سامانه مدرسه هوشمند پویان



 

دبیرستان هوشمنـد دختـرانه راه دانش (دوره ی اول متوسطه)

 پانل ورود کاربران

 

برای دریافت مقنعه و کارت تهیه لباس مدرسه و ثبت نام سال تحصیلی 96-95 همه روزها به غیر از پنجشنبه ها از ساعت 9:30 صبح می توانید به دفتر مدرسه مراجعه نمایید.

 آزمون نمونه دولتی


دانش آموزان شرکت کننده در آزمون نمونه دولتی تا قبل از ساعت 2 بعد از ظهر روز پنجشنبه 96/4/8 برای مُهر زدن کارت ورود به جلسه آزمون به مدرسه مراجعه نمایند.
 

 آزمون نمونه دولتی

کارت ورود به جلسه آزمون ورودی مدارس نمونه دولتی از روز سه شنبه مورخ 96/3/30 از طریق سایت sanjesh.giledu.ir قابل دریافت می باشد.

آزمون ورود به مدارس نمونه دولتی روز جمعه مورخ 96/4/9 راس ساعت 9 صبح آغاز خواهد گردید.

 تقویم روز
 حدود توضیحات قواعدعربی

دانش آموزان پایه دوم و سوم راهنمایی

برای یادگیری قواعد تجوید وطرز صحیح

تلفظ عربی فایل زیر را مطالعه کنید

فایل قواعد تجوید

 آزمون جامع بهمن ماه
فیزیک

اول    سوم

شیمی

اول
 آزمون آنلاین

آزمون آنلاین

 هفته حجاب و عفاف گرامی باد

حجاب در سیره کوثر قرآن

1.حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که:

روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.

رسول خدا فرمود:« چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟» فاطمه عرض کرد:« او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند.» رسول خدا فرمود:« شهادت می دهم که تو پاره تن منی

2.روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند.

این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید.

فاطمه فرمود:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)» وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود:« فاطمه پاره تن من است

3.امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»

فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند » رسول خدا فرمود:« فاطمه پاره تن من است »

4.رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاسلام کارها را بین او و علی علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی.

فاطمه علیها سلام می‌فرماید:« هیچ کس نمی‌‌داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد.» 5.روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء فرمود:« چه بد است این تخته‌هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می‌گذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است.»

اسماء گفت:« من که در حبشه بودم، می‌دیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست می‌کردند و مرده را داخل آن می‌گذاشتند.» سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبه‌دار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود:« این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‌ای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمی‌شود مرده مرد است یا زن.»

و فرمود:« پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید.»

 عید فطر

شب اول ماه شوال از جمله لیالی شریفه است و در فضیلت و ثواب عبادت و احیای آن حادیث بسیار وارد شده است و روایت شده است که آن شب کمتر از شب قدر نیست و از برای آن چند عملست:

اول: غسل است در وقتیکه غروب کرد آفتاب.

دوم: احیاء آن شب بنماز و دعاء و استغفار و سؤال از حقتعالی به بیتوته در مسجد.

سوم: آنکه بخواند در عقب نماز مغرب و عشا و نماز صبح و عقب نماز عید الله اکبر الله اکبر لا اله الا الله و الله اکبر الله اکبر و لله الحمد الحمد الله علی ما هدینا و له الشکر علی ما اولینا.

چهارم: آنکه چون نماز مغرب و نافله آن را خواند دستها را به سوی آسمان بلند کند و بگوید: یا ذا المن و الطول یا ذا الجود یا مصطفی محمد و ناصره صل علی محمد و آل محمد و اغفرلی کل ذنب احصیته و هو عندک فی کتاب مبین پس به سجده برود و صد مرتبه در سجده بگوید اتوب الی الله پس هر حاجت که دارد از حقتعالی بخواهد که انشاء الله برآورده خواهد شد. و در روایت شیخ است که بعد از نماز مغرب بسجده رود و بگوید یاذا الحول یا ذا الطول یا مصطفیا محمدا و ناصره صل علی محمد و آل محمد و اغفرلی کل ذنب اذنبته و نسیته انا و هو عندک فی کتاب مبین پس صد مرتبه بگوید اتوب الی الله.

پنجم: زیارت کند امام حسین علیه السلام را که فضیلت بسیار دارد و زیارت مخصوصه این شب در باب زیارات بیاید انشاء الله.

ششم: ده مرتبه بگوید ذکر یا دائم الفضل را که در اعمال شب جمعه گذشت.

هفتم: بجا آورد ده رکعت نمازی که در شب آخر ماه رمضان گذشت.

هشتم: بجا آورد دو رکعت نماز در رکعت اول بعد از حمد هزار مرتبه توحید و در دوم یک مرتبه بخواند و بعد از سلام سر بسجده گذارد و صد مرتبه بگوید اتوب الی الله پس بگوید یا ذا المن و الجود یا ذا المن و الطول یا مصطفی محمد صلی الله علیه و اله صلی علی محمد و اله و افعل بی کذا و کذا و بجای آن حاجات خود را بطلبد و روایت است که حضرت امیر المؤمنین علیه السلام این دو رکعت را باین یفیت بجا می آورد پس سر از سجده بر می داشت و میفرمود بحق آن خداوندی که جانم بدست قدرت اوست هرکه این نماز را بکند هر حاجت از خدا بطلبد البته عطا کند و اگر بعدد ریگهای بیابان گناه داشته باشد خدا بیامرزدز و در روایت دیگر بجای هزار مرتبه توحید صد مرتبه وارد شده لکن نماز را بعد از نماز مغرب و نافله آن باید به جا آورد و شیخ و سید بعد از این نماز این دعاء را نقل کرده اند:

یا الله یا الله یا الله یا رحمن یا رحیم یا الله یا ملک یا الله یا قدوس یا الله یا سلام یا الله یا مؤمن یا الله یا مهیمن یا الله یا عزیز یا الله یا جبار یا الله یا متکبر یا الله یا خالق یا الله یا بارئ یا الله یا مصور یا الله یا عالم یا الله یا عظیم یا الله یا علیم یا الله یا کریم یا الله یا حلیم یا الله یا حکیم یا الله یا سمیع یا الله یا بصیر یا الله یا قریب یا الله یا مجیب یا الله یا جواد یا الله یا ماجد یا الله یا ملی یا الله یا وفی یا الله یا مولی یا الله یا قاضی یا الله یا سریع یا الله یا شدید یا الله یا رؤف یا الله یا رقیب یا لله یا مجید یا الله یا حفیظ یا الله یا محیط یا الله یا سید السادات یا الله یا اول یا لله یا اخر یا الله یا ظاهر یا الله یا باطن یا الله یا فاخر یا الله یا قاهر یا الله رباه یا الله یا رباه یا الله یا رباه یا الله یا ودود یا الله یا نور یا الله یا رافع یا الله یا مانع یا الله یا دافع یا الله یا فاتح یا الله یا نفاح یا الله یا جلیل یا الله یا جمیل یا الله یا شهید یا الله یا شاهد یا الله یا مغیث یا الله یا حبیب با الله یا فاطر یا الله یا مطهر یا الله یا ملک یا الله یا مقتدر یا الله یا قابض یا الله یا باسط یا الله یا محیی یا الله یا ممیت یا الله یا باعث یا الله یا وارث یا الله یا معطی یا الله یا مفضل یا الله یا منعم یا الله یا حق یا الله یا مبین یا الله یا طیب یا الله یا محسن یا الله یا مجمل یا الله یا مبدئ یا الله یا معید یا الله یا بارئ یا الله با بدیع یا الله یا هادی یا الله یا کافی یا الله یا شافی یا الله یا علی یا الله یا عظیم یا الله یا حنان یا الله یا منان یا الله یا ذا الطول یا الله یا متعالی یا الله یا عدل یا الله یا ذا المعارج یا مالله یا صادق یا الله یا صدوق یا الله یا دیان یا الله یا باقی یا الله یا واقی یا الله یا ذا الجلال یا الله یا ذا الاکرام یا الله یا محمود یا الله یا معبود یا الله یا صانع یا الله یا معین یا الله یا مکون یا الله یا فعال یا الله یا لطیف یا الله یا غفور یا الله یا شکور یا الله یا نور یا الله یا قدیر یا الله یا رباه یا الله یا رباه یا الله یا رباه یا الله یا رباه یا الله یا رباه یا الله یا رباه یا الله یا رباه یا الله یا رباه یا الله یا رباه یا الله یا رباه یا الله اسئلک ان تصلی علی محمد و ال محمد و تمن علی برضاک و تعفو عنی بحلمک و توسع علی من رزقک الحلال الطیب من حیث احتسب و من حیث لا احتسب فانی عبدک لیس لی احد سواک و لا احد اسئله غیرک یا ارحم الراحمین ما شاء الله لا قوة الا بالله العلی العظیم.

پس به سجده می روی و میگوئی:

یا الله یا الله یا الله یا رب یا رب یا رب یا منزل البرکات بک تنزل کل حاجة اسئلک بکل اسم فی مخزون الغیب عندک و الاسماء المشهوراة عندک المکتوبة علی سرادق عرشک ان تصلی علی محمد و ال محمد و ان تقبل منی شهر رمضان و تکتبنی من الوافدین الی بیتک الحرام و تصفح لی عن الذنوب العظام و تستخرج لی رب کنوزک یا رحمن.

نهم: چهارده رکعت نماز بخواند در هر رکعتی حمد و آیة الکرسی و سه مرتبه قل هو الله احد تا برای او باشد بهر رکعتی ثواب عبادت چهل سال و عبادت هر که روزه گرفته و نماز خوانده در آن ماه.

دهم: شیخ در مصباح فرموده که در آخر شب غسل کن و بنشین در جای نماز خود تا طلوع فجر.

 

روز اول روز عید است واعمال آن چند چیز است:

اول: آنکه بخوانی بعد از نماز صبح و نماز عید آن تکبیراتی را که در شبش بعد از نماز فریضه می خواندی.

دویم: آنکه بخوانی بعد از نماز صبح دعائی را که سید روایت کرده اللهم انی توجهت الیک بمحمد امامی و شیخ این دعا را بعد از نماز عید ذکر فرموده.

سوم: بیرون کردن زکوة فطره است از هر سری صاعی پیش از نماز عید بتفصیلی که در کتب فقهیه است. و بدانکه زکوة فطره واجب مؤکد است و شرط قبولی روزه ماه رمضان و سبب حفظ تا سال دیگر است و حق تعالی آنرا مقدم بر نماز ذکر فرموده در این آیه شریفه قد افلح من تزکی و ذکر اسم ربه فصلی.

چهارم: غسل است و بهتر آنست که اگر ممکن شود از نهر غسل کنی و وقت آن بعد از طلوع فجر است تا زمان به جا آوردن نماز عید چنانچه شیخ فرموده و در جزء روایتی است که غسل را در زیر سقفی بکن و چون خواستی غسل کنی بگو: اللهم ایمانا بک و تصدیقا بکتابک و اتباع سنة نبیک محمد صلی الله علیه و اله پس بسم الله بگو و غسل کن و چون از غسل فارغ شدی بگو: اللهم اجعله کفارة لذنوبی و طهر دینی اللهم اذهب عنی الدنس.

پنجم: پوشیدن جامه نیکو و بکار بردن بوی خوش و رفتن به صحرا در غیر مکه برای نماز کردن در زیر آسمان.

ششم: پیش از نماز عید در اول روز افطار کنی وبهتر آنست که بخرما یا بشیرینی باشد و شیخ مفید فرموده مستحب است تناول کردن مقدار کمی از تربت سید الشهداء علیه السلام که شفاء است از برای هر دردی.

هفتم: آنکه چون مهیا شدی از برای رفتن بنماز عید بیرون نروی مگر بعد از طلوع آفتاب و آنکه بخوانی دعاهائی را که سید در اقبال نقل کرده از جمله از ابو حمزه ثمالی روایت کرده از حضرت امام محمد باقر علیه السلام که فرمود بخوان در عید فطر و قربان و جمعه وقتیکه مهیا شدی بجهت بیرون رفتن به نماز این دعا را: اللهم من تهیا فی هذا الیوم او تعبا او اعد و استعد لوفادة الی مخلوق رجاء رفده و نوافله و فواضله و عطایاه فان الیک یا سیدی تهیئتی و تعبئتی و اعدادی و استعدادی رجاء رفدک و جوائزک و نوافلک و فواضلک و فضائلک و عطایاک و قد غدوت الی عید من اعیاد امة نبیک محمد صلوات الله علیه و علی اله و لم افد الیک الیوم بعمل صالح اثق به قدمته و لا توجهت بمخلوق املته و لکن اتیتک خاضعا مقرا بذنوبی و اسائتی الی نفسی فیا عظیم یا عظیم یا عظیم اغفرلی العظیم من ذنوبی فانه لا یغفر الذنوب العظام الا انت یا لا اله الا انت یا ارحم الراحمین.

هشتم: خواندن نماز عید است و آن دو رکعت است در رکعت اول حمد و سوره اعلی بخواند و بعد از قرائت پنج تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیری این قنوت را بخواند اللهم اهل الکبریاء و العظمة و اهل الجود و الجبروت و اهل العفو و الرحمة و اهل التقوی و المغفرة اسئلک بحق هذا الیوم الذی جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلی الله علیه و اله ذخرا و مزیدا ان تصلی علی محمد و ال محمد و ان تدخلنی فی کل خیر ادخلت فیه محمدا و ال محمد و ان تخرجنی من کل سوء اخرجت منه محمدا و ال محمد صلواتک علیه و علیهم اللهم انی اسئلک خیر ما سئلک عبادک الصالحون و اعوذ بک مما استعاذ منه عبادک الصالحون پس تکبیر ششم بگوید و برکوع رود و بعد از رکوع و سجود برخیزد برکعت دوم و بعد از حمد سوره و الشمس بخواند پس چهار تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیری آن قنوت را بخواند و چون فارغ شد تکبیر پنجم گوید و به رکوع رود پس نماز را تمام کند و بعد از سلام تسبیح زهرا علیها السلام بفرستد و بعد از نماز عید دعاهای بسیار وارد شده است و شاید بهترین آنها دعای چهل و ششم صحیفه کامله باشد. و مستحب است که نماز عید در زیر آسمان و بر روی زمین بدون فرش و بوریا واقع شود و آنکه برگردد از مصلی از غیر آن راهیکه رفته بود و دعاء کند از برای برادران دینی خود بقبولی اعمال.

نهم: زیارت کند امام حسین علیه السلام را.

دهم: بخواند دعای ندبه را که بعد از این بیاید انشاء الله تعالی. و سید بن طاوی فرموده که چون از دعا فارغ شود بسجده رود و بگوید: اعوذ بک من نار حرها لا یطفی و جدیدها لا یبلی و عطشانها لا یروی. پس بگذارد گونه راست را و بگوید: الهی لاتقلب وجهی فی النار بعد سجودی و تعفیری لک بغیر من منی علیک بل لک المن علی. پس بگذارد گونه چپ را بگوید: ارحم من اساء و اقترف و استکان و اعترف. پس برگردد بحالت سجده و بگوید: ان کنت بئس العبد فانت نعم الرب عظم الذنب من عبدک فلیحسن العفو من عندک یا کریم. پس بگوید العفو العفو صد مرتبه. آنگاه سید فرموده: و لا تقطع یومک هذا باللعب و الاهمال و انت لا تعلم ا مردود ام مقبول الاعمال فان رجوت القبول فقابل ذلک بالشکر الجمیل و ان خفت الرد فکن اسیر الحزن الطویل.

 عید فطر

مدیریت دبیرستان هوشمند دخترانه غیر دولتی راه دانش سرکار خانم جمالپور

فرا رسیدن عید سعید فطر را

بر همه مسلمانان

تبریک و تهنیت عرض می نمایند.

 افتخار آفرینان دبیرستان راه دانش در سال تحصیلی 96-95


 کسب مقام دوم و سوم استانی


 روز قدس


ای راویان قصه پرماجرای قدس

ها: بشنوید زمزمه آشنای قدس

با اینکه بال مرغ سلیمان شکسته اند

پرواز می کند دلِ ما در هوای قدس

همراه با نسیم سحر بر مشام جان

بوی بهشت می وزد از راستای قدس

پر می کشد کبوتر نور از فراز عرش

تا روشنی دهد به شبِ دیرپای قدس

با راهیان قدس چه گفتند قدسیان

کز نو فتاد شور دگر در فضای قدس؟

از هر شهید خفته به خون می رسد به گوش

بادا هزار جان گرامی فدای قدس!

این معبد شریف رها می شود، رها

از چنگ دیو فتنه به لطف خدای قدس

(عباس مشفق کاشانی)

 ایستاده ایم

اما

ای پایانِ زخمی کبوترها

و قصه ناتمام درختان زیتون

و نجات دهنده ناصره

ما نیز

همانند همه درختان جهان

در صف باران ایستاده ایم

در انتظار خورشید

(احمد عزیزی)

 اعمال شب قدر


.

اعمال شب‌های قدر بر دو نوع است:


اعمالی که در هر سه شب انجام می‌ شود و به اعمال مشترک معروف است و اعمالی که مخصوص هر یک از شب‌های مبارک نوزدهم، بیست و یکم و بیست ‌و سوم است.

اعمال مشترک:

۱) غسل کردن که بهتر است مقارن غروب آفتاب غسل کرده و نماز عشا با غسل خوانده شود.
۲) خواندن ۲ رکعت نماز که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه سوره‌ی توحید را خوانده و بعد از نماز هفتاد مرتبه گفته شود: اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَیهِ.
۳) قرآن مجید را باز کرده و در مقابل خود گذاشته و دعای زیر را بخوانید و بعد از آن حاجت خود را از خدا بخواهید.

 

 

 

 

 

 


۴) مصحف شریف (قرآن کریم) را بر سر گرفته و مناجات زیر را بخوانید و بعد

از آن حاجت خود را از خدا بخواهید:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۵) زیارت بارگاه امام‌حسین(ع) و خواندن زیارت آن حضرت:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


۶) احیا داشتن (بیدار ماندن و عبادت کردن) در این شب‌ها. در روایات بسیاری از

پیامبر(ص) و معصومین(ع) نقل شده است هر کس شب قدر را احیا کند، گناهان او

آمرزیده شود.
۷) فضیلت و پاداش بسیار دارد که صد رکعت نماز خوانده شود و بهتر است که در

هر رکعت بعد از سوره‌ی مبارک حمد، ده مرتبه سوره‌ی توحید خوانده شود.
۸) خواندن دعای زیر و طلب بخشش و رحمت از خدا برای گشایش امور مسلمین

و خلق خدا:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در این شب‌های مبارک، اعمال زیر نیز سفارش شده است:


۱) خواندن ۲ رکعت نماز برای سلامتی امام زمان (عج) و تعجیل در ظهور آن حضرت
۲) خواندن ۲ رکعت نماز برای شادی روح همه‌ی درگذشتگان و اسیران خاک و ۲۵ بار

گفتن ذکر "اللهم اغفرلی لجمیع المومنین و المومنات و المسلمین و المسلمات"
۳) خواندن ۲ رکعت نماز تقدیم به اهل بیت پیامبر(ص) و خواندن دعای توسل
۴) خواندن ۲ رکعت نماز حضرت زهرا(س): در رکعت اول بعد از حمد صد مرتبه سوره

قدر و در رکعت دوم بعد از حمد صد مرتبه سوره توحید
۵) خواندن سوره‌های مبارک دخان و قدر

اعمال شب نوزدهم:

۱) صد مرتبه گفته شود: "اَستَغفُرِاللهَ رَبی وَ اَتوبُ اِلَیه"
۲) صد مرتبه گفته شود: "اَللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ اَمیرَالمومنینَ"
۳) خواندن دعاهای زیر:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اعمال شب بیست و یکم:

۱) خواندن دعای جوشن‌کبیر
۲) خواندن دعای زیر:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اعمال شب بیست و سوم:

۱) خواندن سوره‌های مبارک عنکبوت، روم و دخان
۲) هزار مرتبه خواندن سوره‌ی قدر
۳) خواندن دعاهای جوشن‌کبیر، مکارم‌الاخلاق و افتتاح
۴) خواندن دعای فرج

"أَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنْ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ فِي هذِهِ السَّاعَةِ
وَفي كُلِّ ساعَة وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلِيلاً وَعَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً
وَتُمَتِّعَهُ فِيها طَوِيلاً َ"


۵) خواندن ۸ رکعت نماز و طلب استغفار و دعا برای خلق خدا

التماس دعا

 شب قدر

 

مدیریت دبیرستان هوشمند دخترانه غیر دولتی راه دانش سرکار خانم جمالپور

فرا رسیدن لیالی قدر و

شهادت حضرت علی علیه السلام

را تسلیت عرض می نمایند.

 حلول ماه مبارک رمضان

رمضان در اسلام یک مناسبت مذهبی است که در طول نهمین ماه قمری، ماه رمضان، رخ می‌دهد. رمضان واژه‌ای عربی است که از سه حرف اصلی «رم‌ض» ساخته‌شده‌است. الرمض به معنای گرمای شدید، زمین سوزان، کوتاه‌بودن و جیره‌است.

این ماه به عنوان خجسته‌ترین و بهترین ماه در اسلام شناخته می‌شود. از این ماه به عنوان ماه میهمانی خدا نیز نامبرده می‌شود. احادیثی نیز در این زمینه از پیامبر اسلام نقل شده‌است:

ماه رجب ماه خدا، ماه شعبان ماه من و اهل بیتم و ماه رمضان ماه مسلمانان است.

درهاى آسمان در اولین شب ماه رمضان گشوده می ‏شود و تا آخرین شب آن بسته نخواهد شد. .                                                                                    

رمضان ماهى است که ابتدایش رحمت است و میانه‏ اش مغفرت و پایانش آزادى از آتش جهنم.

شب قدر (که در باور مسلمانان، قرآن در آن شب بر پیامبر اسلام فروآمده است) نیز بنابر روایات در یکی از ۳ شب نوزدهم، بیست‌ویکم یا بیست‌وسوم این ماه واقع شده است.

شَهْرُ رَمَضَانَ اَلَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْءَانُ هُدیً لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَتٍ مِنَ الْهُدَی‏ وَالْفُرْقَانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمْ الْشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَمَنْ کَانَ مَرِیْضاً أَوْ عَلَی‏ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَلِتُکْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُکَبِّرُواْ اللَّهَ عَلَی‏ مَا هَدَیکُمْ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ‏.«سوره بقره آیه ۱۸۵»

ترجمه فارسی آیه: ماه رمضان، ماهی است که قرآن در آن نازل شده است. «و قرآن کتابی است که» هدایتگر مردم همراه با دلائل روشنِ هدایت و وسیله تشخیص حقّ از باطل است، پس هر کس از شما که این ماه را دریابد، باید روزه بگیرد. و آنکس که بیمار یا در سفر باشد، روزهای دیگری را به همان تعداد روزه بگیرد. خداوند برای شما آسانی می‏خواهد و برای شما دشواری نمی‏خواهد «این قضای روزه» برای آن است که شماره مقرّر روزها را تکمیل کنید وخدارا بر اینکه شما را هدایت کرده، به بزرگی یاد کنید، باشد که شکرگزار گردید.

 برپایی جشن روز معلم

 

برگزاری جشن بزرگ اعیاد شعبانیه و روز معلم و برپایی جشنواره غذا و تقدیر و تشکر از دبیران محترم مدرسه

 ویژه هدایت تحصیلی پایه نهم (1)
 تسلیت ایام فاطمیه

مدیریت دبیرستان هوشمند دخترانه غیر دولتی راه دانش سرکار خانم جمالپور

شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

را تسلیت عرض می نمایند.

حضرت محمد (صل الله علیه و آل و سلم) : فاطمه پاره تن من است . هر كه او را بیازارد ، مرا آزرده خاطر كرده است و هر كه او را شاد كند ، مرا نیز خوشحال نموده است .

