهید که به یک نهضت اسلامی معتقد بود نه به هر نهضتی، برای اسلامی کردن محتوای نهضت تلاشهای ایدئولوژیک بسیاری نمود و با اقدام به تأسیس حسینیه ارشاد نمود و با کجرویها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. در سال ۱۳۴۶ به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسیس حسینیه ارشاد نمود به طوری که می توان او را بنیانگذار آن موسسه دانست. ولی پس از مدتی به علت تکروی و کارهای خودسرانه و بدون مشورت یکی از اعضای هیئت مدیره و ممانعت او از اجرای طرحهای استاد و از جمله ایجاد یک شورای روحانی که کارهای علمی و تبلیغی حسینیه زیر نظر آن شورا باشد سرانجام در سال ۱۳۴۹ علیرغم زحمات زیادی که برای آن موسسه کشیده بود و علیرغم امید زیادی که به آینده آن بسته بود در حالی که در آن چند سال خون دل زیادی خورده بود از عضویت هیئت مدیره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک گفت.

در سال ۱۳۴۸ به خاطر صدور اعلامیه ای با امضای ایشان و حضرت علامه طباطبایی و آِیت الله حاج سید ابوالفضل مجتهد زنجانی مبنی بر جمع اعانه برای کمک به آوارگان فلسطینی و اعلام آن طی یک سخنرانی در حسینیه ارشاد دستگیر شد و مدت کوتاهی در زندان تک سلولی به سربرد. از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۱ برنامه های تبلیغی مسجدالجواد را زیر نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلی بود تا اینکه آن مسجد و به دنبال آن حسینیه ارشاد تعطیل گردید و بار دیگر استاد مطهری دستگیر و مدتی در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهید سخنرانیهای خود را در مسجد جاوید و مسجد ارک و غیره ایراد می کرد. بعد از مدتی مسجد جاوید نیز تعطیل گردید. در حدود سال ۱۳۵۳ ممنوع المنبر گردید و این ممنوعیت تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت. اما مهمترین خدمات استاد مطهری در طول حیات پر برکتش ارائه ایدئولوژی اصیل اسلامی از طریق درس و سخنرانی و تألیف کتاب است. این امر خصوصاً در سالهای ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۷ به خاطر افزایش تبلیغات گروههای چپ و پدید آمدن گروههای مسلمان چپ زده و ظهور پدیده التقاط به اوج خود می رسد. گذشته از حضرت امام، استاد مطهری اولین شخصیتی است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدین خلق ایران » پی می برد و دیگران را از همکاری با این سازمان باز می دارد و حتی تغییر ایدئولوژی آنها را پیش بینی می نماید. در این سالها استاد شهید به توصیه حضرت امام مبنی بر تدریس در حوزه علمی قم هفته ای دو روز به قم عزیمت نموده و درسهای مهمی در آن حوزه القا می نماید و همزمان در تهران نیز درسهایی در منزل و غیره تدریس می کند. در سال ۱۳۵۵ به دنبال یک درگیری با یک استاد کمونیست دانشکده الهیات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته می شود. همچنین در این سالها استاد شهید با همکاری تنی چند از شخصیتهای روحانی، «جامعه روحانیت مبارز تهران » را بنیان می گذارد بدان امید که روحانیت شهرستانها نیز به تدریج چنین سازمانی پیدا کند.

گرچه ارتباط استاد مطهری با امام خمینی پس از تبعید ایشان از ایران به وسیله نامه و غیره استمرار داشته است ولی در سال ۱۳۵۵ موفق گردید مسافرتی به نجف اشرف نموده و ضمن دیدار با امام خمینی درباره مسائل مهم نهضت و حوزه های علمیه با ایشان مشورت نماید. پس از شهادت آیت الله سید مصطفی خمینی و آغاز دوره جدید نهضت اسلامی، استاد مطهری به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار می گیرد و در تمام مراحل آن نقشی اساسی ایفا می نماید. در دوران اقامت حضرت امام در پاریس، سفری به آن دیار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ایشان گفتگو می کند و در همین سفر امام خمینی ایشان را مسؤول تشکیل شورای انقلاب اسلامی می نماید. هنگام بازگشت امام خمینی به ایران مسؤولیت کمیته استقبال از امام را شخصاً به عهده می گیرد و تا پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن همواره در کنار رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی و مشاوری دلسوز و مورد اعتماد برای ایشان بود تا اینکه در ساعت بیست و دو و بیست دقیقه سه شنبه یازدهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۸ در تاریکی شب در حالی که از یکی از جلسات فکری سیاسی بیرون آمده بود یا گلوله گروه نادان و جنایتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت می رسد و امام و امت اسلام در حالی که امیدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمی عظیم فرو می روند. سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.

 دعا
 دانش آموز ممتاز
کلاس: 1/2
 موفقیت های علمی دانش آموزان






موفقیت های علمی دانش آموزان عزیز فاطمه احمد معظم و هستی توفیقی را به ایشان و خانواده محترمشان و مربیان گرامی تبریک عرض می نماییم
 
 
 وبلاگ های به روز شده
 کلاس ریاضی

کلاس تقویتی ریاضی

دوشنبه ها پایه هفتم ساعت     12:30 – 14

سه شنبه ها پایه هشتم ساعت  12:30– 14

چهارشنبه ها پایه نهم ساعت  12:30 14

 برنامه کلاسی 98-97

دانش آموزان عزیز از شنبه 97/07/23  تکلیف هفتگی را طبق این برنامه تنظیم کنید.

برنامه هفتگی

 

 اعمال دحوالارض
 فعالیتهای مطالعات اجتماعی
 نمونه سوال مطالعات اجتماعی
 توصیه هایی درباره چهارشنبه آخر سال

چهل حدیث حسینی

 تربیت و روانشناسی تربیتی
 دریافت سوالات IMC

دانلود نمونه سوالات IMC

 دل نامه
 آمار بازدید ها