 آماد کردن مدرسه برای دهه فجر توسط دانش آموزان

 

 

 

 

 کارنامه افتخار آفرینان آزمون پیشرفت تحصیلی دوره اول

 

 کسب مقام نخست کشوری


 مدیریت دبیرستان هوشمند غیردولتی راه دانش کسب مقام نخست کشوری مسابقات قرآن کریم در رشته حفظ توسط دانش آموز گرامی  سرکار خانم فاطمه پهلوان را به خانواده  محترم ایشان تبریک عرض کرده و توفیقات روز افزون ایشان را از خداوند متعال خواستارند.

 شب یلدا

جشن یلدا و عادات مرسوم در ایران
ایرانیان نزدیک به چند هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز را که درازترین و تاریکترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می مانند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم می دارند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیهٔ آنان را تضعیف نکند و با به روشنایی گراییدن آسمان به رخت خواب روند و لختی بیاسایند.
در آیین کهن، بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می گذاشتند و با جامه ای سپید به صحرا می رفتند و بر فرشی سپید می نشستند. دربان ها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ برده ها و خدمت کاران در سطح شهر آزاد شده و به سان دیگران زندگی می کردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و مردم عادی همگی یکسان بودند. البته درستی این امر تایید نشده و شاید افسانه ای بیش نباشد. ایرانیان در این شب باقی مانده میوه هایی را که انبار کرده بودند به همراه خشکبار و تنقلات می خوردند و دور هم گرد هیزم افروخته می نشستند تا سپیده دم بشارت روشنایی دهد زیرا به زعم آنان در این شب تاریکی و سیاهی در اوج خود است. جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می شود. متل گویی که نوعی شعرخوانی و داستان خوانی است در قدیم اجرا می شده است به این صورت که خانواده ها در این شب گرد می آمدند و پیرترها برای همه قصه تعریف می کردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند، این میوه ها که اغلب دانه های زیادی دارند، نوعی جادوی سرایتی محسوب می شوند که انسان ها با توسل به برکت خیزی و پردانه بودن آنها، خودشان را نیز مانند آنها برکت آور می کنند و نیروی باروی را در خویش افزایش می دهند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشید در شب به شمار می روند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آینده گویی می کنند

 

 مانور زلزله

 

 

 

 حلول ماه ربیع الاول

پیام تبریک مدیریت دبیرستان غیردولتی هوشمند دخترانه راه دانش سرکار خانم جمال پور

به مناسبت حلول ماه ربیع الاول

 

در ربیع الاول، این ماه خجسته

نسیم سحری جان مایه عشق را
به گستره خاکیان می فرستد

جوانه های تبسم لب ها را
شاداب از طراوت تغزلی دیگر کرده

و همگی قدوم نوزادی را
که سبب آفرینش است تبریک می گویند
که یا محمّد! به جمع خاکیان دوستدارت خوش آمدی!
حلول ماه ربیع الاول، ماه جشن و سرور اهل بیت (ع) مبارک باد.

 بازگشایی مدرسه ماه مهر

 مقاله عفاف و حجاب

عفاف و حجاب از ديدگاه حضرت فاطمه زهرا (س(

 مقدمه :

بدون ترديد پوشش اسلامي براي زنان، از ضروريات دين مقدس اسلام است، چنان که آيات متعددي از قرآن بر اين مطلب دلالت دارند.1 از طرفي مسأله حجاب يکي از جنجالي‏ترين مسائل دنياي ديروز و امروز است، به ويژه طرفداران اعلاميّه حقوق بشر، که با عنوان کردن «تساوي حقوق زن و مرد»، پوشش را براي زن دست و پاگير دانسته، و آن را برخلاف آزادي قلمداد و به عنوان حمايت از حقوق زن، مطرح مي‏نمايند، اين مسأله را بسيار حسّاس نموده است، در صورتي که پوشش اسلامي را بايد در مجموع ابعادش مورد تجزيه و تحليل قرار داد، که با توجّه به مجموع، به نفع زن و جامعه است، و نه تنها دست و پا گير نيست و تضادي با آزادي ندارد، بلکه زنان در عين حفظ پوشش اسلامي، مي‏توانند برترين فعاليّت‏هاي اجتماعي را داشته باشند، و در چارچوب آزادي‏هاي صحيح و مقبول، از حق آزادي خود بهره‏مند گردند، زيرا حجاب در اسلام به معناي پرده نشيني نيست، بلکه به معناي پوششي معقول براي جلوگيري از فساد، و حفظ کرامت زن است، و ما امروز در جمهوري اسلامي ايران مي‏بينيم که زنان در همه صحنه‏ها و عرصه‏ها، از مجلس قانون‏گذاري گرفته تا آموزش و پرورش و بيمارستان‏ها و ادارات، مي‏توانند در چهارچوب حفظ پوشش اسلامي، به کار و تلاش بپردازند، بي آن‏که حجاب اسلامي براي تلاش‏هاي آنان، مشکلي ايجاد کند، و حقّ آزادي صحيح آنها را تضييع نمايد.

 

 حجاب در اسلام از يک مسأله کلّي‏تر و اساسي‏تري ريشه مي‏گيرد، و آن اين است که اسلام مي‏خواهد انواع التذاذهاي جنسي، چه بصري و لمسي و چه نوع ديگر به محيط خانوادگي و در کادر ازدواج قانوني، اختصاص يابد، اجتماع منحصرا براي کار و فعّاليت باشد، برخلاف سيستم غربي عصر حاضر، که کار و فعّاليت را با لذّت‏جويي‏هاي جنسي به هم مي‏آميزد، اسلام مي‏خواهد اين دو محيط را کاملاً از يکديگر تفکيک کند».3
علاّمه اقبال لاهوري در اشعار نغز خود در اين رابطه، چنين مي‏سرايد:
بايد اين اقوام را تنقيد غرب شرق را از خود برد تقليد غرب
ني زرقص دختران بي‏حجاب قوت مغرب نه از چنگ و رباب
ني زعريان ساق و ني از قطع موست ني زسحر ساحران لاله روست
از همين آتش چراغش روشن است قوّت افرنگ از علم و فن است
مغز مي‏بايد نه ملبوس فرنگ علم و فن را اي جوان شوخ و شنگ

حضرت فاطمه(س)زن نمونه يا نمونه زن؟

الگو يکي از طرق سازندگي درمراحل مختلف زندگي است. بسياري از بي هدفي ها زاييده بي الگويي هاست. زبان الگو، زبان عمل است در   نتيجه تأثيري که الگو برافراد مي‌گذارد، بسيارعميق تر و ماندني تر ازگفتار است. به دليل اهميت الگو اديان الهي و مکاتب بشري سعي درارائه الگو ازنوع خود انسان داشته  اند و ازنقش الگو درآباداني و ويراني جوامع غافل نبوده اند  .
دين مبين اسلام  الگوها و شاخص‌هاي‌متعالي ‌ارائه داده و انسانها را به پيروي از سيره عملي و نظري آنان دعوت نموده است. اگر درمکاتب ساخته بشر، الگوي عملي وجود ندارد و آنان ناگزيرند ايده آليستي بينديشند، خوشبختانه درمکتب اسلام راستين يعني تشيع، الگوهاي بسياري وجود دارد.  
دامنه تأثير گذاري اسوه ها از نظر قرآن اعم از حوزه فردي، اجتماعي و تاريخي است . در حوزه فردي نقش سرمشقها اصلاح مناسبات اجتماعي و سياسي است و درعرصه تاريخي تأثير اسوه ها به تغيير و تحول در جهت گيريهاي تاريخي   ارتباط مي‌يابد.  
هم اکنون جا دارد به اين سؤال پاسخ گفته شود که آيا حضرت زهرا(س) الگوي زنان است يا الگوي انسان؟ و آيا سيره ايشان قابليت پيروي براي همه انسانها را دارد و يا مختص زنان مي‌باشد؟ پرواضح است که حضرت زهرا (س) الگوي کاملي براي همه انسانهاست و همه بشريت مي‌توانند با تأسي از سيره ايشان راه نجات و سعادت خود را طي نمايند.
کرامت ها وفضيلت ها مختص مردان نيست. چنانچه زنان جوهري داشته باشند، مسير تعالي وبالندگي معنوي براي آنان هموار است. اگر علي (ع) الگو ونمونه انسان کامل و ايده آل است در وجود مرد بودن، زهراي مرضيه نيز الگوي ايده آل انسان کامل است درمظهر زن بودن. قران وقتي مي‌فرمايد :« لقد کان لکم في رسول الله اسوة حسنة »( احزاب،33/ 31 ) مقصود از «لکم» همه انسان هاست،نه فقط مردان. اين مطلب درمورد حضرت زهرا (س) نيز صادق است .آنچه فاطمه (س) را اسوه و نمونه ساخته،کمال انساني اوست و بدين خاطر متعلق به عالم انسانيت است. ارزش هاي انساني اختصاص به زن يا مرد ندارد و به تبع آن اسوه هاي انساني نيز همين گونه اند. فاطمه(س) چنان که اسوه زنان است اسوه مردان نيزهست.( همانند پيامبران و امامان)
بين زن نمونه بودن و نمونه زن بودن تفاوت است ؛ زن نمونه يعني زني که سيره و روش او را همگان قادرند در زندگي اتخاذ واعمال نمايند و براساس سيره و سلوک او مسيرزندگي خويش را بپيمايند و نمونه زن يعني زني که ميان زنان نمونه و الگوست.

بالاترين ارزش زن از نظر حضرت زهرا عليهاالسلام

از منظر حضرت زهرا عليهاالسلام نزديک ترين حالات زن به خداوند متعال هنگامى است که خود را از ديد نامحرمان دور نمايد و در منزل خود به خانه دارى و تربيت فرزند و پذيرايى از همسر خود بپردازد. امام صادق عليه السلام به نقل از حضرت فاطمه عليهاالسلام دراين باره فرمود: «أَنَّ أَدْنَى مَا تَکُونُ مِنْ رَبِّهَا أَنْ تَلْزَمَ قَعْرَ بَيْتِهَا، نزديک ترين حالات يک زن به خداوند متعال زمانى است که در منزل مى ماند [و به امور خانه دارى و تربيت فرزند مى پردازد].»

آرى، يک زن مسلمان هرگز فرمان خداوند متعال را در مورد حفظ عفت و عصمت خود فراموش نمى کند و در طول زندگى حجاب خود را همانند گوهرى گرانبها پاسدارى مى کند. اين سخن معروف حضرت زهرا عليهاالسلام که ضامن پايدارى جوامع و مايه استحکام خانواده هاست، همواره بايد در معرض ديد بانوان مسلمان به ويژه دختران جوان باشد که فرمود: «خَيْرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ لَا يَرَيْنَ الرِّجَالَ وَ لَا يَرَاهُنَّ الرِّجَالُ؛ بهترين و نيکوترين عمل زنان آن است که [بدون ضرورت] مردان [نامحرم] را نبينند و مردان [نامحرم] نيز آنان را ننگرند

خوشبختى و سعادت زن و جامعه بهترين و نيکوترين عمل زنان آن است که [بدون ضرورت] مردان [نامحرم[ را نبينند و مردان [نامحرم[ نيز آنان را ننگرند. در همين جمله نهفته است که تا مى تواند از نامحرمان دورى کند و کمترين ارتباط را با آنان داشته باشد؛ امّا متأسفانه در عصر ما شياطين وسوسه گر و دشمنان اسلام تلاش مى کنند به هر وسيله و عنوانى زنان مسلمان را از هويت خود جدا کنند و به مجامع عمومى و معرض ديد نامحرمان بکشانند و به اين وسيله آنان را از اهداف اصلى خلقتشان بازدارند.

فرانس فانون نويسنده فرانسوى مى گويد: «نيروهاى اشغالگر در کشور مسلمان الجزائر مأموريت داشتند تا هويت و اصالت فرهنگى ملت الجزائر را نابود سازند و در اين راه حداکثر کوشش خود را بر تخريب مسئله حجاب و چادر زنان متمرکز کرده بودند؛ زيرا آن را نشانه مهم اصالت ملى زنان الجزائرى تلقى مى کردند. از ديدگاه استعمارگران هجوم به تار و پود جامعه اسلامى الجزائر ابتدا بايد از تحت تأثير قرار دادن زنان آغاز مى شد. دستگاه استعمارى فرانسه براى مبارزه با حجاب زنان و بيرون کشيدن آنان از کانون خانواده، مبالغ هنگفتى را اختصاص داده بود. آنها بر اين باور بودند که حجاب زن سدّ محکم و دژ عظيمى در برابر نفوذ غربيهاست. هر چادرى که کنار گذاشته شود، افق جديد و گام بلندى در تسلط استعمارگران بر کشورهاى اسلامى است. پس از ديدن هر زن مسلمانى که حجاب را کنار گذاشته است، اميد تسلط آنان ده برابر مى گردد. با هر چادرى که رها مى گردد، گويى جامعه اسلامى براى پذيرش و تسليم در برابر استعمارگران آماده تر مى شود

حجاب حضرت فاطمه(س)
حضرت زهرا سلام الله عليها يك افتخار است براي همه عالم، نه فقط براي شيعه، نه فقط براي عالم اسلام، نه فقط براي ائمه طاهرين (ع)، بلكه آن حضرت براي پدر بزرگوارش نيز مايه سربلندي و افتخار به شمار مي‌رود. پيامبر اكرم (ص) به اين بانو خيلي افتخار مي‌كردند و بارها مي‌فرمودند كه خودم و پدر و مادرم به فداي تو. افتخار پيغمبر اكرم (ص) خيلي معنا دارد؛ حضرت زهرا (س) از نظر حسب و نسب داراي درجات رفيعي بوده است. شما نمي‌توانيد يك خانمي پيدا كنيد كه اين قدر از نظر نسب، والا و نوراني باشد. ايشان پدري دارد مثل پيامبر اكرم كه خاتم الانبياء بود. پيغمبري كه همه پيامبران به وجود او افتخار مي‌كردند، وجود مباركي كه خود خداوند متعال به او افتخار مي‌كند و نظيرش در عالم وجود نيامده و نخواهد آمد. حضرت صديقه طاهره مادري دارد مانند حضرت خديجه كه در مورد ايشان هم بايد بگوييم يك افتخار براي همه انسانها و مخصوصاً براي تمامي خانمها مي‌باشد. در باره حضرت خديجه همين مقدار بس كه پيغمبر اكرم مي‌فرمودند: پيروزي اسلام، مرهون خديجه است. همسر حضرت زهرا (س) نيز اميرالمومنين علي (ع) است كه پيامبر گرامي (ص) فرمودند: زهرا جان اگر علي نبود، كفوي براي تو در عالم وجود يافت نمي‌شد. و اگر تو نبودي كفوي براي علي در عالم نبود. حضرت فاطمه زهرا از لحاظ فرزند نيز فرزنداني نظير امام حسن و امام حسين و حضرت زينب و ام كلثوم سلام الله عليهم را تحويل عالم بشريت داده‌اند. اسلام مرهون مجاهدتها و تلاشهاي فرزندان گرامي حضرت زهراست. شهادت امام حسين (ع) اسلام را بيمه كرد و مجاهدت حضرت زينب(س)، شهادت آن حضرت را جهانگير كرد. حضرت زينب با آن شهامت مثال زدني در مقابل دشمن گفت: «‌ثكلتك امك يابن مرجانه ما رأيت الا جميلا». نظير چنين فرزنداني را در عالم كسي نداشته و نخواهد داشت. اما اولاد حضرت زهرا سلام الله عليها منحصر به اين چهار بزرگوار نيست، بلكه دوازده امام از نسل حضرت زهرا به وجود آمدند كه بارها پيغمبر اكرم به اين موضوع افتخار مي‌كردند. از همان وقتي كه امام حسين طفلي كوچك بود، پيامبر اكرم او را در دامن مي‌نشاندند و مي‌فرمودند: «يا حسين التاسع من ولدك هو القائم بالحق به يملأ الله الارض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جورا» يعني حسينم، نهم از فرزندان تو امام زمان است كه به دستش پرچم اسلام روي كره زمين افراشته مي‌شود. آنكه عدالت اجتماعيِ سرتاسري مي‌آ ورد. آن كه ظلم جهاني را ريشه كن مي‌كند و بالاخره آن كه اسلام را جهاني مي‌كند و مي‌گويد «انّ في إبنه رسول الله لي اسوه حسنه» يعني سرمشق من در حكومت، زهراي مرضيه است. آن امامي كه اسلام را جهاني مي‌كند و مي‌فرمايد كه «‌نحن حجج الله علي خلقه و فاطمه حجه علينا» يعني ما دوازده امام حجت براي مردم هستيم و زهرا (س) حجت براي ما است. درك كردن معناي اين گونه روايات سخت است، اين گونه روايات حيران كننده است و انسان با غور در اين مطالب پي به جهل خود مي‌برد.
نكته مهم كه تذكر آن در اين مجال ضروري است اينكه، شناخت ما نسبت به نعمت بزرگي همچون وجود مبارك حضرت زهراي مرضيه چه مقدار است؟ و مهمتر اينكه تا چه اندازه آن حضرت را براي خود اسوه مي‌دانيم و از او پيروي مي كنيم؟ اگر ما در اين باره كوتاهي كنيم و از حضرت زهرا (س) الگو نگيريم، بالاترين گناه را مرتكب شده‌ايم. زيرا كفران نعمت كرده‌ايم. قرآن كريم مي‌فرمايد: «لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إنّ عذابي لشديد». اگر حضرت صديقه طاهره سرمشق جامعه باشد، جامعه رو به تزايد و ترقي خواهد بود و اما اگر زهرا سرمشق زندگي مردم نشد، در دنيا و آخرت عذابي دردناك در انتظار آنان خواهد بود. در خصوص لزوم الگوگيري از سيره حضرت زهرا (س) به دو نكته اشاره مي‌گردد كه از مصاديق برجسته شيوه‌ زندگاني حضرت زهراست كه نسل كنوني بايد اسوه خود قرار دهد.

 

حجاب از ديدگاه حضرت زهرا(س)

آن بانوي بسيار بزرگ جهان، با اين که حريم عفاف و حجاب را به طور کامل رعايت مي‏کرد، در عين حال، در بحراني‏ترين حوادث سياسي و اجتماعي، حضور و ظهور داشت.
روزي مرد نابينايي با کسب اجازه به محضر حضرت زهرا(س) آمد. حضرت از او فاصله گرفت و خود را پوشانيد، پيامبر اکرم(ص) که در آن جا حضور داشت از حضرت زهرا(س) پرسيد: «با اين که اين مرد نابيناست و تو را نمي‏بيند، چرا خود را پوشاندي»؟ حضرت زهرا(س) در پاسخ فرمود: «اگر او مرا نمي‏بيند، من که او را مي‏بينم، وانگهي او بو را استشمام مي‏کند». پيامبر(ص) (به نشانه تأييد شيوه و گفتار حضرت زهرا«س») فرمود: «أَشْهَدُ اَنَّکِ بَضْعَةٌ مِنّي؛4 گواهي مي‏دهم که تو پاره تن من هستي».
اميرمؤمنان علي(ع) فرمود: روزي همراه گروهي در محضر رسول خدا(ص) نشسته بوديم. آن حضرت به ما رو کرد و فرمود: «بهترين کار براي زنان چيست؟» هيچ کدام از حاضران نتوانستند جواب صحيح بدهند. هنگامي که متفرّق شدند، من به خانه بازگشتم، و همين موضوع را از حضرت زهرا(س) پرسيدم، و ماجراي سؤال پيامبر(ص) و پاسخ صحيح ندادن اصحاب را براي حضرت زهرا(س) تعريف کردم، و گفتم هيچ يک از ما نتوانستيم پاسخ صحيح بدهيم. حضرت زهرا(س) فرمود: ولي من پاسخ به اين سؤال را مي‏دانم، و آن اين است که: «خَيْرٌ لِلنِّساءِ اَنْ لايَرِينَ الرِّجالَ وَلايَراهُنَّ الرِّجالُ؛ صلاح زنان در آن است که آنها مردان نامحرم را نبينند، و مردان نامحرم آنها را نبينند».
*
حجاب در اسلام به معناي پرده نشيني نيست، بلکه به معناي پوششي معقول براي جلوگيري از فساد، و حفظ کرامت زن است.
من به محضر رسول خدا(ص) بازگشتم و عرض کردم: «اي رسول خدا! از ما پرسيدي که چه کار براي زنان برتر است، پاسخش اين است که برترين کار براي زنان اين است که آنها مردان نامحرم را نبينند، و مردان نامحرم آنها را نبينند».
پيامبر(ص) فرمود: «چه کسي به تو چنين خبر داد، تو که اين‏جا بودي و پاسخي نگفتي؟» علي(ع) عرض کرد: «فاطمه(س) چنين فرمود».
پيامبر(ص) از اين پاسخ خشنود شد، و سخن فاطمه(س) را پسنديد و به نشانه تأييد او فرمود: «اِنَّ فاطِمَةُ بضْعَةٌ مِنّي؛5 همانا فاطمه، پاره تن من است».
نيز روايت شده: روزي جابر بن عبدالله انصاري همراه رسول خدا(ص) به سوي خانه فاطمه(س) رهسپار شدند. وقتي که به در خانه رسيدند، پيامبر(ص) اجازه ورود طلبيد. فاطمه(س) اجازه داد، پيامبر(ص) فرمود: شخصي همراه من است، آيا اجازه هست با او وارد خانه شويم؟ فاطمه(س) عرض کرد: «اي رسول خدا «قِناع» (يعني مقنعه و روسري) ندارم.» پيامبر(ص) فرمود: «يا فاطِمَةُ خُذِي فَضْلَ مَلْحَفَتِک فَقِنِعِي بِهِ رأسَکِ؛ اي فاطمه! زيادي لباس بلند روپوش خود را بگير و سرت را با آن بپوشان».
حضرت فاطمه(س) همين کار را کرد، آن گاه پيامبر(ص) و جابر، با کسب اجازه وارد خانه شدند.6


تلاش‏هاي سياسي و اجتماعي حضرت زهرا(س)
حضرت زهرا(س) در عين آن که حجاب کامل را رعايت مي‏کرد، حجاب را پرده‏نشيني و انزواي زنان نمي‏دانست، بلکه شواهد بسياري وجود دارد که آن حضرت حجاب را هرگز دست و پاگير و مانع تلاش‏هاي اجتماعي و سياسي نمي‏دانست. از اين رو، در عرصه‏هاي مختلف اجتماعي و سياسي شرکت فعّال داشت.
محدّثين نقل مي‏کنند: شخص پيامبر(ص) دست فاطمه(س) را گرفت، و به ميان مردم آمد و خطاب به مردم فرمود: «هر کس که فاطمه(س) را شناخت که شناخت، و هر کس که او را نشناخته بداند که فاطمه(س) دختر محمّد(ص) است. او پاره تن من است. او قلب و جان من است. هر کس او را بيازارد مرا آزرده، و هر کس مرا بيازارد، قطعا خدا را آزرده است» بنابراين، حجاب در سيره فاطمه(س) پرده نشيني نيست.
 
در مکّه قبل از هجرت، مشرکان به تحريک ابوجهل به پيامبر(ص) آزار مي‏رساندند، يکي از آنها به نام «ابن زبعري» شکمبه گوسفندي را برداشت، و به طرف پيامبر(ص) انداخت، به طوري که سر و صورت آن حضرت را آلوده نمود، ابوطالب(ع) به دفاع از آن حضرت پرداخت،
*
پوشش زن در اسلام اين است که زن در معاشرت خود با مردان، بدن و موي خود را بپوشاند، و به جلوه‏گري و خودنمايي نپردازد، آيات مربوطه همين معني را ذکر مي‏کند، و فتواي فقهاء هم مؤيّد همين مطلب است».
در اين هنگام حضرت زهرا(س) که در آن وقت خردسال بود با آب نزد پدر آمد، و سر و صورت آن حضرت را شست و شو داد.8

اين ترتيب نتيجه مي‏گيريم، حضرت زهرا(س) در عين آن كه در همايش پرشكوه و پرجنجال شركت نمود، همه نمادهاي حريم حجاب و عفاف را رعايت نموده است.

بشارت هاي خدا به زنان عفيف
امام جعفر صادق(ع) : اگر زن عفت داشته باشد به دنيا مي ارزد وگرنه به خاک هم نمي ارزد.
پيامبر اکرم (ص) : ... زني که براي حفظ غيرت ، استقامت ورزيده و براي خدا وظيفه خود را بخوبي انجام داد ، خدا پاداش شهيد را به او خواهد داد.
پيامبر اکرم (ص) : پروردگارا زناني که خود را خود را پوشيده نگه مي دارند مشمول رحمت و غفران خود بگردان.
پيامبر اکرم (ص) : شرف مقنعه اي که زن بر سر دارد از دنيا و آنچه در آن است ارزندا تر مي باشد.

نتيجه گيري

حجاب و عفاف حضرت زهرا به گونه‌اي است كه ذكر شد، در حالي كه در مقابل نامحرم كوبندگي و قاطعيت دارد، به مسلمانان مي‌فهماند كه اختلاط بين زن و مرد ممنوع است. تصور نكنيد اين بي‌حجابي و بي‌عفافي كه فعلاً در جامعه رايج است، فقط براي ما باعث ناراحتي شده است، بلكه حضرت زهرا نيز از اين موضوع بسيار ناراحت است. همه مي‌دانيم كه حضرت زهرا بهترين سرمشق است. سرمشق يعني چه؟ يعني جامعه بايد وضعيت حجاب و عفاف حضرت زهرا را مورد مطالعه و بررسي قرار دهد و به همان صورت عمل نمايد.

حضرت زهرا(س) در عين آن كه حجاب كامل را رعايت مي‏كرد، حجاب را پرده‏نشيني و انزواي زنان نمي‏دانست، بلكه شواهد بسياري وجود دارد كه آن حضرت حجاب را هرگز دست و پاگير و مانع تلاش‏هاي اجتماعي و سياسي نمي‏دانست. از اين رو، در عرصه‏هاي مختلف اجتماعي و سياسي شركت فعّال داشت.

بنابراين «تعادل و تنظيم روابط»، پي آمدهايي چون حضور پرنشاط، سالم، شاداب و تأثيرگذار براي مردان و زنان در عرصه هاي مختلف خانواده و جامعه خواهد داشت و بن بستي از فساد و تباهي در هيچ يک از ميدانهاي فعاليت ايجاد نخواهد کرد.

به هرحال آنچه که بر مي آيد اين است که حجاب محدوديت ساز نيست بلکه ايجاد مصونيت مي کند. البته بايد ذکر کرد که حجاب فقط براي زنان نيست و براي مردان نيز ضروري به نظر مي رسد. از بين رفتن حجاب در جوامع کنوني نماد رشد و پيشرفت نيست نماد عقب ماندگي و غربزدگي کشورهاي اسلامي مي باشد.

 

منابع:

1 ) نور (24) آيه 30 و 32و 33؛ احزاب(33) آيه 32، 33 و 59.

2 ) مرتضي مطهّري، مسأله حجاب، چاپ جديد، ص79.

3 ) همان، ص83.

4 ) علاّمه مجلسي، بحار، ج43، ص91.

5 ) علاّمه علي بن عيسي (اِرْبِلي، کشف الغمّه، ج2، ص23 و 24.

7 ) علاّمه علي بن عيسي اِرْبِلي، کشف الغمّه، ج2، ص24.

8 ) علاّمه سروي، مناقب آل ابي‏طالب، ج1، ص60

مسأله حجاب در سيره حضرت زهرا،‌ حجة‏الاسلام والمسلمين محمد محمّدي اشتهاردي

حجاب حضرت زهرا ، آمنه مظاهري

 

 عید سعید فطر

 

خوش بر کسی که سفره نشین خدا بود

 

 

از هرچه غیر خواسته ی او گر ، جدا بود

 

 

درب کلاس درس خدا چون گشوده شد

 

 

خوش بر مطلبی که قبول انتها بود

 

 

 

 

عید سعید فطر بر همه شما مبارک

 دریافت نمونه سوالات ترم دوم

دریافت نمونه سوالات ترم دوم


 افتخار آفرینی در آزمون لیگ علمی

درخشش افتخار آفرینان دبیرستان غیردولتی راه دانش در آزمون لیگ علمی

راهیابی تیم پایه ی هفتم به مرحله ی استانی

 

 دریافت دفترچه آزمون مدارس نمونه دولتی

دریافت دفترچه آزمون مدارس نمونه دولتی

 لیالی قدر

اعمال مشترك شبهاى قدر:

 

 

شب قدر همان شبى است كه در تمام سال شبى به خوبى و فضيلت آن نمى رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدير امور سال مى شود و ملائكه و روح كه اعظم ملائكه است در آن شب به اذن پروردگار به زمين نازل مى شوند و به خدمت امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف مشرّف مى شوند و آنچه براى هركس مقدّر شده است بر امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف عرض مى كنند و اعمال شبهاى قدر بر دو نوع است :

يكى آنكه در هر سه شب بايد انجام داد و ديگر آنكه مخصوص است به هر شبى امّا اوّل پس آن چند چيز است:

اوّل غسل است علاّمه مجلسى فرموده كه غسل اين شبها را مقارن غروب آفتاب كردن بهتر است كه نماز شام را باغسل بكند دوّم دو ركعت نماز است در هر ركعت بعد از حمد هفت مرتبه توحيد بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَاَتُوبُ اِلَيْهِ بگويد در روايت نبوى صلى الله عليه وآله است كه از جاى خود برنخيزد تا حقّ تعالى او را و پدر و مادرش را بيامرزد «الخبر» سيّم قرآن مجيد را بگشايد و بگذارد در مقابل خود و بگويد:

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِكِتابِكَ الْمُنْزَلِ وَما فيهِ، وَفيهِ اسْمُكَ الْأَكْبَرُ،

خدايا از تو خواهم به حق كتاب فرستاده شده ات و آنچه در آنست كه در آن است نام بزرگت

وَاَسْمآؤُكَ الْحُسْنى ، وَما يُخافُ وَيُرْجى اَنْ تَجْعَلَنى مِنْ عُتَقآئِكَ مِنَ النَّارِ،

و نامهاى نيكويت و آنچه بدانها ترس و اميد شود كه قرارم دهى از زمره آزاد شدگانت از دوزخ

پس هر حاجت كه دارد بخواهدچهارم آنكه مُصحَف شريف رابگيرد وبر سر بگذارد وبگويد:

اَللّهُمَّ بِحَقِ هذَا الْقُرْآنِ،وَبِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ، وَبِحَقِّ كُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فيهِ، وَبِحَقِّكَ

خدايا به حق اين قرآن و به حق آنكس كه او را بدان فرستادى و به حق هر مؤمنى كه در اين قرآن مدحش كرده اى و به حقى كه

عَلَيْهِمْ فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّكَ مِنْكَ

تو بر ايشان دارى زيرا كسى نيست كه حق تو را بهتر از خودت بشناسد

پس ده مرتبه بگويد بِكَ يا اَللَّهُ و ده مرتبه بِمُحَمَّدٍ و ده مرتبه بِعَلىٍّ و ده مرتبه بِفاطِمَةَ و ده مرتبه بِالْحَسَنِ و ده مرتبه بِالْحُسَيْنِ

و ده مرتبه بِعَلِىّ بْنِ الْحُسَيْنِ و ده مرتبه بُمَحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ و ده مرتبه بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ و ده مرتبه بِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُوسى و ده مرتبه بِمُحَمَّدِبْنِ عَلِىٍّ و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ و ده مرتبه بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍ و ده مرتبه بِالْحُجَّةِ

پس هر حاجت كه دارى طلب كن پنجم زيارت كند امام حسين عليه السلام را. در خبر است كه چون شب قدر مى شود منادى از آسمان هفتم ندا مى كند از بُطنان عرش كه حقّ تعالى آمرزيده هر كه را كه به زيارت قبر حُسين عليه السلام آمده ششم احيا بدارد اين شبها را همانا روايت شده هركه احيا كند شب قدرراگناهان اوآمرزيده شود هرچند به عدد ستارگان آسمان و سنگينى كوهها وكيل درياها باشد هفتم صد ركعت نماز كند كه فضيلت بسيار دارد و افضل آنست كه در هر ركعت بعد از حمد ده مرتبه توحيد بخواند هشتم بخواند:

اَللَّهُمَّ اِنّى اَمْسَيْتُ لَكَ عَبْداً داخِراً، لا اَمْلِكُ لِنَفْسى نَفْعاً وَلا ضَرّاً، وَلا

خدايا من شام كردم در حالى كه بنده خوارى هستم كه مالك سود و زيانى براى خويش نيستم و نتوانم

اَصْرِفُ عَنْها سُوءاً، اَشْهَدُ بِذلِكَ عَلى نَفْسى ، وَاَعْتَرِفُ لَكَ بِضَعْفِ

از خويشتن پيش آمد ناگوارى را بازگردانم و اين مطلبى است كه من آن را بر خويش گواهى دهم و به ناتوانى

قُوَّتى ، وَقِلَّةِ حيلَتى ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَاَنْجِزْ لى ما

خود و بيچارگيم در برابرت اعتراف دارم پس درود فرست بر محمد و آل محمد و وفا كن برايم بدانچه

وَعَدْتَنى ، وَجَميعَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ فى هذِهِ اللَّيْلَةِ،

بر من و همه مؤمنين و مؤمنات وعده فرمودى از آمرزش در اين شب

وَاَتْمِمْ عَلَىَّ ما اتَيْتَنى فَاِنّى عَبْدُكَ الْمِسْكينُ الْمُسْتَكينُ، الضَّعيفُ

و تمام كن بر من آنچه را به من دادى زيرا كه من بنده بينواى مستمند ناتوان تهيدست

الْفَقيرُ الْمَهينُ، اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْنى ناسِياً لِذِكْرِكَ فيما اَوْلَيْتَنى ، وَلا [غافِلاً]

خوار توام خدايا قرار مده مرا فراموشكار از ياد خويش در آنچه به من انعام فرمودى و نه غافل از

لِإِحْسانِكَ فيما اَعْطَيْتَنى ، وَلا ايِساً مِنْ اِجابَتِكَ، وَاِنْ اَبْطَاَتْ عَنّى ،

احسانت در آنچه به من عطا كردى و قرارم مده نااميد از اجابت خويش و اگرچه ديرزمانى طول كشد

فى سَرَّآءَ اَوْ ضَرَّآءَ، اَوْ شِدَّةٍ اَوْ رَخآءٍ، اَوْ عافِيَةٍ اَوْ بَلاءٍ، اَوْ بُؤْسٍ اَوْ

چه در خوشى و چه در سختى در دشوارى يا در آسايش در تندرستى يا گرفتارى در تنگدستى يا

نَعْمآءَ، اِنَّكَ سَميعُ الدُّعآءِ *

در نعمت براستى تو شنواى دعايى

و اين دعا را كفعمى از امام زين العابدين عليه السلام روايت كرده كه در اين شبها مى خوانده در حال قيام و قعود و ركوع و سجود و علاّمه مجلسى(ره) فرموده كه بهترين اعمال در اين شبها طلب آمرزش و دعا از براى مطالب دنيا و آخرت خود و پدر و مادر و خويشان خود و برادران مؤمن زنده و مرده ايشان است و اَذْكار و صلوات بر محمد و آل محمدعليهم السلام آنچه مقدور شود و در بعضى از روايات وارد شده است كه دعاء جوشن كبير را در اين سه شب بخوانند فقير گويد كه دعاء جوشن در سابِقْ گذشت و روايت شده كه خدمت حضرت رسول صلى الله عليه وآله عرض شد كه اگر من درك كنم شب قدر را چه از خداوند خود بخواهم فرمود عافيت را.

اعمال شب بيست و يكم

كفعمى از سيد بن باقى نقل كرده كه در شب بيست و يكم مى خوانى:

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَاقْسِمْ لى حِلْماً يَسُدُّ عَنّى بابَ الْجَهْلِ، وَهُدىً

خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و چنان بردباريى بهره ام كن كه ببندد بر من دَرِ نادانى را و هدايتى

تَمُنُّ بِهِ عَلَىَّ مِنْ كُلِّ ضَلالَةٍ، وَغِنىً تَسُدُّ بِهِ عَنّى بابَ كُلِّ فَقْرٍ، وَقُ       وَّةً

به من ده كه بر من منت نهد از رهانيدن از هر گمراهى و بى نيازيى به من بده كه درهاى انواع فقر را به تمامى بر من ببندد و نيرويى

تَرُدُّ بِها عَنّى كُلَّ ضَعْفٍ، وَعِزّاً تُكْرِمُنى بِهِ عَنْ كُلِّ ذُلٍّ وَرِفْعَةً

به من ده كه هرگونه سستى را از من بازگرداند و عزتى كه از هر خوارى مرا گرامى دارى و رفعت مقامى كه بدان وسيله مرا

تَرْفَعُنى بِها عَنْ كُلِّ ضَعَةٍ، وَاَمْناً تَرُدُّ بِهِ عَنّى كُلَّ خَوْفٍ، وَعافِيَةً

از هر پستى بلند كنى و امنيتى كه بوسيله آن هر ترسى را از من دور كنى و تندرستى كه بدان وسيله مرا از

تَسْتُرُنى بِها عَنْ كُلِّ بَلاءٍ، وَعِلْماً تَفْتَحُ لى بِهِ كُلَّ يَقينٍ، وَيَقيناً تُذْهِبُ

هر بلايى بپوشانى و دانشى كه به آن هر يقينى را بر من مفتوح گردانى و يقينى كه بدان وسيله

بِهِ عَنّى كُلَّ شَكٍّ، وَدُعآءً تَبْسُطُ لى بِهِ الْإِجابَةَ فى هذِهِ اللَّيْلَةِ، وَفى

هر شك و ترديدى را از من دور سازى و دعائى كه اجابتش را بر من بگسترانى در همين امشب و در

هذِهِ السَّاعَةِ السَّاعَةِ السَّاعَةِ السَّاعَةِ يا كَريمُ وَخَوْفاً تَنْشُرُ لى بِهِ

همين ساعت ... ... ... ... اى بزرگوار و ترسى به من بده كه

كُلَّ رَحْمَةٍ، وَعِصْمَةً تَحُولُ بِها بَيْنى وَبَيْنَ الذُّنُوبِ، حَتّى اُفْلِحَ بِها

هر رحمتى را بدان وسيله بر من بگسترانى و مرا چنان خودنگهدار كن كه همان حالت ميان من و گناهان حائل شود

عِنْدَ الْمَعْصُومينَ عِنْدَكَ، بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.

و بدان وسيله در پيشگاه معصومين (و خود نگهداران) درگاهت رستگار باشم اى مهربانترين مهربانان.

و روايت شده كه در شب بيست و يكم حمّاد بن عثمان بر حضرت صادق عليه السلام وارد شد حضرت سؤال كرد كه غسل كرده اى عرض كرد بلى فدايت شوم پس حضرت حصيرى طلبيد و حمّاد را نزديك خود طلبيد و مشغول نماز شد و پيوسته آن حضرت نماز خواند و حمّاد نيز خود را به آن حضرت چسبانيده بود و نماز مى خواند تا از نمازهاى خويش فارغ شدند پس آن حضرت دعا كرد و حمّاد آمين گفت تا صبح طلوع كرد آن جناب اذان و اقامه گفت و بعض از غِلْمان خود را طلبيد و پيش ايستاد و نماز صبح خواند در ركعت اوّل حمد و قدر و در دويّم حمد و توحيد خواند و بعد از نماز مشغول به تسبيح و تحميد و تقديس و ثناى بر خدا و صلوات بر پيغمبرصلى الله عليه وآله و دعا براى مؤمنين و مؤمنات و مسلمين و مسلمات شد پس سر به سجده نهاد و مقدار يك ساعت بجز نفس چيزى از آن جناب شنيده نشد پس از آن اين دعا را خواند لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَالْاَبْصارِ تا آخر دعا كه در اقبالست و شيخ كلينى روايت كرده كه حضرت باقرعليه السلام در شب بيست و يكم و بيست و سيّم دعا مى خواند تا نيمه شب و بعد از آن شروع مى نمود به نماز خواندن و بدانكه در هر شب از شبهاى اين دهه غسل مستحب است و روايت شده كه حضرت رسول صلى الله عليه وآله در هر شب اين دهه غسل مى كرد و اعتكاف در اين دهه مستحب است و فضيلت بسيار دارد و افضل اوقات اعتكاف است و روايت شده كه مقابل دو حجّ و دو عمره است:

وَكانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ: اِذا كانَ الْعَشْرُ الْأَواخِرَ، اعْتَكَفَ فِى الْمَسْجِدِ، وَضُرِبَتْ لَهُ قُبَّةٌ مِنْ شَعْرٍ، وَشَمَّرَ الْميزَرَ، وَطَوى فِراشَهُ.

رسم رسول خدا صلى اللّه عليه و آله چنان بود كه چون دهه آخر ماه رمضان مى شد در مسجد معتكف مى شد و چادرى موئين برايش مى زدند و كمر را محكم مى بست و بستر خواب را جمع مى كرد.

و بدانكه در اين شب در سنه چهلم واقع شد شهادت مولاى ما حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و در اين شب تجديد مى شود احزان آل محمّد عليهم السلام و اشياع ايشان و روايت شده كه در آن شب مانند شب شهادت امام حسين عليه السلام برداشته نشد سنگى از روى زمين مگر آنكه در زير آن خون تازه بود شيخ مفيد فرموده كه در اين شب صلوات بسيار بفرستد و سعى و كوشش كند در نفرين بر ظالمان آل محمدعليهم السلام و لعن بر قاتل اميرالمؤمنين عليه السلام روز بيست و يكم روز قتل حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و مناسبست زيارت آن جناب و كلمات حضرت خضرعليه السلام كه به منزله زيارت آن حضرتست در اين روز.

 تبریک بازگشت اولیا از عتبات عالیات

 نفرات برتر مسابقات فرهنگی هنری

 سفره هفت سین کلاس ها

سفره ی هفت سین کلاسهای دبیرستان راه دانش

کلاس نهم / الف

کلاس نهم /ب

 نفرات برتر مسابقه علمی

نفرات برتر مسابقات علمی ویژه مدارس غیردولتی در ایام الله دهه فجر

 روز درختکاری


روز درختکاری, 15 اسفند روز درختکاری, هفته منابع طبیعی

15 اسفند روز درختکاری

در ایران، روز 15 تا 22 اسفند ماه به عنوان “هفته منابع طبیعی” نامگذاری شده است که نخستین روز این هفته یعنی 15 اسفند “روز ‌درختکاری‌” است.

 

تاریخچه روز درختکاری
روز درختکاری  ابتدا در سال 1872 و در ایالت نبراسکای آمریکا و در تاریخ 10 آوریل (21 فروردین)، توسط فردی به نام J.Sterling Morton برگزار شد و گفته می شود که در آن روز بیش از 1 میلیون درخت کاشته شده است اما بعد از مدتی این تاریخ به آخرین جمعه ماه آوریل انتقال یافت.

امروزه بیشتر کشورهای دنیا روز درختکاری را محترم شمرده و در این روز به کاشتن درخت ها و نهال های متفاوت اقدام می کنند. البته تاریخ این روز با توجه به آب و هوای هر کشور متفاوت است و بیشتر سعی می کنند تا در موقعی از سال این کار را انجام دهند که درخت قابلیت رشد کردن را داشته باشد. برای مثال می توان به کشور هایی مانند آلمان، مصر، پاکستان، مکزیک اشاره کرد که روز درختکاری به ترتیب در روزهای 5 اردیبهشت، 26 بهمن، 27 مرداد و دومین پنجشنبه از ماه جولای است.

روز درختکاری در ایران

درختکاری در ایران دارای پشتوانه ‌ای از علایق ملی و سنت تاریخی است، تاریخ نشان می ‌دهد که ایرانیان باستان، جشن های خاصی داشتند و در این جشن ها به درختکاری پرداخته و به خاک و زراعت احترام می‌ گذاشتند.

 

روز درختکاری, 15 اسفند روز درختکاری, هفته منابع طبیعی

 

در کشور ما روز درختکاری در 15 اسفند هر سال برگزار می شود و مردم با حضور در پارک ها، جنگل ها و اقصی نقاط شهر اقدام به کاشت نهال های جوان می کنند. ایرانی ها هر سال با کاشت درخت به استقبال سال نو رفته و در واقع با این کار نمادین در آستانه بهار زندگی را به زمین باز می گردانند. در این روز در مقابل بیشتر پارک ها و فضاهای سبز و دیگر نقاط شهر نهال هایی به صورت رایگان در اختیار مردم قرار می گیرید.

 

اهمیت درختکاری در اسلام

در ادیان و فرهنگ های مختلف جهان، درخت و درختکاری جایگاه خاصی دارد. دین مقدس اسلام نیز بشر را به کاشت درخت تشویق و ترغیب کرده است و بعضی از بزرگان دین به این امر اشتغال داشته اند. حضرت علی علیه السلام در مدینه باغ های خرمای فراوانی به وجود آورد و بیشتر آنها را در راه خدا وقف کرد.

 

روز درختکاری, 15 اسفند روز درختکاری, هفته منابع طبیعی

 

پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم  در این باره می فرماید: «اگر شخصی درختی بکارد یا مزرعه ای را به زیر کشت ببرد و انسان ها، حیوانات یا پرندگان از آن بخورند، این کار صدقه ای از طرف آن شخص شمرده می شود». نیز در روایتی معتبر از یکی معصومین (ع) منقول است که: “حتی اگر دیدید قیامت بر پا شد و شما مشغول کاشتن درختی بودید، ازاین عمل نیک خود دست برندارید”. و این نشانگر تاکید و توصیه اولیای اسلام به حفظ و حراست از درختان و اهمیت درختکاری است.

مطالب یاد شده به روشنی، وظیفه تک تک ما را در حفظ و حراست از منابع طبیعی موجود، خصوصاً جنگل ها و مراتع و همچنین توسعه پایدار و گسترش این نعمت الهی، به عنوان یک وظیفه دینی و ملی، مشخص می کند.

فواید درختان در زندگی انسانها

امروزه با صنعتي شدن جوامع بشري درختان نقش مهم تري در زندگي بشر ايفا مي كنند، از سويي مقدمات پيشرفت بيشتر صنعت و فناوري را موجب مي شوند و منابع تامين كننده محصولاتي نظير وسايل چوبي، مبلمان، لوازم التحرير (كاغذ، انواع مدادهاي مختلف) ‌الوار و هزاران محصول ديگر محسوب مي شوند و از سو ي ديگر به منزله ريه هاي يك شهر تلقي شده و نقش مهمي در تامين سلامت اعضاي جامعه را ايفامي كنند. اين مورد اخير از مورد قبل مهم تر مينمايد.

 

روز درختکاری, 15 اسفند روز درختکاری, هفته منابع طبیعی

 

چرا كه به دليل فعاليت كارخانجات صنعتي و نيز ازدياد وسايل نقليه عمومي و فعاليت روزانه آنها در سطح شهرهاي بزرگ  آلاينده ها و گازهاي مهلك و خطرناكي نظير دي اكسيد كربن در هواي شهرها فزوني يافته و سلامت افراد را تهديد مي كند. و افزايش هر چه بيشتر اين مواد آلاينده كاهش ميزان اكسيژن در هوا را سبب مي شود و اين وضع نامساعد گروههاي آسيب پذير نظير بيماران ريوي و قلبي، سالخوردگان و كودكان را بيشتر تهديد مي كند. در چنين شرايطي مساله درخت و درختكاري راه حلي مناسب براي مبارزه با آلودگيهاي مذكور به شمار مي آيد. ايجاد جنگلهاي مصنوعي و فضاي سبز در اطراف شهرهاي بزرگ به تاسيس كارخانجات توليد اكسيژن مي ماند.

به طور خلاصه روز درختکاری بهانه ‌ای است برای این که ما به محیط زیست احترام گذشته و آن را احیاء کنیم و یا حداقل آن را با دقت بیشتری نگه داری کنیم. امید است که با تلاش در این جهت، حتی با کاشتن یک نهال کوچک، کشوری زیبا و آباد را برای خویش مهیا کنیم که یقیناً کاری پسندیده است.

منبع : http://www.beytoote.com

 برنامه فروردین 95

 هفته تربیت اسلامی

تعریف و موضوع تربیت

تربیت به معنای پروردن است و با ایجاد دگرگونی به منظور دستیابی به کیفیت مطلوب، حاصل می شود، و با عینیت بخشیدن به کمالات بالقوه به طور تدریجی به دست می آید. اگر پدیده ای جاندار و قابل رشد را، از صورت و حالت نامطلوب به سمت کیفیت مطلوب یا بهتر، کمال بخشیدیم، می گوییم او را تربیت کرده ایم، و استعدادهای بالقوه آن را، برای کمال فعلیت بخشیده ایم. بر اساس این تعریف، موضوع قابل تربیت، پدیده های قابل رشد و تکامل پذیری چون انسان ها، حیوانات و گیاهان می توانند باشند و درغیر این موارد کاربردی ندارد؛ زیرا اشیایی که تمام کمالات بالقوه آنها فعلیت یافته یا فاقد کمالات بالقوه اند تربیت هم نمی پذیرند. در مورد انسان، تربیت به معنای رشد گرایش های متعالی واخلاق نیکو و فعلیت یافتن کمالات بالقوه نفسانی است و درباره حیوانات، رشد غرایز یا عادت دادن آنها به کاری است که مورد نظر تربیت کننده است و در مورد گیاهان، رشد وباروری بیش از حد معمول مراد است که با ایجاد اوضاع مناسب صورت می گیرد.

تربیت در فرهنگ اسلامی

در فرهنگ اسلامی، تربیت در مورد کل نظام هستی مصداق می یابد و همه چیز در راستای تربیت قرار دارد. در قرآن کریم، حدود 970 مورد از خداوند به عنوان «ربّ» یاد شده است و پروردگاری از غیر خداوند، نفی شده است. رب به معنی آفریننده و مدیر پرورنده است. بر اساس آیات قرآن، تربیت بر سراسر نظام هستی حاکم، و همه چیز در حال تربیت پذیری و کمال یابی است و این کار، تنها با اراده خداوند انجام می گیرد. هر موجودی که در حال تربیت است، استعدادهای سابق او به طور مرتب فعلیت یافته، آمادگی های جدید، درنهاد او پدید می آید. کمالی در او تحقق یافته و زمینه، برای پذیرش کمال برتر، فراهم می شود. هر موجود تربیت پذیر در حال حرکت به سوی کمال است.اگر درنظام تکوین، تنها خداوند مربی است، در نظام تشریع هم باید تنها خداوند، مربی باشد، تا تشریع با تکوین هماهنگ شود و انسان در راستای کمال واقعی خود قرار گیرد. بعثت پیامبران و نزول کتاب های آسمانی، برای ایجاد همین هماهنگی و تربیت انسان هاست.

تأکید امام بر اعتماد به نفس جوانان

از عوامل مهم موفقیت انسان اعتماد به نفس و شناخت ارزش وجودی خود است. لذا قدم اول درحرکت به سوی کمال همین است؛ زیرا تا فرد خود را باورنکند و به لیاقت، استعداد و شرف انسانی خود پی نبرد، به سوی تحقق بخشیدن ارزش های انسانی درخود و جامعه پیش نخواهد رفت. امام امت(ره) در این زمینه می گویند: «... آدم های خوب ما می گفتند که به غرب وابسته باشیم، برای این که این مقدار درک نمی کردند که ما می توانیم روی پای خودمان بایستیم و کار کنیم... ما باید به خودمان ثابت کنیم که ما هم آدمیم.لکن مع الاسف دسته بندی ها و تبلیغات چه جور بوده است که ما را به طوری عقب زدند که خودمان را هیچ می دانیم... شما که در دانشگاه هستید و دانشمند و متفکر هستید، جوان های ما را جوری بار بیاورید که خودشان بفهمند که یک چیزی اند. اگر ازغرب هم صنعتی می آید یاد بگیرند، اما غربی نشوند»

 

 مراسم ویژه ی دهه ی فجر

مراسم ویژه ی دهه ی فجر

 فعالیت ها به مناسبت دهه ی مبارک فجر

بازدید از قصر بازی

 حماسه 9 دي

استکبار جهانی در سال های اخیر علاوه بر استفاده از جنگ سخت برای مقابله با جهان اسلام، از جنگ نرم به عنوان حربه ای دیگر استفاده کرده و با به خدمت گرفتن رسانه ها به دنبال همسویی افکار عمومی ملل مسلمان با سیاست ها و اندیشه های مادی گرایانه خود است.

در فتنه 88 شاهد بودیم که استکبار جهانی با در اختیار داشتن رسانه ها چگونه به جنگ با نظام مقدس جمهوری اسلامی آمد  و اگر نبود درایت و بینش عمیق حضرت  امام خامنه ای معلوم نبود که چه به سر این نظام می آمد. آری رسانه های بیگانه  با انتشار اخبار و رویدادهای مختلط از درست و نادرست بر افکار عمومی ایران تاثیر گذاشته و جماعتی را در توهم این مساله که  این نظام متقلب است و باید آن را از بین برد، قرار دادند.

مگر نبود انعکاس لحظه به لحظه تجمعات و درگیری ها و اعلام آمارهای نادرست که مثلا در میدان آزادی بیش از سه میلیون نفر در حمایت از فلان کاندیدا تجمع کرده و خواهان ابطال انتخابات هستند.

هنوز یادمان نرفته که عده ای از کسانی که خود را یار امام می دانستند  با گفتار و رفتار و کردارشان  آب به آسیاب دشمن ریختنتد و تا آنجا پیش رفتند که حتی اعلام کردند که « حالا که ما نیستیم پس چه بهتر که نظام هم نباید باشد».

اینکه این افراد از درون با رسانه های بیگانه همکاری داشته اند شکی نیست، اما همین قدرت رسانه بود که به کمک نظام جمهوری اسلامی آمد و آتش فتنه را که در کشور شعله ور شده بود، خاموش نمود. آری انعکاس اقدام فتنه گران در پاره کردن تمثال مقدس حضرت امام خمینی(ره) و به سخره گرفتن عاشورا و حمله آنان به مردم عزادار در چنین روزی خود اقدامی بسیار بجا و به موقع بود که مردم را نسبت به این جماعت نااهل آگاه و بصیر کرد و همین عامل باعث شد مردم به ندای مولا و مقتدایشان حضرت امام خامنه ای پاسخ مثبت داده و حماسه نهم دی را خلق کنند.
مدیریت محترم خانم جمال پور

 مراسم ویژه ی شب یلدا

مراسم ویژه ی شب یلدا

 

 بازدید از مرکز آموزش نجوم

 اجرای مراسم به مناسبت اربعین در مدرسه و پخش غذای نذری

اجرای مراسم به مناسبت اربعین در مدرسه و پخش غذای نذری

 

 جابر بن عبدلله انصاری و زیارت امام حسین(ع) در روز اربعین

 

جابر بن عبدلله انصاری و زیارت امام حسین(ع) در روز اربعین

جابر بن عبدالله انصارى از صحابه رسول خدا و ياران با وفاى اهل بيت(عليهم السلام) است. پدرش عبدالله بن عمرو بن حرام انصارى از پيشگامان دعوت پيامبر براى هجرت به مدينه است. عبدالله بن عمرو در بيعت عقبه (در مكه) حضور داشت. در جنگ بدر و احد نيز در ركاب رسول خدا شركت جست و در جنگ احد به شهادت رسيد.

جابر خود نيز در بيعت عقبه ثانيه ـ در حالى كه كودك بود ـ در كنار پدرش شركت داشت. وى از ياران برجسته رسول خدا(صلى الله عليه وآله) بود. و در هيجده غزوه همراه پيامبر حضور داشت و در جنگ صفين نيز در ركاب على(عليه السلام) بود. او در اواخر عمر نابينا گرديد و در سال 74 يا 77 هجرى در سنّ 94 سالگى وفات يافت.

عطيّه عوفى مى گويد: همراه با جابر بن عبدالله انصارى براى زيارت قبر امام حسين(عليه السلام) حركت كرديم؛ وقتى به كربلا رسيديم، جابر وارد رودخانه فرات شد و غسل (زيارت) كرد؛ آنگاه لنگى بر كمر بست و حوله اى بر دوش انداخت (همانند لباس محرم) و سپس خود را خوشبو نمود و به سمت قبر امام حسين(عليه السلام) حركت كرد. به هنگام حركت همواره ذكر مى گفت، تا آنكه به قبر نزديك شديم.

در آن هنگام به من گفت: دستم را روى قبر بگذار. هنگامى كه دستش را روى قبر گذاشتم، جابر بيهوش بر روى قبر افتاد.

من آب به صورت جابر پاشيدم تا به هوش آمد. آنگاه سه بار صدا زد «يا حسين»

و ادامه داد: «حَبيبٌ لا يُجيبُ حَبيبَهُ»؛ (آيا دوست، پاسخ دوستش را نمى دهد؟)

سپس با خودش گفت: «چگونه (حسين) پاسخت را بدهد، در حالى كه ميان خون آغشته شده و بين بدن و سرش جدايى افتاده است؟»

سپس افزود: «فَأَشْهَدُ أَنَّكَ ابْنُ خَيْرِ النَّبِيِّينَ، وَ ابْنُ سَيِّدِ الْمُؤْمِنينَ، وَ ابْنُ حَليفِ التَّقْوى، وَ سَليلُ الْهُدى، وَ خامِسُ أصْحابِ الْكِساءِ، وَ ابْنُ سَيِّدِ النُّقَباءِ، وَ ابْنُ فاطِمَةَ سَيِّدَةِ النِّساءِ، وَ ما لَكَ لاتَكُونُ هكَذا وَ قَدْ غَذَّتْكَ كَفُّ سَيِّدِ الْمُرْسَلينَ، وَ رُبِّيتَ فِي حِجْرِ الْمُتَّقينَ، وَ رَضَعْتَ مِنْ ثَدْىِ الاِْيمانِ، وَ فُطِمْتَ بِالاِْسْلامِ، فَطِبْتَ حَيّاً، وَ طِبْتَ مَيِّتاً، غَيْرَ أَنَّ قُلُوبَ الْمُؤْمِنينَ غَيْرُ طَيِّبَة لِفِراقِكَ، وَ لا شاكَّة فِي الْخِيَرَةِ لَكَ، فَعَلَيْكَ سَلامُ اللهِ وَ رِضْوانُهُ، وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ مَضَيْتَ عَلى ما مَضى عَلَيْهِ أَخُوكَ يَحْيَى بْنُ زَكَرِيّا»؛ (گواهى مى دهم كه تو فرزند بهترين پيامبران و فرزند سرور مؤمنان و فرزند هم پيمان تقوا و از سلاله هدايتى. تو پنجمين فرد از اصحاب كسايى، و فرزند بزرگ نقيبان و فرزند فاطمه اى كه بانوى همه زنان است. چرا چنين نباشد! (و اين همه شرافت و بزرگى نداشته باشى) در حالى كه بزرگ پيامبران با دست خويش به تو غذا داد و در دامن پرهيزكاران پرورش يافتى و از پستان ايمان شير نوشيدى و با اعتقاد به اسلام از شير باز گرفته شدى؛ تو پاك زيستى و پاك از دنيا رفتى، جز آنكه دل هاى مؤمنان از فراقت آسوده نيست در حالى كه شك ندارند جايگاه بلندى براى توست؛ پس سلام و رضوان الهى بر تو باد. و (من) گواهى مى دهم كه تو بر همان طريقى رفتى كه برادرت يحيى بن زكريا رفت و در دفاع از حقّ به شهادت رسيد).

آنگاه چشمش را (مانند يك انسان بينا) به اطراف قبر گردانيد و (و خطاب به ساير شهيدان) گفت:

«أَلسَّلامُ عَلَيْكُمْ أَيُّهَا الاَْرْواحُ الَّتي حَلَّتْ بِفِناءِ الْحُسَيْنِ، وَ أَناخَتْ بِرَحْلِهِ، أَشْهَدُ أَنَّكُمْ أَقَمْتُمُ الصَّلاةَ، وَ آتَيْتُمُ الزَّكاةَ، وَ أَمَرْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ، وَ نَهَيْتُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ، وَ جاهَدْتُمُ الْمُلْحِدينَ، وَ عَبَدْتُمُ اللهَ حَتّى أَتاكُمُ الْيَقينُ»؛ (درود بر شما اى ارواحى كه بر آستان حسين فرود آمده، و در كنارش آرام گرفتيد؛ گواهى مى دهم كه شما نماز را بر پا داشتيد و زكات را ادا كرديد، امر به معروف و نهى از منكر نموديد و با ملحدان و بى دينان پيكار كرديد و تا هنگام مرگ خدا را عبادت نموديد).

آنگاه افزود: «وَ الَّذي بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ لَقَدْ شارَكْناكُمْ فيما دَخَلْتُمْ فيهِ»؛ (سوگند به خدايى كه محمد را به حق براى پيامبرى برانگيخت، ما با شما شهيدان در راهى كه وارد شده ايد، شريكيم)

«عطيّه» كه اين سخن را شنيد، با شگفتى پرسيد: «چگونه ما شريك (رزم و شهادت) آنها هستيم، با آن كه (براى يارى حسين «عليه السلام») نه فراز و نشيبى را پيموديم و نه شمشيرى زديم، درحالى كه اينان، ميان سرها و بدن هايشان جدايى افتاد (و به شهادت رسيدند) و فرزندانشان يتيم شدند و زنانشان بى شوهر؟»

جابر پاسخ داد: «يا عَطيَّةُ! سَمِعْتُ حَبيبي رَسُولَ اللهِ(صلى الله عليه وآله) يَقُولُ: «مَنْ أَحَبَّ قَوْماً حُشِرَ مَعَهُمْ، وَ مَنْ أَحَبَّ عَمَلَ قَوْم أُشْرِكَ في عَمَلِهِمْ»، وَ الَّذي بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ نَبيّاً إنَّ نِيَّتي وَ نِيَّةَ أَصْحابي عَلى ما مَضَى عَلَيْهِ الْحُسَيْنُ وَ أَصْحابُهُ»؛ (اى عطيّه! از حبيبم رسول خدا شنيدم كه مى فرمود: «هركس گروهى را دوست داشته باشد در قيامت با آنان محشور خواهد شد و هر كس عمل گروهى را دوست داشته باشد، در عمل آنها شريك است». سوگند به خدايى كه محمّد را به حق براى رسالت برانگيخت، [اگر من بر اثر ناتوانى نتوانستم همراه امام حسين(عليه السلام) باشم]، ولى نيّت و خواسته من و يارانم، بر همان مسيرى است كه حسين(عليه السلام) و يارانش پيموده اند).

ورود جابر صحابى بزرگ پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) به كربلا در اربعين حسينى براى زيارت قبر پاك آن حضرت و ساير شهداى راه خدا، در واقع اين هدف را دنبال مى كرد كه سدّ خفقان را بشكند و راه را براى زائران حسينى بگشايد تا با زيارت پرشورشان پرچم عاشورا را در كربلا برافرازند و خاطره شهيدان را همواره زنده نگه دارند و مبارزه دامنه دارى را از اين طريق بر ضدّ دشمن آغاز كنند.

اضافه بر اين، زيارت اين صحابى بزرگ، درسى است براى نابخردانى كه از زيارت قبور اولياءالله به خاطر كج فهمى و عدم درك حقيقت تعليمات اسلام، ممانعت به عمل مى آورند.

مطابق نقل سيد بن طاووس كاروان اهل بيت(عليهم السلام) در كربلا با جابر و يارانش ملاقات كردند و با گريه و ناله و زارى به استقبال يكديگر شتافتند و چند روزى را در كربلا به اقامه عزا پرداختند.

مقرّم در مقتل خود این واقعه را چنین بیان می کند که: پس از سه روز عزادارى، امام سجّاد(عليه السلام) چاره اى جز اين نديد كه دستور حركت از كربلا را به سوى مدينه صادر نمايد، چرا كه مى ديد عمه هايش و زنان و كودكان، شب و روز آرام و قرار ندارند و به نوحه و گريه مى پردازند. از كنار قبرى برمى خيزند و در جوار قبرى ديگر مى نشينند (خوف آن بود كه آنجا جان خود را از دست دهند).

كاروان به سوى مدينه روانه شد در آن حال جناب امّ كلثوم(عليها السلام) اشعار جانسوزى را خطاب به مدينه خواند (كه چند بيت از آن چنين است):

»مَدينَةَ جَدِّنا لاتَقْبَلينا *** فَبِالْحَسَراتِ وَالاَْحْزانِ جِئْنا

خَرَجْنا مِنْكِ بِالاَْهْلينَ جَمْعا *** رَجَعْنا لارِجـالَ وَلا بَنينا

وَرَهْطُكَ يا رَسُولَ اللهِ اُضْحُوا *** عَرايـا بِالطُّفُوفِ مُسَلَّبينا

أَفاطِمُ لَوْ نَظَرْتِ إِلَى السَّبايا *** بَناتُكِ فِى الْبِلادِ مُشَتَّتينا

فَلَوْ دامَتْ حَياتُكِ لَمْ تَزالي *** إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ تَنْدُبينا

أَلا يـا جَدَّنا قَتَلوُا حُسَيْنا *** وَلَمْ يَرْعَوْا جِنابَ اللهِ فينا

لَقَدْ هَتَكُوا النِّساءَ وَحَمَّلُوها *** عَلَى الاَْقْتابِ قَهْراً أَجْمَعينا»

اى مدينه جدّ ما، مپذير ما را، چرا كه با حسرت و حزن به سويت آمده ايم!

از نزد تو با همه خويشاوندان بيرون رفتيم، ولى اكنون بدون مردان و فرزندان بازگشتيم!

اى رسول خدا! خاندانت قربانى شدند و بدنهايشان در صحراى گرم كربلا عريان گرديد و [اموالشان] غارت شد.

اى فاطمه! اگر به دختران اسيرت كه در شهرها پراكنده [و گردانده] شدند نگاه مى كردى؛ و زندگى ات در دنيا جاويدان بود، پيوسته تا قيامت ناله مى كردى!

اى جدّ ما! حسين را كشتند و حرمت الهى را درباره ما رعايت نكردند.

به زنان بى احترامى نمودند و به زور آنها را بر شتران تندخو سوار كردند

 

 

 ادواردو آنیلی

 برگزاری مانور زلزله

برگزاری مانور زلزله

از آنجایی كه كشور ایران از جمله مناطق زلزله خیز دنیا به شمار می آید لذا برگزاری چنین مانورهایی برای آمادگی بیشتر در هنگام وقوع زلزله ضروری به نظر می رسد.این جهت مانور زلزله در دبیرستان هوشمند راه دانش به منظور آگاهی دانش آموزان از اقدامات حین و پس از زلزله  برگزار شد

 

 دعای صفر
دعای ماه صفر
 بیست و شش مهارت مقابله با استرس

 بیست و شش  مهارت مقابله با استرس

برای مقابله با استرس ها يا فشارهای روانی، راهکارهای مختلفی وجود دارد که شيوه مديريت صحيح، آنها را به ما می آموزد. با رعايت و بکارگيری اين روشها، می توانيم علاوه بر حل يا کم کردن مشکلات به آرامش پايدارتری دست يابيم و استرس خود را کنترل کنیم:

  • به خداوند توکل کنيم.

توکل به خدا یکی از راههای کاهش استرس است.وقتی انسان ياد خدا را در دل خود زنده نگهدارد و ارتباط روحی و معنوی بين خود و خدا برقرار کند، به آرامش عميق، همراه با خشنودی می رسد و با توکل به خدا از هرگونه استرس و اضطراب و فشار روانی رها می شود.

قرآن کريم در سوره رعد آيه 29 می فرمايد: کسانی که ايمان آوردند قلبهايشان با ياد خدا آرام می گيرد، آگاه باشند تنها با ياد خدا قلبها آرامش می يابد

  • عوامل استرس زا را  کم کنيم.

عوامل بی شماری ممکن است باعث استرس ما شوند. که بايد این عوامل استرس زا را شناخته و سعی کنيم از زندگی خود حذف کنيم. برای مثال، اگر شلوغی موجب ناراحتی ما می شود، زمانی را برای خريد انتخاب کنيم که خلوت باشد.

  • از وقايع اطراف خود با اطلاع باشيم.

بی اطلاعی و ناديده گرفتن حوادث و وقايع اطرافمان، دليل بر شادی و عدم وجود مشکل نيست. گاهی اوقات آن چه ما بعلت عدم آگاهی از اصل موضوع در ذهن خود تصور می کنيم، بسيار بدتر و ناراحت کننده تر از آن چيزی است که واقعا" اتفاق افتاده است

  • از وضعيت جسمی خود آگاه باشيم.

از نشانه های پريشانی در خود از قبيل سردرد، آشفتگی، درد معده، نداشتن تمرکز، سرماخوردگی، خستگی زياد و ... مطلع باشيم. زيرا اين علائم می توانند نشانه های استرس باشد که باعث اختلالات جدی تر از قبيل: زخم معده، فشار خون بالا، بيماری های قلبی و..... باشند

  • برنامه های زندگی را اولويت بندی کنيم .

از راههای دیگر کاهش استرس برنامه ریزی و الویت بندی کارها است.هنگامی که با انبوهی از مشکلات بطور همزمان روبه رو هستيم، به آسانی در مقابل آنها به زانو در آمده و از حل آنها عاجز می شويم. زيرا آشفتگی و بی نظمی، در کارها و برنامه ها می تواند توليد استرس کرده، يا نقطه ای برای شروع آن از شکست طرح های ناتمام می شود. اولويت بندی مسائل به ترتيب اهميت و بررسی آنها به ما اين امکان را می دهد که به هر کاری در زمان و مکان خود رسيدگی کنيم، بهتر است که طرحها را يکی بعد از ديگری به انجام برسانيم

  • به موقع از خانه خارج شويم.

اگر به موقع از خانه خارج شويم، می توانيم بسياری از تنش ها و استرس های خود را کم کنيم و همچنين از بروز مشکلات احتمالی بعدی جلوگيری کنيم

  • وقت خود را تنظيم کنيم.

کارهای روزمره خود را به ترتيب اهميت و مدت زمان آنها يادداشت کنيم، با اين کار در می يابيم وقت خود را چگونه تنظيم کنيم تا هميشه کارهايمان به موقع انجام شود و دچار استرس نشویم. اگر وقت کافی برای انجام تمام فعاليت های مورد نظر و مهم خود نداريم، شايد بيش از حد و بيهوده تلاش می کنيم.

  • از شر وسايل اضافی خلاص می شويم.

از شر وسايل اضافی و بی مصرف خلاص می شويم و اطراف خود را خلوت کنيم. وسايل اضافی و به درد نخور و شلوغی محيط می تواند استرس زا باشد

  • شب ها به موقع و به اندازه کافی بخوابيم.

برای کاهش استرس بهتر است خواب کافی داشته باشیم بدن انسان برای تجديد قوا به خواب کافی و لذت بخش نياز دارد. شب به موقع بخوابيم و تا ديروقت بيدار نباشيم. هنگام خواب بهتر است به سمت چپ خود بخوابيم و نفس عميق بکشيم. در اين حالت سوراخ راست بينی تحريک و سمت راست بدن فعال تر می شود. زيرا سمت راست، قسمت فعال بدن است

  • صبح زود از خواب بيدار شويم.

سعی کنيم صبح ها، حتی روزهای تعطيل زود از خواب بيدار شويم. در اين صورت ساعت زيستی بدن ما منظم می شود و طبق برنامه خاصی زمان خواب و بيداری ما را تنظيم می کند. در نتيجه پس از مدتی هنگام بيدار شدن، احساس بهتری خواهيم داشت

  • عادت های استرس زای خود را عوض کنيم.

ما از عادت های خوب و بد خود اطلاع داريم و آنها را خوب می شناسيم. می توانيم آنهايی را که موجب آزار روحی ما می شوند را ترک کنيم. يا اگر ترک آنها مشکل است سعی کنيم از حال و هوای آن عادت خود را خارج کرده يا مسير فکر خود را تغيير دهيم

  • از معاشرت با افراد استرس زا بپرهيزيم.

از ارتباط با افرادی که سبب استرس ما می شوند دوری کنيم. يا اگر دوری کردن از اين افراد برايمان مشکل است، می توانيم ارتباط خود را با او در جمع برقرار کنيم

  • ار رقابت با ديگران خودداری کنيم.

رقابت با ديگران در کار، شغل، مقام، زندگی و مخصوصا" تجملات و ظواهر، می تواند يکی از منابع اجتناب ناپذير استرس يا فشار روانی باشد شايد هم افرادی را بشناسيد که کار می کنند تا حسادت و خشم ديگران را برانگيزانند ولی در واقع استرس حاصل از حسادت و رقابت، به خود فرد تحميل می شود

  • از تکنولوژی درست استفاده کنيم.

وسائلی مانند موبايل، کامپيوتر،.... باعث می شوند که طی يک روز بيش از حد کار و فعاليت انجام دهيم و گاهی همین وسایل باعث استرس میشوند.قبل از خريد وسائل و تجهيزات جديد مطمئن شويم که اين وسايل به پيشرفت موقعيت فعلی ما کمک می کند

  • به چشمان خود استراحت بدهيم.

آيا مدت طولانی به تلويزيون يا مانيتور نگاه می کنيم؟ بايد به چشمان خود استراحت  دهيم هر چند کم. در اين زمان به فضای سبز، آسمان يا درختان خيره شويم. اگر در دسترس نيستند می توانيم يک عکس يا پوستر بر روی ديوار نصب کنيم که بيشتر رنگ های آبی و سبز در آن به کار رفته باشد. اين رنگها بسيار آرام بخش هستند

  • مشکلات را بپذيريم.

بايد پذيرفت که برخی اوقات شرايط طاقت فرسايی در زندگی پديد می آيد و کاری نيز از دست ما بر نمی آيد. در اين شرايط بايد با صبر و پذيرش مشکل و دگرگون کردن موقعيت، بار عاطفی مشکل را کم کنيم

  • ورزش کنيم.

یکی دیگر از راههای کاهش استرس ورزش کردن است.تحقيقات نشان داده است که ورزشکاران از استرس و افسردگی کمتری نسبت به ديگران برخوردارند. همچنين برنامه تمرينات هوازی باعث بهبود حالات افسردگی، اضطراب، آشفتگی فکری و خستگی شديد می باشد. يک پياده روی تند و سريع به مدت 40 دقيقه ميزان استرس را بطور متوسط تا 14 درصد کاهش می دهد

  • قدم بزنيم.

در تحقيقاتی که در دانشکده پزشکی دانشگاه استنفورد در سال 2002 انجام گرفته، آمده است افرادی که 4 بار در هفته پياده روی می کنند، استرس کمتری دارند و را حت تر می خوابند

  • بطور صحيح تنفس کنيم.

تنفس صحيح بايد به اين صورت باشد: دم ( دادن هوا به ريه ها ) يک شماره، نگهداشتن نفس چهار شماره ، بازدم ( بيرون فرستادن هوا از ريه ها ) دو شماره

.

  • به تغذيه خود برسيم.

خوردن مناسب بسيار مهم است. زيرا انرژی مورد نياز بدن را تامين می کند و کمتر دچار حالت عصبی يا فشار روانی می شويم. هميشه از مواد غذايی سبوس دار، ميوه، ترکيبات کربوهيدرات، سبزيجات و حبوبات ثابت ماندن اندازه ی قند خون شده و کمتر خسته می شويم. از مصرف زياد نمک، چربی، خوراکی های سرخ شده و مواد قندی ساده که به آزاد شدن اپی نفرين کمک و باعث عدم مقاومت بدن در برابر فشار روانی می شود خودداری کنيم. به مقدار کافی آب بنوشيم و از مصرف زياد قهوه، چای و نوشابه های گازدار تا حد امکان پرهيز نماييم

  • با آرامش غذا بخوريم.

در هنگام غذا خوردن بهتر است از عجله کردن ، گوش دادن به راديو يا خواندن روزنامه مخصوصا" خبرهای استرس زا پرهيز کنيم

  • روابط اجتماعی خود را  گسترش دهيم.

هنگامی که تحت استرس يا فشار روانی هستيم، بطور غريزی تمايل داريم که به گوشه تنهايی پناه ببريم. کاری اشتباه تر از اين وجود ندارد، چون گوشه گيری باعث می شود تا حواس خود را بيشتر روی مشکلات و افکار منفی متمرکز کنيم که به جای حل آن به تشديد استرس کمک  می کند

  • هيجانات سرکوب شده خود را تخليه کنيم.

متخصصان معتقدند عمل ساده افشای خود باعث تسکين فشار روانی می شود. نوشتن احساساتمان در دفترچه يا صحبت کردن در نوار کمک می کند تا فشار روانی ناشی از رويدادهايی مثل از دست دادن شغل، شروطی، ... کم شده و راحت تر و منطقی تر درباره راه حل های مشکلاتمان بينديشيم

  • مثبت بينديشيم.

مثبت فکر کردن باعث آرامش فکر می شود، که اين امر می تواند با تغييرات فيزيولوژيک که هنگام بوجود آمدن استرس اتفاق می افتد، مقابله کند، بسياری از استرس هايی که تجربه می کنيم از احساسات منفی اطرافمان ناشی می شوند.انديشيدن به اشخاص يا چيزهايی که به آنها عشق می ورزيم آثار خوبی را برجای می گذارد

  • روی موضوع آرامش بخش تمرکز کنيم.

اگر افکارمان به دام اوضاع و احوال نگران کننده ای اسير شد، سعی کنيم با انحراف افکار روی موضوع های آرام بخش مانند يادآوری خاطرات لذت بخش و يا دقت در تصاوير زيبا، از افکار منفی دوری کنيم

  • به زمان حال فکر کنيم.

دکتر ژان بورسينکو در " پرورش روح و جسم " می نويسد: اگر بتوانيم ذهن خود را چنان پرورش دهيم که اميدها و آمال خود را کنار گذاشته و در موقع مناسب به سراغ تک تک آنها برويم، به آرامش ذهنی دست خواهيم یافت.

 دانش آموزان برتر درس ریاضی در مهر ماه

 ویژه ی ایام محرم

اگر نبود خون حسین (ع) ، خورشید سرد می شد و دیگر در آفاق جاودانه شب نشانی از نور باقی نمی ماند... حسین چشمه خورشید است .

هنوز نیم قرن از حجه الوداع نگذشته ، امت محمد(ص) تیغ بر اوصیای او کشیده اند و با نام اسلام ، قلب اسلام را که امام است ، می درند! اجسامشان به جانب قبله نماز می گزارند ، اما ارواحشان هنوز همان اصنامی را می پرستند که ابراهیم شکسته بود. اجسامشان به جانب قبله نماز می گزارند، اما ارواحشان با باطن قبله که امامت است، پیکار می کنند. جاهلیت ریشه در درون دارد و اگر آن مشرک بت پرست که در درون آدمی است ایمان نیاورد ، چه سود که بر زبان لااله الا الله براند؟ آنگاه جانب عدل و باطن قبله را رها می کندو خانه کعبه را عوض از صنمی سنگی می گیرد که روزی پنج بار در برابرش خم و راست شود و سالی چند روز گرداگردش طواف کند. و ای کاش تا همین جا بسنده می کرد و قلب قبله را با تیغ نمی درید! عجبا! جهان را ببین که چه سان وارونه می شود! افمن یمشی مکبا علی وجهه اهدی امن یمشی سویا علی صراط مستقیم ؟

ای دل! تو چه می کنی؟ می مانی یا می روی؟ داد از آن اختیار که تو را از حسین جدا کند ! این چه اختیاری است که برای روی آوردن بدان باید پشت به اراده حق نهاد ؟ ای دل! نیک بنگر تا قلاّده دنیا را برگردنشان ببینی و سررشته قلاّده را ، که در دست شیطان است . آنان می انگارند که این راه را به اختیار خویش می روند ، غافل که شیطان اصحاب دنیا را با همان غرایزی که در نفس خویش دارند می فریبد.

 

الماس اگر چه از همه جوهرها شفاف تر است ، سخت تر نیز هست . ماندن در صف اصحاب عاشورایی امام عشق تنها با یقین مطلق ممکن است ... و ای دل! تو را نیز از این سنت لایتغیر خلقت گریزی نیست. نپندار که تنها عاشوراییان را بدان بالا آزموده اند و لاغیر... صحرای بلا به وسعت همه تاریخ است .

 عید قربان گرامی باد

 

 آغاز ماه مهر و بازگشایی مدارس

مهر است. کتاب را باز کن. بوی گل بلند می شود، بوی باران، بوی تبسم دریا، بوی نسیم خنک. کتاب را بازکن. کتاب را بازکن. آفتاب پاییزی و صدای خنده ی بچه ها همه جا را پر کرده است. باز زنگ تفریح است. باز هم شادی این سو و آن سو حیاط می دود. چه زیباست این لحظه ها. چه زیباست تفریح پس از خواندن و نوشتن. چه زیباست دست در دست هم کلاسی ها، تمام لحظه های مدرسه را نفس کشیدن "، نفس کشیدن و جایی دردفتر خاطرات ثبت کردن. دفتر خاطرات مدرسه را باز کن و بنویس : باز هم مهر، باز هم مهربانی، باز هم بهار.

 روز دختر

 

ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها و روز دختر
حضرت فاطمه معصومه (ع) در اوّلین روز ماه ذى القعده سال 173 هـ ق،  25 سال بعد از تولد حضرت امام رضا (ع) در شهر مدینه منوّره چشم به جهان گشود.
از میان فرزندان بزرگوار حضرت امام موسى بن جعفر(ع)، دو فرزند ایشان یعنى حضرت امام على بن موسى الرضا (ع) و حضرت فاطمه کبری (ع) ملقّب به معصومه، از ویژگی های خاص برخوردار بوده اند تا  ادامه دهنده خطّ امامت بعد از پدر باشند.
آن حضرت به همراه امام رضا (ع) هر دو در دامان پاک یک مادر بزرگوار به نام حضرت نجمه خاتون (س) که از مهاجران مغرب بود، رشد و پرورش یافته اند. این در حالى است که پدر بزرگوارشان پیوسته در زندان هارون الرشید بسر مى بردند و سرانجام در همان زندان، هنگامى که حضرت معصومه (س) در سن ده سالگى بود، به شهادت رسیدند و از آن زمان به بعد حضرت معصومه (س) تحت مراقبت برادرش امام رضا (ع) قرار گرفت.[1]
حضرت معصومه (س)، معصوم به معنایی که در مورد پیامبران و امامان به کار می رود نبوده، امّا ایشان دارای طهارت روح و کمالات معنوی بالایی بودند، به گونه ای که به زائرانش وعده بهشت داده شده است
اطلاق «معصومه» بر فاطمه دختر موسی بن جعفر (ع)
نام حضرت معصومه، فاطمه است. در کتاب های روایی و تاریخی نیز، از آن حضرت با عنوان فاطمه بنت موسى بن جعفر (ع) یاد شده است،[2] امّا صدها سال است که آن حضرت با این لقب مشهور هستند،[3] و این لقب نزد ایرانیان تبدیل به اسم برای ایشان شده است.
حضرت معصومه (س)، معصوم به معنایی که در مورد پیامبران و امامان به کار می رود[4] نبوده، امّا ایشان دارای طهارت روح و کمالات معنوی بالایی بودند، به گونه ای که به زائرانش وعده بهشت داده شده است.[5]
لازم به ذکر است که عصمت امر نسبی است. با توجه به روایاتی که در شأن و منزلت حضرت معصومه وارد شده است،[6] می توان مرتبه ای از عصمت – نه در حد ائمه- برای ایشان قائل شد. این مسئله در حق چنین بانویی بعید به نظر نمی رسد؛ چرا که این حد از عصمت به معنای دوری از گناه در زندگی عالمان بزرگ نیز فراوان مشاهده می شود.
ورود حضرت معصومه (س) به قم
در سال 2ظ ظ  هجرى قمرى در پى اصرار و تهدید مأمون عباسى سفر تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این که کسى از بستگان و اهل بیت خود را همراه خود بیاورند راهى خراسان شدند.
حضرت معصومه یک سال بعد از هجرت تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو، در سال 201 هجری قمری، به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت، به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حرکت کرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. در شهر ساوه عده اى از مخالفان اهل بیت که از پشتیبانى مأموران حکومت برخوردار بودند، سر راه کاروان آنان را گرفته و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتیجه تقریباً همه مردان کاروان به شهادت رسیدند، حتى بنابر نقلى حضرت (س) معصومه را نیز مسموم کردند.
عصمت امر نسبی است. با توجه به روایاتی که در شأن و منزلت حضرت معصومه وارد شده است،می توان مرتبه ای از عصمت – نه در حد ائمه- برای ایشان قائل شد. این مسئله در حق چنین بانویی بعید به نظر نمی رسد؛ چرا که این حد از عصمت به معنای دوری از گناه در زندگی عالمان بزرگ نیز فراوان مشاهده می شود
به هر حال، یا بر اثر اندوه و غم زیاد از این ماتم و یا بر اثر مسمومیت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س) بیمار شدند و چون دیگر امکان ادامه راه به طرف خراسان نبود، قصد شهر قم را نمود. حدوداً در روز 23 ربیع الاول سال 2ظ 1 هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. و در محلى که امروز «میدان میر» نامیده مى شود در منزل «موسى بن خزرج» فرود آمدند و افتخار میزبانى حضرت نصیب او شد.
آن بزرگوار به مدت 17 روز در این شهر زندگى کرد. محل زندگی و عبادت آن حضرت در مدرسه ستیه به نام «بیت النور» بود که هم اکنون محل زیارت ارادت مندان آن حضرت است.[7]

پی نوشت ها :
[1] . برگرفته از سایتharam.masoumeh.com
[2]. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا (ع)، ج ‏2، ص 267، چاپ اول، نشر جهان، تهران، 1378 ق.
[3]. ر. ک: مجلسی، بحار الانوار، ج 106، ص 168,
[4]. معصوم کسی است که به لطف خدا از هرگونه آلودگی به گناه و کارهای زشت و ناشایست و پلید امتناع کند، آن هم نه به گونه جبری، بلکه در حالی که توان انجام آنها را داشته باشد، نیز از هرگونه اشتباه و خطایی به دور است. حضرت امام جعفر صادق (ع) در این خصوص می فرماید: ”المعصوم؛ هو الممتنع بالله من جمیع المحارم. و قد قال الله تبارک و تعالی: و من یعتصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم؛ معصوم کسی است که توسط خدا از همه گناهان حفظ می شود و خداوند در این باره فرمود: هر آن که به حفظ الاهی بپیوندد، به یقین به راه راست هدایت شد، شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص 132، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1361 هـ ش، برگرفته از نمایه مفهوم عصمت و امکان عصمت افراد شماره 249 در سایت اسلام کوئست.
[5]. عاملى، شیخ حر، وسائل‏الشیعة، ج 14، ص 576، ح 94، مؤسسه آل البیت (ع)، قم، 1409 هـ  ق، مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ فِی ثَوَابِ الْأَعْمَالِ وَ عُیُونِ الْأَخْبَارِ عَنْ أَبِیهِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَکِّلِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا (ع) عَنْ زِیَارَةِ فَاطِمَةَ بِنْتِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ (ع) بِقُمَّ فَقَالَ مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّة.
[6]. ر. ک: حر عاملی، وسائل الشیعة، ج 14، ص 576، ح 19850 و 19851,
[7].بر گرفته از سایت حضرت معصومه با تلخیص.
منبع :
زندگانی حضرت معصومة علیها السلام (حیات الست) ؛ مهدی منصوری

 آشنایی با امام صادق علیه السلام

مختصری از زندگانى‌ حضرت امام صادق (ع)

1. امام‌ صادق‌ ( ع‌ )

حضرت‌ امام‌ جعفر صادق‌ عليه‌ السلام‌ رئيس‌ مذهب‌ جعفرى‌ ( شيعه‌ ) در روز 17ربيع‌ الاول‌ سال‌ 83 هجرى‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود . 

پدرش‌ امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) و مادرش‌ "ام‌ فروه‌" دختر قاسم‌ بن‌ محمد بن‌ ابى‌ بكر مى‌باشد. 

كنيه‌ آن‌ حضرت‌ : "ابو عبدالله‌" و لقبش‌ "صادق‌" است‌ . حضرت‌ صادق‌ تا سن‌ 12 سالگى‌ معاصر جد گراميش‌ حضرت‌ سجاد بود و مسلما تربيت اوليه‌ او تحت‌ نظر آن‌ بزرگوار صورت‌ گرفته‌ و امام‌ ( ع‌ ) از خرمن‌ دانش‌ جدش‌ خوشه‌چينى‌ كرده‌ است‌ . 

پس‌ از رحلت‌ امام‌ چهارم‌ مدت‌ 19 سال‌ نيز در خدمت‌ پدر بزرگوارش‌ امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) زندگى‌ كرد و با اين‌ ترتيب‌ 31 سال‌ از دوران‌ عمر خود را در خدمت‌ جد و پدر بزرگوار خود كه‌ هر يك‌ از آنان‌ در زمان‌ خويش‌ حجت‌ خدا بودند ، و از مبدأ فيض‌ كسب‌ نور مى‌نمودند گذرانيد . 

بنابراين‌ صرف‌ نظر از جنبه‌ الهى‌ و افاضات‌ رحمانى‌ كه‌ هر امامى‌ آن‌ را دار مى‌باشد ، بهره‌مندى‌ از محضر پدر و جد بزرگوارش‌ موجب‌ شد كه‌ آن‌ حضرت‌ با استعداد ذاتى‌ و شم‌ علمى‌ و ذكاوت‌ بسيار ، به‌ حد كمال‌ علم‌ و ادب‌ رسيد و در عصر خود بزرگترين‌ قهرمان‌ علم‌ و دانش‌ گرديد . 

پس‌ از درگذشت‌ پدر بزرگوارش‌ 34 سال‌ نيز دوره‌ امامت‌ او بود كه‌ در اين‌ مدت‌ "مكتب‌ جعفرى‌" را پايه‌ريزى‌ فرمود و موجب‌ بازسازى‌ و زنده‌ نگهداشتن‌ شريعت‌ محمدى‌ ( ص‌ ) گرديد . 

زندگى‌ پر بار امام‌ جعفر صادق‌ ( ع‌ ) مصادف‌ بود با خلافت‌ پنج‌ نفر از بنى‌ اميه‌ ( هشام‌ بن‌ عبدالملك‌ - وليد بن‌ يزيد - يزيد بن‌ وليد - ابراهيم‌ بن‌ وليد - مروان‌ حمار ) كه‌ هر يك‌ به‌ نحوى‌ موجب‌ تألم‌ و تأثر و كدورت‌ روح‌ بلند امام‌ معصوم‌ ( ع‌ ) را فراهم‌ مى‌كرده‌اند ، و دو نفر از خلفاى‌ عباسى‌ ( سفاح‌ و منصور ) نيز در زمان‌ امام‌ ( ع‌ ) مسند خلافت‌ را تصاحب‌ كردند و نشان‌ دادند كه‌ در بيداد و ستم‌ بر امويان‌ پيشى‌ گرفته‌اند ، چنانكه‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) در 10 سال‌ آخر عمر شريفش‌ در ناامنى‌ و ناراحتى‌ بيشترى‌ بسر مى‌برد .



2. عصر امام‌ صادق‌ ( ع‌ )


عصر امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) يكى‌ از طوفانى‌ترين‌ ادوار تاريخ‌ اسلام‌ است‌ كه‌ از يك‌ سواغتشاشها و انقلابهاى‌ پياپى‌ گروههاى‌ مختلف‌ ، بويژه‌ از طرف‌ خونخواهان‌ امام‌ حسين‌ ( ع‌ ) رخ‌ مى‌داد ، كه‌ انقلاب‌ "ابو سلمه‌" در كوفه‌ و "ابو مسلم‌" در خراسان‌ و ايران‌ از مهمترين‌ آنها بوده‌ است‌ . و همين‌ انقلاب‌ سرانجام‌ حكومت‌ شوم‌ بنى‌ اميه‌ را برانداخت‌ و مردم‌ را از يوغ‌ ستم‌ و بيدادشان‌ رها ساخت‌ . ليكن‌ سرانجام‌ بنى‌ عباس‌ با تردستى‌ و توطئه‌ ، بناحق‌ از انقلاب‌ بهره‌ گرفته‌ و حكومت‌ و خلافت‌ را تصاحب‌ كردند . دوره‌ انتقال‌ حكومت‌ هزار ماهه‌ بنى‌ اميه‌ به‌ بنى‌ عباس‌ طوفانى‌ترين‌ و پر هرج‌ و مرج‌ ترين‌ دورانى‌ بود كه‌ زندگى‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) را فراگرفته‌ بود . 

و از ديگر سو عصر آن‌ حضرت‌ ، عصر برخورد مكتبها و ايده‌ئولوژيها و عصر تضاد افكار فلسفى‌ و كلامى‌ مختلف‌ بود ، كه‌ از برخورد ملتهاى‌ اسلام‌ با مردم‌ كشورهاى‌ فتح‌ شده‌ و نيز روابط مراكز اسلامى‌ با دنياى‌ خارج‌ ، به‌ وجود آمده‌ و در مسلمانان‌ نيز شور و هيجانى‌ براى‌ فهميدن‌ و پژوهش‌ پديد آورده‌ بود . 

عصرى‌ كه‌ كوچكترين‌ كم‌ كارى‌ يا عدم‌ بيدارى‌ و تحرك‌ پاسدار راستين‌ اسلام‌ ، يعنى‌ امام‌ ( ع‌ ) ، موجب‌ نابودى‌ دين‌ و پوسيدگى‌ تعليمات‌ حيات‌بخش‌ اسلام‌ ، هم‌ از درون‌ و هم‌ از بيرون‌ مى‌شد . 

اينجا بود كه‌ امام‌ ( ع‌ ) دشوارى‌ فراوان‌ در پيش‌ و مسؤوليت‌ عظيم‌ بر دوش‌ داشت‌ . پيشواى‌ ششم‌ در گير و دار چنين‌ بحرانى‌ مى‌بايست‌ از يك‌ سو به‌ فكر نجات‌ افكار توده‌ مسلمان‌ از الحاد و بى‌دينى‌ و كفر و نيز مانع‌ انحراف‌ اصول‌ و معارف‌ اسلامى‌ از مسير راستين‌ باشد ، و از توجيهات‌ غلط و وارونه‌ دستورات‌ دين‌ به‌ وسيله‌ خلفاى‌ وقت‌ جلوگيرى‌ كند . 

علاوه‌ بر اين‌ ، با نقشه‌اى‌ دقيق‌ و ماهرانه‌ ، شيعه‌ را از اضمحلال‌ و نابودى‌ برهاند ، شيعه‌اى‌ كه‌ در خفقان‌ و شكنجه‌ حكومت‌ پيشين‌ ، آخرين‌ رمقها را مى‌گذراند ، و آخرين‌ نفرات‌ خويش‌ را قربانى‌ مى‌داد ، و رجال‌ و مردان‌ با ارزش‌ شيعه‌ يا مخفى‌ بودند ، و يا در كر و فر و زرق‌ و برق‌ حكومت‌ غاصب‌ ستمگر ذوب‌ شده‌ بودند ، و جرأت‌ ابراز شخصيت‌ نداشتند ، حكومت‌ جديد هم‌ در كشتار و بى‌عدالتى‌ دست‌ كمى‌ از آنها نداشت‌ و وضع‌ به‌ حدى‌ خفقان‌آور و ناگوار و خطرناك‌ بود كه‌ همگى‌ ياران‌ امام‌ ( ع‌ ) را در معرض‌ خطر مرگ‌ قرار مى‌داد ، چنانكه‌ زبده‌هايشان‌ جزو ليست‌ سياه‌ مرگ‌ بودند . 

"جابر جعفى‌" يكى‌ از ياران‌ ويژه‌ امام‌ است‌ كه‌ از طرف‌ آن‌ حضرت‌ براى‌ انجام‌ دادن‌ امرى‌ به‌ سوى‌ كوفه‌ مى‌رفت‌ . در بين‌ راه‌ قاصد تيز پاى‌ امام‌ به‌ او رسيد و گفت‌ : امام‌ ( ع‌ ) مى‌گويد : خودت‌ را به‌ ديوانگى‌ بزن‌ ، همين‌ دستور او را از مرگ‌ نجات‌ داد و حاكم‌ كوفه‌ كه‌ فرمان‌ محرمانه‌ ترور را از طرف‌ خليفه‌ داشت‌ از قتلش‌ به‌ خاطر ديوانگى‌ منصرف‌ شد . 

جابر جعفى‌ كه‌ از اصحاب‌ سر امام‌ باقر ( ع‌ ) نيز مى‌باشد مى‌گويد : امام‌ باقر ( ع‌ ) هفتاد هزار بيت‌ حديث‌ به‌ من‌ آموخت‌ كه‌ به‌ كسى‌ نگفتم‌ و نخواهم‌ گفت‌ ... 
او روزى‌ به‌ حضرت‌ عرض‌ كرد مطالبى‌ از اسرار به‌ من‌ گفته‌اى‌ كه‌ سينه‌ام‌ تاب‌ تحمل‌ آن‌ را ندارد و محرمى‌ ندارم‌ تا به‌ او بگويم‌ و نزديك‌ است‌ ديوانه‌ شوم‌ . 
امام‌ فرمود : به‌ كوه‌ و صحرا برو و چاهى‌ بكن‌ و سر در دهانه‌ چاه‌ بگذار و در خلوت‌ چاه‌ بگو : حدثنى‌ محمد بن‌ على‌ بكذا وكذا ... ، ( يعنى‌ امام‌ باقر ( ع‌ ) به‌ من‌ فلان‌ مطلب‌ را گفت‌ ، يا روايت‌ كرد ) . 

آرى‌ ، شيعه‌ مى‌رفت‌ كه‌ نابود شود ، يعنى‌ اسلام‌ راستين‌ به‌ رنگ‌ خلفا درآيد ، و به‌ صورت‌ اسلام‌ بنى‌ اميه‌اى‌ يا بنى‌ عباسى‌ خودنمايى‌ كند . 
در چنين‌ شرايط دشوارى‌ ، امام‌ دامن‌ همت‌ به‌ كمر زد و به‌ احيا و بازسازى‌ معارف‌ اسلامى‌ پرداخت‌ و مكتب‌ علمى‌ عظيمى‌ به‌ وجود آورد كه‌ محصول‌ و بازده‌ آن‌ ، چهار هزار شاگرد متخصص‌ ( همانند هشام‌ ، محمد بن‌ مسلم‌ و ... ) در رشته‌هاى‌ گوناگون‌ علوم‌ بودند ، و اينان‌ در سراسر كشور پهناور اسلامى‌ آن‌ روز پخش‌ شدند . 
هر يك‌ از اينان‌ از طرفى‌ خود ، بازگوكننده‌ منطق‌ امام‌ كه‌ همان‌ منطق‌ اسلام‌ است‌ و پاسدار ميراث‌ دينى‌ و علمى‌ و نگهدارنده‌ تشيع‌ راستين‌ بودند ، و از طرف‌ ديگر مدافع‌ و مانع‌ نفوذ افكار ضد اسلامى‌ و ويرانگر در ميان‌ مسلمانان‌ نيز بودند . 

تأسيس‌ چنين‌ مكتب‌ فكرى‌ و اين‌ سان‌ نوسازى‌ و احياگرى‌ تعليمات‌ اسلامى‌ ، سبب‌ شد كه‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) به‌ عنوان‌ رئيس‌ مذهب‌ جعفرى‌ ( تشيع‌ ) مشهور گردد . 
ليكن‌ طولى‌ نكشيد كه‌ بنى‌ عباس‌ پس‌ از تحكيم‌ پايه‌هاى‌ حكومت‌ و نفوذ خود ، همان‌ شيوه‌ ستم‌ و فشار بنى‌ اميه‌ را پيش‌ گرفتند و حتى‌ از آنان‌ هم‌ گوى‌ سبقت‌ را ربودند. . 

امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) كه‌ همواره‌ مبارزى‌ نستوه‌ و خستگى‌ناپذير و انقلابيى‌ بنيادى‌ در ميدان‌ فكر و عمل‌ بوده‌ ، كارى‌ كه‌ امام‌ حسين‌ ( ع‌ ) به‌ صورت‌ قيام‌ خونين‌ انجام‌ داد ، وى‌ قيام‌ خود را در لباس‌ تدريس‌ و تأسيس‌ مكتب‌ و انسان‌ سازى‌ انجام‌ داد و جهادى‌ راستين‌ كرد .



3. جنبش‌ علمى‌


اختلافات‌ سياسى‌ بين‌ امويان‌ و عباسيان‌ و تقسيم‌ شدن‌ اسلام‌ به‌ فرقه‌هاى‌ مختلف‌و ظ‌هور عقايد مادى‌ و نفوذ فلسفه‌ يونان‌ در كشورهاى‌ اسلامى‌ ، موجب‌ پيدايش‌ يك‌ نهضت‌ علمى‌ گرديد . نهضتى‌ كه‌ پايه‌هاى‌ آن‌ بر حقايق‌ مسلم‌ استوار بود . چنين‌ نهضتى‌ لازم‌ بود ، تا هم‌ حقايق‌ دينى‌ را از ميان‌ خرافات‌ و موهومات‌ و احاديث‌ جعلى‌ بيرون‌ كشد و هم‌ در برابر زنديقها و ماديها با نيروى‌ منطق‌ و قدرت‌ استدلال‌ مقاومت‌ كند و آراى‌ سست‌ آنها را محكوم‌ سازد . گفتگوهاى‌ علمى‌ و مناظ‌رات‌ آن‌ حضرت‌ با افراد دهرى‌ و مادى‌ مانند "ابن‌ ابى‌ العوجاء" و "ابو شاكر ديصانى‌" و حتى‌ "ابن‌ مقفع‌" معروف‌ است‌ .
 
به‌ وجود آمدن‌ چنين‌ نهضت‌ علمى‌ در محيط آشفته‌ و تاريك‌ آن‌ عصر ، كار هر كسى‌ نبود ، فقط كسى‌ شايسته‌ اين‌ مقام‌ بزرگ‌ بود كه‌ مأموريت‌ الهى‌ داشته‌ باشد و از جانب‌ خداوند پشتيبانى‌ شود ، تا بتواند به‌ نيروى‌ الهام‌ و پاكى‌ نفس‌ و تقوا وجود خود را به‌ مبدأ غيب‌ ارتباط دهد ، حقايق‌ علمى‌ را از درياى‌ بيكران‌ علم‌ الهى‌ به‌ دست‌ آورد ، و در دسترس‌ استفاده‌ گوهرشناسان‌ حقيقت‌ قرار دهد .

تنها وجود گرامى‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) مى‌توانست‌ چنين‌ مقامى‌ داشته‌ باشد ، تنها امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) بود كه‌ با كناره‌گيرى‌ از سياست‌ و جنجالهاى‌ سياسى‌ از آغاز امامت‌ در نشر معارف‌ اسلام‌ و گسترش‌ قوانين‌ و احاديث‌ راستين‌ دين‌ مبين‌ و تبليغ‌ احكام‌ و تعليم‌ و تربيت‌ مسلمانان‌ كمر همت‌ بر ميان‌ بست‌ . 
زمان‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) در حقيقت‌ عصر طلايى‌ دانش‌ و ترويج‌ احكام‌ و تربيت‌ شاگردانى‌ بود كه‌ هر يك‌ مشعل‌ نورانى‌ علم‌ را به‌ گوشه‌ و كنار بردند و در "خودشناسى‌" و "خداشناسى‌" مانند استاد بزرگ‌ و امام‌ بزرگوار خود در هدايت‌ مردم‌ كوشيدند . 

در همين‌ دوران‌ درخشان‌ - در برابر فلسفه‌ يونان‌ - كلام‌ و حكمت‌ اسلامى‌ رشد كرد و فلاسفه‌ و حكماى‌ بزرگى‌ در اسلام‌ پرورش‌ يافتند . همزمان‌ با نهضت‌ علمى‌ و پيشرفت‌ دانش‌ بوسيله‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) در مدينه‌ ، منصور خليفه‌ عباسى‌ كه‌ از راه‌ كينه‌ و حسد ، به‌ فكر ايجاد مكتب‌ ديگرى‌ افتاد كه‌ هم‌ بتواند در برابر مكتب‌ جعفرى‌ استقلال‌ علمى‌ داشته‌ باشد و هم‌ مردم‌ را سرگرم‌ نمايد و از خوشه‌چينى‌ از محضر امام‌ ( ع‌ ) بازدارد . 

بدين‌ جهت‌ منصور مدرسه‌اى‌ در محله‌ "كرخ‌" بغداد تأسيس‌ نمود . منصور در اين‌ مدرسه‌ از وجود ابو حنيفه‌ در مسائل‌ فقهى‌ استفاده‌ نمود و كتب‌ علمى‌ و فلسفى‌ را هم‌ دستور داد از هند و يونان‌ آوردند و ترجمه‌ نمودند ، و نيز مالك‌ را - كه‌ رئيس‌ فرقه‌ مالكى‌ است‌ - بر مسند فقه‌ نشاند ، ولى‌ اين‌ مكتبها نتوانستند وظ‌يفه‌ ارشاد خود را چنانكه‌ بايد انجام‌ دهند . 

امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) مسائل‌ فقهى‌ و علمى‌ و كلامى‌ را كه‌ پراكنده‌ بود ، به‌ صورت‌ منظم‌ درآورد ، و در هر رشته‌ از علوم‌ و فنون‌ شاگردان‌ زيادى‌ تربيت‌ فرمود كه‌ باعث‌ گسترش‌ معارف‌ اسلامى‌ در جهان‌ گرديد . دانش‌گسترى‌ امام‌ ( ع‌ ) در رشته‌هاى‌ مختلف‌ فقه‌ ، فلسفه‌ و كلام‌ ، علوم‌ طبيعى‌ و ... آغاز شد . فقه‌ جعفرى‌ همان‌ فقه‌ محمدى‌ يا دستورهاى‌ دينى‌ است‌ كه‌ از سوى‌ خدا به‌ پيغمبر بزرگوارش‌ از طريق‌ قرآن‌ و وحى‌ رسيده‌ است‌ .

بر خلاف‌ ساير فرقه‌ها كه‌ بر مبناى‌ عقيده‌ و رأى‌ و نظر خود مطالبى‌ را كم‌ يا 
زياد مى‌كردند ، فقه‌ جعفرى‌ توضيح‌ و بيان‌ همان‌ اصول‌ و فروعى‌ بود كه‌ در مكتب‌ اسلام‌ از آغاز مطرح‌ بوده‌ است‌ . ابو حنيفه‌ رئيس‌ فرقه‌ حنفى‌ درباره‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) گفت‌ : من‌ فقيه‌تر از جعفرالصادق‌ كسى‌ را نديده‌ام‌ و نمى‌شناسم‌ . فتواى‌ بزرگترين‌ فقيه‌ جهان‌ تسنن‌ شيخ‌ محمد شلتوت‌ رئيس‌ دانشگاه‌ الازهر مصر كه‌ با كمال‌ صراحت‌ عمل‌ به‌ فقه‌ جعفرى‌ را مانند مذاهب‌ ديگر اهل‌ سنت‌ جايز دانست‌ - در روزگار ما - خود اعترافى‌ است‌ بر استوارى‌ فقه‌ جعفرى‌ و حتى‌ برترى‌ آن‌ بر مذاهب‌ ديگر . و اينها نتيجه‌ كار و عمل‌ آن‌ روز امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) است‌ . 

در رشته‌ فلسفه‌ و حكمت‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) هميشه‌ با اصحاب‌ و حتى‌ كسانى‌ كه‌ از دين‌ و اعتقاد به‌ خدا دور بودند مناظ‌راتى‌ داشته‌ است‌ . نمونه‌اى‌ از بيانات‌ امام‌ ( ع‌ ) كه‌ در اثبات‌ وجود خداوند حكيم‌ است‌ ، به‌ يكى‌ از شاگردان‌ واصحاب‌ خود به‌ نام‌ "مفضل‌ بن‌ عمر" فرمود كه‌ در كتابى‌ به‌ نام‌ "توحيد مفضل‌" هم‌ اكنون‌ در دست‌ است‌ . مناظ‌رات‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) با طبيب‌ هندى‌ كه‌ موضوع‌ كتاب‌ "اهليلجه‌" است‌ نيز نكات‌ حكمت‌آموز بسيارى‌ دارد كه‌ گوشه‌اى‌ از درياى‌ بيكران‌ علم‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) است‌ . براى‌ شناسايى‌ استاد معمولا دو راه‌ داريم‌ ، يكى‌ شناختن‌ آثار و كلمات‌ او ، دوم‌ شناختن‌ شاگردان‌ و تربيت‌شدگان‌ مكتبش‌ . 

كلمات‌ و آثار و احاديث‌ زيادى‌ از حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ ما حتى‌ قطره‌اى‌ از دريا را نمى‌توانيم‌ به‌ دست‌ دهيم‌ مگر "نمى‌ از يمى‌" . اما شاگردان‌ آن‌ حضرت‌ هم‌ بيش‌ از چهار هزار بوده‌اند ، يكى‌ از آنها "جابر بن‌ حيان‌" است‌ . جابر از مردم‌ خراسان‌ بود . پدرش‌ در طوس‌ به‌ داروفروشى‌ مشغول‌ بود كه‌ به‌ وسيله‌ طرفداران‌ بنى‌ اميه‌ به‌ قتل‌ رسيد . جابر بن‌ حيان‌ پس‌ از قتل‌ پدرش‌ به‌ مدينه‌ آمد . ابتدا در نزد امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) و سپس‌ در نزد امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) شاگردى‌ كرد . جابر يكى‌ از افراد عجيب‌ روزگار و از نوابغ‌ بزرگ‌ جهان‌ اسلام‌ است‌ . 

در تمام‌ علوم‌ و فنون‌ مخصوصا در علم‌ شيمى‌ تأليفات‌ زيادى‌ دارد ، و در رساله‌هاى‌ خود همه‌ جا نقل‌ مى‌كند كه‌ ( جعفر بن‌ محمد ) به‌ من‌ چنين‌ گفت‌ يا تعليم‌ داد يا حديث‌ كرد . از اكتشافات‌ او اسيد ازتيك‌ ( تيزآب‌ ) و تيزاب‌ سلطانى‌ و الكل‌ است‌ . 

وى‌ چند فلز و شبه‌ فلز را در زمان‌ خود كشف‌ كرد . در دوران‌ "رنسانس‌ اروپا" در حدود 30. رساله‌ از جابر به‌ زبان‌ آلمانى‌ چاپ‌ و ترجمه‌ شده‌ كه‌ در كتابخانه‌هاى‌ برلين‌ و پاريس‌ ضبط است‌ . 

حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) بر اثر توطئه‌هاى‌ منصور عباسى‌ در سال‌ 148 هجرى‌ مسموم‌ و در قبرستان‌ بقيع‌ در مدينه‌ مدفون‌ شد . عمر شريفش‌ در اين‌ هنگام‌ 65 سال‌ بود . از جهت‌ اينكه‌ عمر بيشترى‌ نصيب‌ ايشان‌ شده‌ است‌ به‌ "شيخ‌ الائمه‌" موسوم‌ است‌ . 
حضرت‌ امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) هفت‌ پسر و سه‌ دختر داشت‌ . 

پس‌ از حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) مقام‌ امامت‌ بنا به‌ امر خدا به‌ امام‌ موسى‌ كاظ‌م‌ ( ع‌ ) منتقل‌ گرديد . 
ديگر از فرزندان‌ آن‌ حضرت‌ اسمعيل‌ است‌ كه‌ بزرگترين‌ فرزند امام‌ بوده‌ و پيش‌ از وفات‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) از دنيا رفته‌ است‌ . طايفه‌ اسماعيليه‌ به‌ امامت‌ وى‌ قائلند .


4. خلق‌ و خوى‌ حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ )

حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) مانند پدران‌ بزرگوار خود در كليه‌ صفات‌ نيكو و سجاياى‌ اخلاقى‌ سرآمد روزگار بود . حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) داراى‌ قلبى‌ روشن‌ به‌ نور الهى‌ و در احسان‌ و انفاق‌ به‌ نيازمندان‌ مانند اجداد خود بود . داراى‌ حكمت‌ و علم‌ وسيع‌ و نفوذ كلام‌ و قدرت‌ بيان‌ بود . 

با كمال‌ تواضع‌ و در عين‌ حال‌ با نهايت‌ مناعت‌ طبع‌ كارهاى‌ خود را شخصا انجام‌ مى‌داد ، و در برابر آفتاب‌ سوزان‌ حجاز بيل‌ به‌ دست‌ گرفته‌ ، در مزرعه‌ خود كشاورزى‌ مى‌كرد و مى‌فرمود : اگر در اين‌ حال‌ پروردگار خود را ملاقات‌ كنم‌ خوشوقت‌ خواهم‌ بود ، زيرا به‌ كد يمين‌ و عرق‌ جبين‌ آذوقه‌ و معيشت‌ خود و خانواده‌ام‌ را تأمين‌ مى‌نمايم‌ . 

ابن‌ خلكان‌ مى‌نويسد : امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) يكى‌ از ائمه‌ دوازده‌گانه‌ مذهب‌ اماميه‌ و از سادات‌ اهل‌ بيت‌ رسالت‌ است‌ . از اين‌ جهت‌ به‌ وى‌ صادق‌ مى‌گفتند كه‌ هر چه‌ مى‌گفت‌ راست‌ و درست‌ بود و فضيلت‌ او مشهورتر از آن‌ است‌ كه‌ گفته‌ شود . مالك‌ مى‌گويد : با حضرت‌ صادق‌ ( ع‌ ) سفرى‌ به‌ حج‌ رفتم‌ ، چون‌ شترش‌ به‌ محل‌ احرام‌ رسيد ، امام‌ صادق‌ ( ع‌ ) حالش‌ تغيير كرد ، نزديك‌ بود از مركب‌ بيفتد و هر چه‌ مى‌خواست‌ لبيك‌ بگويد ، صدا در گلويش‌ گير مى‌كرد . به‌ او گفتم‌ : اى‌ پسر پيغمبر ، ناچار بايد بگويى‌ لبيك‌ ، در جوابم‌ فرمود : چگونه‌ جسارت‌ كنم‌ و بگويم‌ لبيك‌ ، مى‌ترسم‌ خداوند در جوابم‌ بگويد : لا لبيك‌ ولا سعديك‌ . 

 فضیلت ماه مبارک رمضان

چند نکته در مورد فضیلت ماه مبارک رمضان

امير المؤمنين علي (ع) روايت كرده كه رسول خدا (ص) روزي براي ما خطبه خواند و در ضمن آن فرمود:

1.اي مردم !ماه خدا با بركت و رحمت و مغفرت به سوي شما آمده است.

2.ماهي كه نزد خدا بهترين ماه ها است.

3.روزهايش بهترين روزهاست.

4.شبهايش بهترين شب ها است.

5.ساعتهايش بهترين ساعت ها است.

6.ماهي است كه به ميهماني خدا دعوت شده ايد و از اهل كرامت خدا قرار داده شده ايد.

7.نفس هاي شما ثواب تسبيح دارد.

8.خواب تان ثواب عبادت دارد.

9.اعمال شما در اين ماه مقبول است.

10.دعاي تان مستجاب مي شود.

11.پس با نيت هاي صادق و قلب هاي پاك خدا را بخوانيد كه شما را براي روزه داري و قرائت قرآن توفيق عطا كند.

12.شقي و بدبخت كسي است كه در اين ماه بزرگ از آمرزش خدا محروم بماند.

13.با گرسنگي و تشنگي خودتان .گرسنگي و تشنگي روز قيامت را به ياد آوريد و به فقرا ومساكين صدقه بدهيد.

14.بزرگترها را احترام كنيد و به خردسالان ترحم كنيد.

15.نسبت به خويشان صله رحم كنيد.

16.زبانتان را حفظ كنيد .

17.چشم تان را از آنچه حرام است بپوشانيد.

18.گوش تان را از شنيدن محرمات باز داريد.

19.با يتيمان مردم مهرباني كنيد تا با يتيمان شما مهرباني كنند.

20.از گناهانتان توبه كنيد.

21.در اوقات نماز دست هايتان را براي دعا برداريد زيرا اين ساعت ها بهترين ساعت ها استكه خدا به مردم نظر رحمت مي كند.

22.مناجات شان را اجابت مي كند و ندايشان را لبيك مي گويد.

23.به سؤال كننده عطا كرده و دعوت شان را اجابت مي نمايد.

24.اي مردم! نفوس شما در گرو اعمال تان مي باشد .پس به وسيله ي استغفار آن ها را آزادسازيد.

25.پشت شما با گناه سنگين شده با طول سجود بارتان را سبك كنيد.

26.بدانيد كه خدا به عزت خودش سوگند ياد كرده كه نماز گزاران و سجده كنندگان را عذاب نكندو آن ها را در قيامت از آتش دوزخ نترساند.

27.اي مردم!هر كس در اين ماه روزه دار مؤمني را افطار دهد ثواب آزاد كردن بنده اي به او عطا خواهد شد و گناهان گذشته اش مورد عفو قرار خواهد گرفت.گفته شد يا رسول الله همه ما قدرت نداريم كه روزه دار را افطار دهيم .حضرت(ص) فرمود:« از آتش دوزخ بپرهيزيد!گر چه با يكخرما يا يك شربت آب باشد!»

28.اي مردم! هر كس در اين ماه اخلاقش را نيك گرداند در قيامت حسابش را آسان خواهد نمود.

29.هر كس در اين ماه شرش را از مردم باز دارد خدا در قيامت غضبش را از او باز خواهد داشت.

30.هر كس كه در اين ماه كار بنده اش را سبك گرداند خدا در قيامت حسابش را آسان خواهد نمود.

 

وسایل الشیعه جلد 7 صفحه 227

 اعمال عيد فطر

اعمال عيد فطر

از جمله ليالى شريفه شب عيد فطر مي باشد و درفضيلت و ثواب عبادت و احياى آن احاديث ‏بسيار وارد شده و روايت‏ شده است كه آن شب كمتراز شب قدر نيست . براي درک اين شب عزيز انجام اعمالي از ائمه عليهم السلام به ما سفارش شده است :

1- در هنگام غروب آفتاب غسل انجام شود.

2- آن شب به نماز، دعا، استغفار، درخواست ازحق تعالى و بيتوته در مسجد احيا گردد.

3- بعد از نماز مغرب و عشا ، نماز صبح و نمازعيد فطرذکر؛" الله اكبر الله اكبر، لا اله الا الله و الله اكبر الله اكبر و لله الحمد الحمد لله على ما هدانا و له الشكر على ما اولانا " گفته شود.

4- بعد ازنماز مغرب و نافله آن ، دستها را بسوى آسمان بلند کرده و بگويد:" يا ذاالمن و الطول يا ذاالجود يا مصطفي محمد و ناصره صل على محمد وآل محمد و اغفرلي كل ذنب احصيته وهو عندك في كتاب مبين." پس به سجده برود و صد مرتبه در سجده بگويد: " اتوب الى الله " پس هرحاجت كه دارد از حق تعالى بخواهد كه ان شاء الله تعالى بر آورده خواهد شد. در روايتي از ‏شيخ آمده كه: بعد از نماز مغرب به سجده رود و بگويد" يا ذاالحول يا ذاالطول يا مصطفيا محمدا و ناصره صل على محمد وآل محمد واغفرلي كل ذنب اذنبته و نسيته انا و هو عندك في كتاب مبين." سپس صد مرتبه " اتوب الى الله " بگو.

5- زيارت امام حسين عليه السلام كه فضيلت ‏بسيار دارد.

6-  ده مرتبه ذكر" يا دائم الفضل علي البرية يا باسط اليدين بالعطية يا صاحب المواهب السنية صل علي محمد وآله خيرالوري  سجية واغفرلنا يا ذاالعلي  في هذه العشية." كه ازاعمال شب جمعه است، گفته شود.

7- ده ركعت نماز كه در شب آخرماه رمضان اقامه مي شود که به صورت پنج نمازدو رکعتي ، درهر رکعت بعد از حمد، سوره توحيد ده بارخوانده شود. و در رکوع وسجود ده مرتبه ذکر" سبحان الله والحمدلله ولا اله الاالله والله اکبر" گفته شود. پس از نمازهزارمرتبه استغفار کند وبعد ازآن سربه سجده گذارد وبگويد:" يا حي يا قيوم يا ذاالجلال و الاکرام  يا رحمان الدنيا والاخرة و رحيمهما يا ارحم الراحمين  يا اله الاولين والآخرين اغفرلنا ذنوبنا و تقبل منا صلواتنا و صيامنا و قيامنا."

8- بعد از نماز مغرب و نافله آن دو ركعت نماز بجا آورد، در ركعت اول بعد از حمد هزار مرتبه توحيد و دررکعت دوم بعد از حمد، يك مرتبه توحيد بخواند. بعد از سلام سر به سجده بگذارد و صد مرتبه ذکر" اتوب الى الله " گفته شود. پس ازآن بگويد: " يا ذاالمن والجود يا ذاالمن والطول يا مصطفي محمد صلى الله عليه وآله  صل على محمد وآله و افعل بي كذا و كذا و به جاى کذا حاجات خود را بطلبد و روايت است كه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام اين دو ركعت را به اين كيفيت ‏بجا مى‏آورد پس سراز سجده برمى‏داشت و مى‏فرمود به حق آن خداوندى كه جانم به دست قدرت او است هركه اين نماز رابخواند، هر حاجتي از خدا بطلبد البته عطا كند و اگر به عدد ريگهاى بيابان گناه داشته باشد خدا بيامرزد. و در روايت ديگر به جاى هزارمرتبه توحيد صد مرتبه وارد شده است. شيخ و سيد بعد از نماز اين دعا را نقل كرده‏اند: " ياالله  ياالله  ياالله  يا رحمان ياالله  يا رحيم ياالله  يا ملك ياالله  يا قدوس ياالله  يا سلام ياالله  يا مؤمن ياالله  يا مهيمن ياالله  ياعزيز ياالله  يا جبار ياالله  يا متكبر ياالله  يا خالق ياالله  يا بارئ ياالله  يا مصور ياالله  ياعالم ياالله  يا عظيم ياالله  يا عليم ياالله  يا كريم ياالله  يا حليم ياالله  يا حكيم ياالله  يا سميع ياالله  يا بصير ياالله  يا قريب ياالله  يا مجيب ياالله  يا جواد ياالله  يا ماجد ياالله  يا ملي ياالله  يا وفي ياالله  يا مولى ياالله  يا قاضي ياالله  يا سريع ياالله  يا شديد ياالله  يا رئوف ياالله  يا رقيب ياالله  يا مجيد ياالله  يا حفيظ ياالله  يا محيط ياالله  يا سيدالسادات ياالله  يا اول ياالله  يا آخر ياالله  يا ظاهر ياالله  يا باطن ياالله  يا فاخر ياالله يا قاهر يا الله  يا رباه ياالله  يا رباه ياالله  يا رباه ياالله  يا ودود ياالله  يا نور ياالله  يا رافع ياالله  يا مانع ياالله  يا دافع ياالله  يا فاتح ياالله  يا نفاح [نفاع] ياالله  يا جليل ياالله  يا جميل ياالله  يا شهيد ياالله  يا شاهد ياالله  يا مغيث ‏ياالله  يا حبيب ياالله  يا فاطر ياالله  يا مطهر ياالله  يا ملك ياالله  يا مقتدر ياالله  يا قابض ياالله  يا باسط ياالله  يا محيي ياالله  يا مميت ‏ياالله  يا باعث‏ ياالله  يا وارث ياالله  يا معطي ياالله  يا مفضل ياالله  يا منعم ياالله  يا حق ياالله  يا مبين ياالله  يا طيب ياالله  يا محسن ياالله  يا مجمل ياالله  يا مبدئ ياالله  يا معيد ياالله  يا بارئ ياالله  يا بديع ياالله  يا هادي ياالله  يا كافي ياالله  يا شافي ياالله  يا علي ياالله  ياعظيم ياالله  يا حنان ياالله  يا منان ياالله  يا ذاالطول ياالله  يا متعالي ياالله  يا عدل ياالله  يا ذاالمعارج  ياالله  يا صادق ياالله  يا صدوق ياالله  يا ديان ياالله  يا باقي ياالله  يا واقي ياالله  يا ذاالجلال ياالله  يا ذاالاكرام  ياالله  يا محمود ياالله  يا معبود ياالله  يا صانع ياالله  يا معين ياالله  يا مكون ياالله  يا فعال ياالله  يا لطيف ياالله  يا غفور ياالله  يا شكور ياالله  يا نور ياالله  يا قدير ياالله  يا رباه ياالله  يا رباه ياالله  يا رباه ياالله  يا رباه ياالله  يا رباه ياالله  يا رباه ياالله  يا رباه ياالله  يا رباه ياالله  يا رباه ياالله  يا رباه ياالله  اسالك ان تصلي على محمد و آل محمد و تمن علي برضاك و تعفوعني بحلمك و توسع علي من رزقك الحلال الطيب من حيث احتسب و من حيث لا احتسب فاني عبدك ليس لي احد سواك ولا احد اساله غيرك يا ارحم الراحمين ما شاء الله لا قوة الا بالله العلي العظيم. پس به سجده مى‏روى و مى‏گويى: ياالله  ياالله  ياالله  يا رب يا رب يا رب يا منزل البركات بك تنزل كل حاجة اسالك بكل اسم في مخزون الغيب عندك والاسماء المشهورات عندك المكتوبة على سرادق عرشك ان تصلي على محمد وآل محمد وان تقبل مني شهررمضان و تكتبني من الوافدين الى بيتك الحرام و تصفح لي عن الذنوب العظام و تستخرج لي يا رب كنوزك يا رحمان.

9- چهارده ركعت نمازاقامه كند.بعدازهردو رکعت سلام دهد ودرهر ركعت بعد ازحمد، يکبارآيةالكرسي و سه مرتبه توحيد خوانده شود. براى هرركعت، ثواب عبادت چهل سال وعبادت هركه درآن ماه روزه گرفته و نماز خوانده اعطاء مي شود.

10- شيخ درمصباح فرموده كه درآخرشب غسل كن وبر سجاده خود تا طلوع فجربنشين وعبادت کن.

اعمال روزعيد

1- بعد ازنمازصبح ونمازعيد آن تكبيراتى را كه درشب عيد ذکر شد، گفته شود.

2-پرداخت زکات فطره پيش ازنمازعيد.

4- انجام غسل روزعيداست.که زمان آن بعدازطلوع فجر تا زمان به جا آوردن نمازعيد است. در هنگام غسل بگو: " اللهم ايمانا بك وتصديقا بكتابك واتباع سنة نبيك محمد صلى الله عليه وآله." و پس ازغسل بگو:" اللهم اجعله كفارة لذنوبي وطهر ديني اللهم اذهب عني الدنس."

5- براي اقامه نمازعيد لباس نيکو پوشيده وازعطراستفاده نماييد.

6- پيش از نماز عيد، دراول روزافطار كنى. و بهتر آن است كه به خرما يا به شيرينى باشد. و شيخ مفيد فرموده مستحب است خوردن مقداركمى ازتربت‏ سيدالشهداء عليه السلام كه براى هر دردى شفا است.

7- قبل ازخروج ازمنزل براي نمازعيد، دعايي را که ازامام باقرعليه السلام روايت شده را بخواني: " اللهم من تهيا في هذااليوم اوتعبا اواعد واستعد لوفادة الى مخلوق رجاء رفده ونوافله وفواضله وعطاياه فان اليك يا سيدي تهيئتي و تعبئتي واعدادي واستعدادي رجاء رفدك وجوائزك ونوافلك و فواضلك و فضائلك وعطاياك و قد غدوت الى عيد من اعياد امة نبيك محمد صلوات الله عليه وعلى آله ولم افد اليك اليوم بعمل صالح اثق به قدمته ولا توجهت ‏بمخلوق املته ولكن اتيتك خاضعا مقرا بذنوبي واسائتي الى نفسي فيا عظيم يا عظيم يا عظيم اغفرلي العظيم من ذنوبي فانه لا يغفرالذنوب العظام الا انت ‏يا لا اله الا انت ‏يا ارحم الراحمين."

8- اقامه نمازعيد.

9- زيارت امام حسين عليه السلام.

10- دعاى ندبه خوانده شود. سيد بن طاوس فرموده كه چون ازدعا فارغ شود به سجده رود و بگويد:" اعوذ بك من نار حرها لا يطفى و جديدها لا يبلى وعطشانها لا يروى" پس گونه راست را برخاک بگذارد و بگويد:" الهي لا تقلب وجهي في النار بعد سجودي وتعفيري لك بغيرمن مني عليك بل لك المن علي" سپس گونه چپ را برخاک بگذارد و بگويد: " ارحم من اساء واقترف واستكان واعترف" پس به حال سجده شود وبگويد:" ان كنت‏ بئس العبد فانت نعم الرب عظم الذنب من عبدك فليحسن العفو من عندك يا كريم " پس از آن صد بار بگويد: العفو العفو.

 درخشش دانش آموزان هنرمند در جشنواره گیلان زاکان

برگزیده شدن دانش آموزان عزیز در تهیه فیلم کوتاه و شعر خوانی را به ایشان و اولیای محترمشان و مربیان گرامی تبریک عرض مینماییم
 اسامی بازیگران فیلم :
شهرزاد خبیری.
فریال شکوری
عسل حسن زاده
نرجس سلحشوری
زهرا مقراضی
شهرزاد هادی زاده
راضیه اکبری
سیده صبا میرباقری
فاطمه شهابی
وانیا حسن پور
خاطره هادی
سارا قنبرزاده
مائده کامرانی
هدیه الهی
وصال امیسی
ریحانه قنبری
مریم شعله ور


در شعرخوانی گیلکی وصال امیشی مقام دوم استان و دریافت جایزه دویست هزار تومانی
در فیلم کوتاه دریافت جوایز نقدی
 
دل
 عکسی زیبا از جاماندگان اعزام
 محاسبات ریاضی در قرآن

چشم ما فقط می‌تواند اجسام یک، دو و سه‌بعدی را ببیند، پس اجسامی که بُعدی بیش از سه بعد دارند، توسط چشم آدمی دیده نمی‌شوند؛مانند پنج بعدی‌ها که علاوه بر طول، عرض و ارتفاع، «زمان و انرژی» هم دارند.

به گزارش فرهنگ به نقل از فارس، برخی مطالب به دلیل لطافت و ماندگاری مضمون و یا کاربردی بودن آن، خواننده را ناخودآگاه ترغیب به انتشار آن می‌کند. این مطالب امروز در پیامک‌ها فراگیر شده و جای خودش را در ایمیل‌ها نیز باز کرده است. راستش برخی از این مطالب آن قدر زیباست که گذشتن از کنار آن به راحتی امکان‌پذیر نیست.

«فارس» هم از این قاعده مستثنی نیست و علاقه‌مند است در نشر این مطالب سهیم باشد. در ادامه، یکی از این مطالب با عنوان «بعد چهارم و مفاهیم مربوط در قرآن» منتشر می‌شود:

*بعد چهارم و مفاهیم مربوط در قرآن

  

طبق نظریات جدید علمی، فضای سه بُعدی که ما در آن زندگی می‌کنیم، یک فضای خمیده است؛ به طوری که اگر سفینه‌ای از یک نقطه شروع به حرکت کند و به زعم خودش در راستای یک خط راست حرکت کند، سرانجام به نقطه شروع حرکتش خواهد رسید.

بنابراین در مقایسه با سطح یک کره که یک سطح 2 بُعدی بسته‌ای است که در جهت بُعد سوم خم شده است، می‌توان گفت جهان 3 بُعدی ما پوسته یک کره 4 بُعدی است، به عبارت دیگر جهان ما یک جهان 3 بُعدی است که در جهت بُعد چهار خم شده است.

حرکت در بُعد چهارم نتایج جالبی در بر خواهد داشت: نظیر امکان خروج از زندان بدون گذشتن از در یا دیوار، عبور از کوه بدون رفتن بالای آن و یا تونل زدن، نزدیک کردن راه‌ها، پشت و رو کردن یک موجود، توجیه ماهیت دو گانه موج ـ ذره و غیره، به نظر می‌رسد مفاهیم فوق با مفهوم برخی آیات قرآنی نزدیکی داشته باشد.

*تعاریف و مثال‌هایی از بُعد

 -نقطه یک جسم بدون بُعد است.

-جسم تک بُعدی مثل یک خط فقط طول دارد.

-جسم 2 بُعدی مسطح بوده و همانند یک نقاشی فقط دارای طول و عرض است.

-جسم 3 بُعدی در دنیای 2 بُعدی دیده نمی‌شود، به عبارتی نامرئی است و فقط سایه آن قابل رؤیت است.

-جسم 3 بُعدی مثل یک گل دارای طول و عرض و ارتفاع است، ما در دنیای 3 بُعدی زندگی می‌کنیم، هر چیزی طول و عرض و ارتفاع دارد.

*نمایش جسم چهار بُعدی در دنیای سه بعدی!

ما که در جهان 3 بُعدی زندگی می‌کنیم، قابلیت رؤیت اجسام 4 بُعدی را نداریم، چرا که در دنیای 3 بُعدی ما هرگز دیده نمی‌شوند و فقط سایه آن‌ها قابل رؤیت است.

چرا که چشم ما فقط می‌تواند اجسام 1، 2 و 3 بُعدی را ببیند، پس اجسامی که بُعدی بیش از 3 بُعد داشته باشند، را نمی‌توانیم ببینیم، سایه جسم 4 بُعدی هم چون فقط 3 بُعد دارد، می‌بینیم، بُعد زمان از دست می‌رود.

در بُعد پنجم، جسم 5 بُعدی طول، عرض، ارتفاع، زمان، انرژی دارد، نمایش جسم 5 بُعدی در دنیای 3 بُعدی امکان پذیر نیست، برخلاف جسم 4 بُعدی که سایه آن 3 بُعدی است و ما می‌توانیم سایه‌اش را ببینیم، حتی سایه اجسام 5 بُعدی چون 4 بُعدی است، در دنیای ما قابل مشاهده نیستند، زیرا بُعد ارتفاع، ‌زمان و انرژی از دست رفته است.

«وَلَمَّا جَاء مُوسَى لِمِیقَاتِنَا وَکَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِی أَنظُرْ إِلَیْکَ قَالَ لَن تَرَانِی وَلَکِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَکَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِی فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکًّا وَخَرَّ موسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَکَ تُبْتُ إِلَیْکَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ» (اعراف/ 143)

و چون موسى به میعاد ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: پروردگارا! خود را به من بنماى تا بر تو بنگرم،فرمود: هرگز مرا نخواهى دید، لیکن به کوه بنگر، پس اگر بر جاى خود قرار گرفت، به زودى مرا خواهى دید، پس چون پروردگارش به کوه جلوه کرد، آن را ریز ریز ساخت و موسى بیهوش بر زمین افتاد و چون به خود آمد، گفت: تو منزهى به درگاهت توبه کردم و من نخستین مؤمنانم.

*حالا می‌دانیم چرا خداوند به حضرت موسی(ع) فرمود: هرگز ما را نخواهی دید، چون خداوند موجودی با ابعاد بیش از 4 بُعد است، به همین دلیل او از دید ما نامرئی است.

«وَرُسُلًا قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَیْکَ مِن قَبْلُ وَرُسُلًا لَّمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَیْکَ وَکَلَّمَ اللّهُ مُوسَى تَکْلِیمًا»(نساء/164)

و پیامبرانى [را فرستادیم] که در حقیقت [ماجراى] آنان را قبلاً بر تو حکایت کردیم و پیامبرانى [را نیز برانگیخته‏ایم] که [سرگذشت] ایشان را بر تو بازگو نکرده‏ایم و خدا با موسى آشکارا سخن گفت.

«وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ، إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ»(قیامت/22-23)

آرى در آن روز صورتهایى شاداب و مسرور است، و به پروردگارش مى‏نگرد.

مثالی دیگر در روز قیامت که مردم قادر به دیدن خداوند نیستند، فقط وجود او را در قلبشان حس می‌کنند.

اجسامی که با سرعتی نزدیک به سرعت نور حرکت می‌کنند، در مقایسه با جسمی که ایستاده یا سرعت حرکت آن کمتر است، زمان برای آن‌ها کندتر می‌گذرد.

*زمان در بُعد چهارم

هر سال زندگی در بُعد چهارم معادل 66666 سال زندگی در بُعد سوم یا سال زمینی است.

«تَعْرُجُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَةٍ، فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِیلًا، إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیدًا، وَنَرَاهُ قَرِیبًا»(معارج 4-7)

فرشتگان و روح در روزى که مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى او بالا مى‏روند، پس صبر کن صبرى نیکو، زیرا آنان [عذاب] را دور مى‏بینند، [ما] نزدیکش مى‏بینیم.

-50 هزار سال زمینی؛ یعنی فقط 9 ماه در بُعد چهارم است

-هر روز زندگی در بُعد چهارم معادل 182 سال و 7 ماه زمینی است.

-هر ساعت در بُعد چهارم معادل 7 سال و 7 ماه زمینی است.

- هر ساعت در بُعد چهارم معادل 91 ماه و 10 روز در بُعد سوم است.

- 1000 ماه معادل 10.95 ساعت یعنی 10 ساعت و 57 دقیقه است.

«قَالُوا لَبِثْنَا یَوْمًا أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ فَاسْأَلْ الْعَادِّینَ» (مؤمنون/ 113)

مى‏گویند: یک روز یا پاره‏اى از یک روز ماندیم، از شما گران [خود] بپرس.

 *شما چند ساعت است در روی زمین زندگی می‌کنید؟

- 120 سال عمر در زمین معادل 15 ساعت و 45 دقیقه زندگی در بُعد چهارم است.

- 80 سال عمر دنیوی معادل 10 ساعت و 30 دقیقه زندگی در بُعد چهارم است.

- 60 سال زمینی معادل 8 ساعت و 15 دقیقه است.

«فَاصْبِرْ کَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ کَأَنَّهُمْ یَوْمَ یَرَوْنَ مَا یُوعَدُونَ لَمْ یَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِّن نَّهَارٍ بَلَاغٌ فَهَلْ یُهْلَکُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ» (احقاف/35)

پس همان گونه که پیامبران نستوه صبر کردند، صبر کن و براى آنان شتابزدگى به خرج مده، روزى که آنچه را وعده داده مى‏شوند، بنگرند، گویى که آنان جز ساعتى از روز را [در دنیا] نمانده‏اند [این] ابلاغى است پس آیا جز مردم نافرمان هلاکت‏خواهند یافت.

«کَأَنَّهُمْ یَوْمَ یَرَوْنَهَا لَمْ یَلْبَثُوا إِلَّا عَشِیَّةً أَوْ ضُحَاهَا» (نازعات/46)

روزى که آن را مى‏بینند، گویى که آنان جز شبى یا روزى درنگ نکرده‏اند.

- کسی که 100 سال قبل مرده فقط 13 ساعت و 10 دقیقه در بعد چهارم از مرگش می‌گذرد یعنی بخشی از یک روز.

*چرا همه زمان‌ها در قرآن بر مبنای بُعد چهارم است؟

«وَنُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَمَن فِی الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَاء اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِیهِ أُخْرَى فَإِذَا هُم قِیَامٌ یَنظُرُونَ»(زمر/68)

و در صور دمیده مى‏شود، پس هر که در آسمان‌ها و هر که در زمین است بیهوش در مى‏افتد مگر کسى که خدا بخواهد،سپس بار دیگر در آن دمیده مى‏شود و بناگاه آنان بر پاى ایستاده مى‏نگرند.

  

*قانون طی‌الارض

«قَالَ یَا أَیُّهَا المَلَأُ أَیُّکُمْ یَأْتِینِی بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن یَأْتُونِی مُسْلِمِینَ، قَالَ عِفْریتٌ مِّنَ الْجِنِّ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِکَ وَإِنِّی عَلَیْهِ لَقَوِیٌّ أَمِینٌ، قَالَ الَّذِی عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْکِتَابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَن یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَأَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَمَن شَکَرَ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ» (نمل/38-40)

[سپس] گفت: اى سران [کشور] کدام یک از شما تخت او را پیش از آنکه مطیعانه نزد من آیند، براى من مى‏آورد، عفریتى از جن گفت من آن را پیش از آنکه از مجلس خود برخیزى براى تو مى‏آورم و بر این [کار] سخت توانا و مورد اعتمادم، کسى که نزد او دانشى از کتاب [الهى] بود، گفت: من آن را پیش از آنکه چشم خود را بر هم زنى برایت مى‏آورم، پس چون [سلیمان] آن [تخت] را نزد خود مستقر دید، گفت: این از فضل پروردگار من است تا مرا بیازماید که آیا سپاسگزارم یا ناسپاسى مى‏کنم و هر کس سپاس گزارد، تنها به سود خویش سپاس مى‏گزارد و هر کس ناسپاسى کند، بى‏گمان پروردگارم بى‏نیاز و کریم است.

«سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ البَصِیرُ» (اسراء/1)

منزه است آن [خدایى] که بنده‏اش را شبانگاهى از مسجد الحرام به سوى مسجد الاقصى که پیرامون آن را برکت داده‏ایم، سیر داد تا از نشانه‏هاى خود به او بنمایانیم که او همان شنواى بیناست.

*آیه تعیین سرعت نور

«یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ یَعْرُجُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ»(سجده/5)

*راه محاسباتی سرعت نور قرآنی

-فاصله = هزار سال از سال‌هایی است که شما می‌شمرید

12000=1*1000

-هر سال= 12 ماه------ در نتیجه 12

-طول مسیر سفر طی یک ماه = L

-فاصله = 12000*L

-سرعت = 25831348035.086 تقسیم بر 86164.0906

در نتیجه سرعت نور محاسبه شده در قرآن عبارتند از: کیلومتر بر ثانیه 49/299792

 

 
22بهمن
شعار انقلاب بهمن 57 مرگ بر طاغوت بود 
در انقلاب 22 بهمن 1357 گروه‌ها و افکار مختلف مردمی و غیر مردمی مشارکت و تلاش داشتند و شعار‌های زیادی هم وجود داشت که هنوز هم وجود دارد مثل مرگ بر شاه ! البته درست است که مردم در سال 57 شاه را از ایران بیرون کردند و رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی به ایران وارد شدند وبه طبع آن نظام شاهنشاهی منقضی گشت ولی هنوز هم شعار ما " مرگ بر شاه " است! حتی مهمترین و اصلی‌ترین شعار ما یعنی " استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی " هم باز مرگ بر شاه است، چرا که اصلاً از ابتداء شعار ما شعار اسلام بود یعنی "مرگ بر طاغوت و طاغوتیان " و شاه نماد این طاغوت برای ملت ایران بود.حال این سوال پیش می‌آید چطور می‌شود شعار " استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی " انقلاب اسلامی ایران ما همان مرگ بر طاغوت باشد ؟
برای روشن شدن این مسئله ابتدا به کلمه مهمتر و عام‌تر این شعار می‌پردازیم یعنی کلمه مقدس" آزادی " 
آزادی برای بشر مبتنی بر تعریف منطقی انسان  ( حیوان ناطق ) در دو بعُد جسمی و غیرجسمی می‌تواند وجود داشته باشد یعنی " آزادی جسمانی " و" آزادی انسانی "
آزادی جسمانی :
واقعیتهای مربوط به قوه ها، استعدادها، خواسته‌ها و برتری جویی‌های مرتبط با بعد جسمانی انسان است.
آزادی انسانی :
واقعیتهای مقدس ( الزاماً نه فقط به معنای الهی ) و برتر از آزادی حیوانی است این واقعیتها یا از مقوله عواطف و گرایشها و تمایلات عالی انسانی است ویا از مقوله ادراکها و دریافتها و اندیشه‌ها است.
در واقع آزادی اندیشه ناشی از همین استعداد متعالی انسانی است و علت پیشرفت و تکامل بشریت هم همین است، اما مغلطه تاریخی آزادی همین جا است، مغالطه تبدیل آزادی اندیشه به آزادی عقیده!
آزادی عقیده یعنی هر عقیده ای که الزاماً ناشی از تفکرات صحیح و درست هم نیست بتواند منشأ عقاید و عادتها و تقلید‌ها و تعصبها باشد!
این آزادی نه تنها مقدس ( الزاما نه به معنای الهی ) نیست ، بلکه سد راه آزادی اندیشه و مانع آزادی انسانی است در واقع آزادی عقیده بهترین کمک حال مستکبرین و استعمارگران است ، برای مثال وقتی ملکه انگلیس به هند می‌رود برای ادای احترام به بتخانه‌های آنها هم می‌رود و انجا به بهترین انحاء هم ادای احترام می‌کند ، با نمونه ای دیگر وقتی کورش موفق به فتح بابل شد بتخانه‌های آنها را محترم شمرد و آنجا را خراب نکرد !
مغالطه اینجا آشکار می‌شود ، این رفتار با سنت نبوی سازگار نیست ! برای مثال حضرت ابراهیم علیه السلام در اولین فرصت مناسب به سراغ بتهای شهر خود رفت و آنها را شکست و همه می‌دانیم تبر را بر دوش بت بزرگ گذاشت و بیرون آمد! بت پرستان هم می‌دانستند ابراهیم خلیل الله علیه السلام احترامی برای بتها قائل نیست واین کار از او بر می‌آمده است، همچنیندر قضیّه فتح ( بدون خونریزی ) مکه توسط پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله حضرتاقدام به شکستن بتهای کعبه نمودند و این را در راستای آزادی انسانی و دوری از جهل پرستی می‌دانستند.
در واقع استدلال قرآن برای دوری از مغالطه آزادی عقیده  " فَرَجَعُوا إِلَى أَنفُسِهِمْ "  است ؛ چرا که از دیدگاه قرآن، بشر، انسان عاقل و اندیشمندی است که منطق آن دوری از "اغراء به جهل " است یعنی قرآن اندیشه ناب و منطقی به دور از جهل اندیشی را شعار خود قرار داده است ، به طبع آن شعار آزادی ما در انقلاب و استمرار آن تا ظهور مهدی صاحب الزمان عجل الله تعال فرجه یعنی مرگ بر شاه ، مرگ بر طاغوت یعنی برائت از طاغوت و اعلام برائت از دشمنان اسلام و این شعار مبدا و مقصد انقلاب اسلامی در ایران است.
-

برگرفته از مجموعه یادداشتهای، سخنرانی‌ها ومصاحبه‌های استاد شهید مطهری پیرامون " انقلاب اسلامی "
 
شهید مصطفی احمدی روشن

21 دی
سالگرد دانشمند هسته ای شهید مصطفی احمدی روشن را گرامی میداریم
 

..
 

کلیک کنید

ویژه نامه مطالعاتی درباره حضرت رسول و هفته وحدت
 نمونه سوال عربی آذر 93
 نمونه سوال ریاضی
  2نمونه سوال ریاضی
 آرزو یعنی...

اربعین



عبد اللَّه طحّان گفت: شنیدم از امام صادق‌(ع)که پیوسته مى ‏فرمودند: هیچ‌کس نیست در روز قیامت مگر اینکه آرزو می‌کند، ای کاش از زوّار امام حسین(ع) باشد. و این به علت دیدن شدت برخورد کریمانه خداوند متعال با با زوٌار حسین‌(ع) است


 نمونه سوال فیزیک
پایه هشتم:

1
   2   3   4  

پایه هفتم:


5   6   7



  
 نمونه سوالات دی ماه 92
 مطالعه سیستمی و سیستم مطالعه
کتابخوانی
چرا مطالعه کنم؟
چقدر؟
برای تامین کدام نیاز؟

آیا این نیاز مستقیماً توسط مطالعه تأمین می‌شود یا مطالعه یک نقش کلیدی دارد؟ چه نقشی؟
در سیستم مطالعه علمی و مؤثر، به مطالعه کنندة یک کتاب آموزش داده می‌شود تا او :
  بتواند هدفگذاری کند.
 دلیل و چرایی مطالعه اش را به خوبی و با شفافیت لازم بیان کند.
 مقصد و مقصود خود را از مطالعه به درستی شناسایی کند.
 زمان و نیروی مورد نیاز برای مطالعه را فراهم کند.
 شرایط مربوط به بهینه سازی و بهره وری در مطالعه را فراهم کند.
 نیازهای اساسی خود را در ذهن مرور کند .
 اهداف خود را مجسم کند.


فهم هدفمندی و درک روابط بین پدیده‌های مختلف، یکی از آرمان‌های اصلی بین علوم مختلف به شمار می‌رود. در دنیای امروز که رشد روز افزون علوم و فناوری از یک سو و گستردگی نیازها و مطالبات از سوی دیگر باعث شده تا ضرورت توجه به سیستم‌ها و نظام‌ها و قوانین و روش‌ها بیش از هر زمان دیگری محسوس باشد، به نظر می‌رسد آنگونه که باید، به مقولة مهندسی مطالعه و فرهنگ‌سازی برای مطالعه متناسب با روند موجود پرداخته نشده است.

مطالعه یکی از نیازهای حیاتی بشر برای زنده ماندن روح اوست.

اگر بخواهیم این گزاره از حالت انتزاعی خارج شود و به قول رهبر انقلاب، در زندگی ما وارد شود، چه باید بکنیم؟

شاید دوری انسان از ضرورت عمل کردن به یافته‌ها باعث شده تا بسیاری از مفاهیم غنی و قوی که می‌تواند راهگشای نسل‌ها باشد در طبقه‌ها و قفسه‌های اتاق‌ها بماند و در سکوت و غریبی محض، منتظر بایگانی‌ها باشد و از طرفی، تصمیم گیران و کاربران و نیازمندان به آگاهی و تحقیق، همچنان منتظر نتایج پژوهش‌ها و مطالعات و مواد اولیه تصمیم هایشان بمانند.

به نظر می‌رسد مطالعه سیستمی می‌تواند تا اندازه ای به حل این پارادوکس (تضاد) کمک نماید و حلقه این زنجیره گسست یافته را تکمیل کند. به این منظور و برای تبیین این موضوع از سیستم مطالعه شروع می‌کنیم. 

در سیستم مطالعه، هدفمندی شرط و گام اول است. پس از پرداختن به تعریف اصلی مطالعه که در آن تعیین هدف و تأمین هدف دو راهبرد و شاخص کلیدی بشمار می‌آیند، در حین اجرای مطالعه و تحقق امر مطالعه، هدفمندی یک ضرورت است.

چرا مطالعه کنم؟

چقدر؟

برای تأمین کدام نیاز؟

آیا این نیاز مستقیماً توسط مطالعه تأمین می‌شود یا مطالعه یک نقش کلیدی دارد؟ چه نقشی؟

 در سیستم مطالعه علمی و مؤثر، به مطالعه کنندة یک کتاب آموزش داده می‌شود تا او :

  بتواند هدفگذاری کند.

 دلیل و چرایی مطالعه اش را به خوبی و با شفافیت لازم بیان کند.

 مقصد و مقصود خود را از مطالعه به درستی شناسایی کند.

 زمان و نیروی مورد نیاز برای مطالعه را فراهم کند.

 شرایط مربوط به بهینه سازی و بهره وری در مطالعه را فراهم کند.

 نیازهای اساسی خود را در ذهن مرور کند .

 اهداف خود را مجسم کند.

با پشت سر گذاشتن این مراحل مهم، ذهن او برای دریافت مطالب تازه و مهم آماده می‌شود و با این آمادگی او به مطالب علاقه مندتر می‌شود. تمرکز و دقت لازم را پیدا می‌کند و مطالعه به عنوان یک خوراک فکری و روحی و روانی در ذائقه روانی او خوشایند می‌شود و بار عاطفی مثبت حاصل از آن در شخصیت و منش و نگرش و بینش و روش و دانش او تأثیر می‌گذارد.

در سیستم مطالعه، شخصی که مطالعه می‌کند، نویسنده را پیش روی خود و در کنار خود احساس می‌کند. او نویسنده را کاملاً می‌بیند و با او به گفتگوی علمی می‌نشیند، نسبت به فرضیه‌های او واکنش مطلوب و مناسب نشان می‌دهد و بی تفاوت نیست. در قسمت‌های مختلف نوشته با نویسنده درگیر می‌شود، بحث می‌کند، سؤال می‌کند، نظر می‌دهد، نقد می‌کند و به طور کلی فعال است. پویایی او در حین مطالعه حتی در چهره او نیز نمایان می‌گردد و بالعکس ژست او و شیوة نشستن او و حالت برخورد او به فعالیت ذهنی اش کمک می‌کند.این نوع مطالعه قطعاً جذاب و مورد علاقه خواهد بود.

رعایت سیستم مناسب و منطقی در مطالعه، گام به گام در اندیشه و احساس و رفتار او تاثیر می‌گذارد و تغییری در او شکل می‌دهد و این مفهوم اصلی یادگیری است. هر تغییر هدفمندی در انسان، مثل حرکت یک آب که ابتدا راکد بوده، نسیم تازه ای در خود و اطراف ایجاد می‌کند. تغییر انسان به وسیلة مطالعه، یک نعمت الهی است. در واقع تفکر اصیل و واقعی همین است. هر فکری یک تغییر ایجاد می‌کند و مطالعه، مواد خام تفکر را فراهم می‌کند. کتاب و مطالعه یکی از منابع اساسی و حیاتی یک انسان و یک جامعه بشمار می‌آید، به شرطی که یک نظام و سیستم هدفمند و قابل قبول برای آن تعریف شود.

تشریح کامل سیستم مطالعه نیاز به مجال و فضای بیشتری دارد که در این مقوله به همین مقدار بسنده می‌کنیم و کوتاه سخن این که: در سیستم علمی مطالعه : هدفمندی،تفکر، انعطاف، تمرکز، تغییر، دقت، یادگیری، پیگیری، جذابیت، علاقه مندی، فعالیت ذهن و جسم، فیزیک بدن، نیاز شناسی، نقادی، تحلیل، تجزیه و ترکیب، خلاقیت،تجسم، رابطه‌ها و ده‌ها مسأله از این نوع یافت می‌شود که به نوبة خود در ساختار فکری- ذهنی- عاطفی- روانی- معنوی و جسمی فرد و همچنین جامعه تأثیرگذار است.

حال با این فرض که این سیستم به خوبی طراحی و اجرا شود، می‌توان به آثار و پیامدهای آن نیز توجه کرد. یکی از آفت‌های مطالعه و مطالعه کنندگان، پراکنده خوانی و مطالعه ناکارآمد است.

با اندکی تأمل می‌توان، عدم تبیین اهداف در مطالعه را از دلایل اصلی این پراکندگی دانست. هر مطالعه ای باید قطعه ای از پازل یک طرح را تکمیل کند.کسانی که برای زندگی فردی و اجتماعی خود طرح دارند و در این طرح، مطالعه را جزء نیازهای خود و جامعه شان می‌دانند به این نکته مهم پی برده اند که اگر بدون دلیل مطالعه کنند در عمر و هزینة خود اسراف کرده اند و سرمایه و منابع خود را از بین می‌برند.

اگر کتاب به منزلة گمشدة انسان باشد تحقق آن، نشاط ایجاد می‌کند، موج مثبت ایجاد می‌کند، ریشه‌های انسان را تقویت می‌کند. اما اگر کتاب فقط در حد اجبار و تفنن و تطمیع و تحدید و تحمیل و تلقین و تقلید بماند(که هر یک مبنای یک سیستم تربیتی در فرد و اجتماع است) در این حالت مطالعه کتاب به صورت یک بازی و یک تفریح و یک امر جانبی در می‌آید و بدیهی است که در این صورت اعتبارات مربوط به این بخش جدی گرفته نمی‌شود. با گسترش فرهنگ اصیل و علمی و صحیح مطالعه، ابزار مناسبی به دست می‌آید که با استفاده از آن آحاد مردم و مسؤلین را می‌توان به جایگاه کلیدی و زیربنایی این مسأله بیش تر از قبل آگاه کرد.

اثر مطالعه سیستمی این است که حذف و یا کمرنگ بودن مطالعه و کتاب در یک سیستم فرهنگی، تربیتی، آموزشی و حتی صنعتی و اقتصادی و خدماتی به اندازة قطع شدن برق در آن اداره یا سازمان یا سیستم احساس می‌شود یا به اندازة قطع شدن آب یا تلفن و یا... نیاز به مطالعه یعنی نیاز در این حد. با تخصصی شدن فرآیند کتاب خوانی و مطالعه و افزایش حمایت‌های مادی و معنوی در این عرصه، می‌توان تضمین نمود که به عنوان یک خرده فرهنگ زیر بنایی در مهندسی فرهنگی، بخش بسیار مهمی از زیرساخت‌های آن فراهم گردد و بالطبع تأثیر فوق العادة آن در تحقق جنبش غریبانة نرم افزاری را شاهد بود.

استاد معماریانی

 درباره آموزشگاه

آموزشگاه هوشمند راه دانش

آموزشگاه راهنمایی دخترانه هوشمند راه دانش در سال 1371 با مدیریت لیلا جمالپور تاسیس گردید. سعی بر آن گردید که هر ساله با بهره گیری از دانش روز دنیا و کادر دبیران برتر مکانی  برای رشد دختران باهوش ، ساعی ، دین دار و آگاه باشد.

 در چنين آموزشگاه‌اي  دانش‌آموز هوشمند، با صرف وقت بر روي موضوعات به ‌شكل مستمر، منابع و قابليت‌هاي اجرايي خود را توسعه و تغيير مي‌دهد و اين نكته‌اي است كه به مسؤولان آموزشگاه اجازه مي‌دهد تا با توجه به تغييرات به‌وجود آمده و افزايش سطح اطلاعات دانش‌آموزان، آن‌ها را براي اخذ اطلاعات جديد آماده نمايند.

      به امید شکوفایی تمام نوجوانان خوب سرزمین زیباییمان      

 اردو

بسه تعالی

باسلام

نکات مهم اردویی جهت اطلاع اولیاء گرامی:

1-چنانچه فرزندشما دچار بیماری خاص میباشد ویا دارو خاصی را مصرف میکند به مدرسه اطلاع دهید.

2-دانش آموزان با لباس فرم مدرسه حاضرشوند .میتوانند یک شلوار غیر فرم موجه و یک لباس گرم به همراه خود داشته باشند.

3-از آوردن لوازمی از قبیل تبلت ،ام پی فور و.... خود داری شود. دانش آموزان میتوانند به همراه خود دوربین عکاسی بیاورند.

4-آوردن تلفن همراه در اردو غیرمجاز میباشد در صورت نیاز با شماره های 09111488514 و 09111397313 تماس حاصل فرمایید..

5-دانش آموزان راس ساعت 30/7 در مدرسه حضور داشته باشند زمان برگشت بطور تقریبی ساعت 30/8 8 عصر خواهد بود.

6- مکان اردو در محل لاهیجان رودسر (تله کابین ) برگزار می شود.


7- تاریخ اردو مورخ93/2/10

باتشکر مدیریت دبیرستان هوشمند غ   راه دانش-لیلا جمال پور

 سفرارایی
 زندگی نامه شهید مطهری

زندگینامه

شرح مختصر زندگانی مولف شهید
استاد شهید آیت الله مطهری در ۱۳ بهمن ۱۲۹۸ هجری شمسی در فریمان واقع در ۷۵ کیلومتری شهر مقدس مشهد در یک خانواده اصیل روحانی چشم به جهان می گشاید. پس از طی دوران طفولیت به مکتبخانه رفته و به فراگیری دروس ابتدایی می پردازد.

در سن دوازده سالگی به حوزه علمیه مشهد عزیمت نموده و به تحصیل مقدمات علوم اسلامی اشتغال می ورزد. در سال ۱۳۱۶ علیرغم مبارزه شدید رضاخان با روحانیت و علیرغم مخالفت دوستان و نزدیکان، برای تکمیل تحصیلات خود عازم حوزه علمیه قم می شود در حالی که به تازگی موسس گرانقدر آن آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی دیده از جهان فروبسته و ریاست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آیات عظام سید محمد حجت، سید صدرالدین صدر و سید محمد تقی خوانساری به عهد گرفته اند.
در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (در فقه و اصول) و حضرت امام خمینی ( به مدت ۱۲ سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سید محمد حسین طباطبائی (در فلسفه : الهیات شفای بوعلی و دروس دیگر) بهره می گیرد. قبل از هجرت آیت الله العظمی بروجردی به قم نیز استاد شهید گاهی به بروجرد می رفته و از محضر ایشان استفاده می کرده است. مولف شهید مدتی نیز از محضر مرحوم آیت الله حاج میرزا علی آقا شیرازی در اخلاق و عرفان بهره های معنوی فراوان برده است. از اساتید دیگر استاد مطهری می توان از مرحوم آیت الله سید محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آیت الله سید محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وی در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصیل علم، در امور اجتماعی و سیاسی نیز مشارکت داشته و از جمله با فدائیان اسلام در ارتباط بوده است. در سال ۱۳۳۱ در حالی که از مدرسین معروف و ازامیدهای آینده حوزه به شمار می رود به تهران مهاجرت می کند.

در تهران به تدریس در مدرسه مروی و تألیف و سخنرانیهای تحقیقی می پردازد. در سال ۱۳۳۴ اولین جلسه تفسیر انجمن اسلامی دانشجویان توسط استاد مطهری تشکیل می گردد. در همان سال تدریس خود در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران را آغاز می کند. در سالهای ۱۳۳۷ و ۱۳۳۸ که انجمن اسلامی پزشکان تشکیل می شود .استاد مطهری از سخنرانان اصلی این انجمن است و در طول سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۰ سخنران منحصر به فرد این انجمن می باشد که بحثهای مهمی از ایشان به یادگار مانده است.
کنار امام بوده است به طوری که می توان سازماندهی قیام پانزده خرداد در تهران و هماهنگی آن با رهبری امام را مرهون تلاشهای او و یارانش دانست. در ساعت ۱ بعد از نیمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد ۱۳۴۲ به دنبال یک سخنرانی مهیج علیه شخص شاه به وسیله پلیس دستگیر شده و به زندان موقت شهربانی منتقل می شود و به همراه تعدادی از روحانیون تهران زندانی می گردد. پس از ۴۳ روز به دنبال مهاجرت علمای شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه سایر روحانیون از زندان آزاد می شود.
پس از تشکیل هیئتهای موتلفه اسلامی، استاد مطهری از سوی امام خمینی همراه چند تن دیگر از شخصیتهای روحانی عهده دار رهبری این هیئتها می گردد. پس از ترور حسنعلی منصور نخست وزیر وقت توسط شهید محمد بخارایی کادر رهبری هیئتهای موتلفه شناسایی و دستگیر می شود ولی از آنجا که قاضی یی که پرونده این گروه تحت نظر او بود مدتی در قم نزد استاد تحصیل کرده بود به ایشان پیغام می فرستد که حق استادی را به جا آوردم و بدین ترتیب استاد شهید از مهلکه جان سالم بدر می برد. سنگینتر می شود. در این زمان وی به تألیف کتاب در موضوعات مورد نیاز جامعه و ایراد سخنرانی در دانشگاهها، انجمن اسلامی کردن محتوای نهضت اسلامی پزشکان، مسجد هدایت، مسجد جامع نارمک و غیره ادامه می دهد.

به طور کلی استاد شهید که به یک نهضت اسلامی معتقد بود نه به هر نهضتی، برای اسلامی کردن محتوای نهضت تلاشهای ایدئولوژیک بسیاری نمود و با اقدام به تأسیس حسینیه ارشاد نمود و با کجرویها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. در سال ۱۳۴۶ به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسیس حسینیه ارشاد نمود به طوری که می توان او را بنیانگذار آن موسسه دانست. ولی پس از مدتی به علت تکروی و کارهای خودسرانه و بدون مشورت یکی از اعضای هیئت مدیره و ممانعت او از اجرای طرحهای استاد و از جمله ایجاد یک شورای روحانی که کارهای علمی و تبلیغی حسینیه زیر نظر آن شورا باشد سرانجام در سال ۱۳۴۹ علیرغم زحمات زیادی که برای آن موسسه کشیده بود و علیرغم امید زیادی که به آینده آن بسته بود در حالی که در آن چند سال خون دل زیادی خورده بود از عضویت هیئت مدیره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک گفت.

در سال ۱۳۴۸ به خاطر صدور اعلامیه ای با امضای ایشان و حضرت علامه طباطبایی و آِیت الله حاج سید ابوالفضل مجتهد زنجانی مبنی بر جمع اعانه برای کمک به آوارگان فلسطینی و اعلام آن طی یک سخنرانی در حسینیه ارشاد دستگیر شد و مدت کوتاهی در زندان تک سلولی به سربرد. از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۱ برنامه های تبلیغی مسجدالجواد را زیر نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلی بود تا اینکه آن مسجد و به دنبال آن حسینیه ارشاد تعطیل گردید و بار دیگر استاد مطهری دستگیر و مدتی در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهید سخنرانیهای خود را در مسجد جاوید و مسجد ارک و غیره ایراد می کرد. بعد از مدتی مسجد جاوید نیز تعطیل گردید. در حدود سال ۱۳۵۳ ممنوع المنبر گردید و این ممنوعیت تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت. اما مهمترین خدمات استاد مطهری در طول حیات پر برکتش ارائه ایدئولوژی اصیل اسلامی از طریق درس و سخنرانی و تألیف کتاب است. این امر خصوصاً در سالهای ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۷ به خاطر افزایش تبلیغات گروههای چپ و پدید آمدن گروههای مسلمان چپ زده و ظهور پدیده التقاط به اوج خود می رسد. گذشته از حضرت امام، استاد مطهری اولین شخصیتی است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدین خلق ایران » پی می برد و دیگران را از همکاری با این سازمان باز می دارد و حتی تغییر ایدئولوژی آنها را پیش بینی می نماید. در این سالها استاد شهید به توصیه حضرت امام مبنی بر تدریس در حوزه علمی قم هفته ای دو روز به قم عزیمت نموده و درسهای مهمی در آن حوزه القا می نماید و همزمان در تهران نیز درسهایی در منزل و غیره تدریس می کند. در سال ۱۳۵۵ به دنبال یک درگیری با یک استاد کمونیست دانشکده الهیات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته می شود. همچنین در این سالها استاد شهید با همکاری تنی چند از شخصیتهای روحانی، «جامعه روحانیت مبارز تهران » را بنیان می گذارد بدان امید که روحانیت شهرستانها نیز به تدریج چنین سازمانی پیدا کند.

گرچه ارتباط استاد مطهری با امام خمینی پس از تبعید ایشان از ایران به وسیله نامه و غیره استمرار داشته است ولی در سال ۱۳۵۵ موفق گردید مسافرتی به نجف اشرف نموده و ضمن دیدار با امام خمینی درباره مسائل مهم نهضت و حوزه های علمیه با ایشان مشورت نماید. پس از شهادت آیت الله سید مصطفی خمینی و آغاز دوره جدید نهضت اسلامی، استاد مطهری به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار می گیرد و در تمام مراحل آن نقشی اساسی ایفا می نماید. در دوران اقامت حضرت امام در پاریس، سفری به آن دیار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ایشان گفتگو می کند و در همین سفر امام خمینی ایشان را مسؤول تشکیل شورای انقلاب اسلامی می نماید. هنگام بازگشت امام خمینی به ایران مسؤولیت کمیته استقبال از امام را شخصاً به عهده می گیرد و تا پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن همواره در کنار رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی و مشاوری دلسوز و مورد اعتماد برای ایشان بود تا اینکه در ساعت بیست و دو و بیست دقیقه سه شنبه یازدهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۸ در تاریکی شب در حالی که از یکی از جلسات فکری سیاسی بیرون آمده بود یا گلوله گروه نادان و جنایتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت می رسد و امام و امت اسلام در حالی که امیدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمی عظیم فرو می روند. سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.

 زنگ انشاء
 كسب مقام
                         
هستی توفیقی        سماء وطن دوست       سیده صبا میرباقری      نازنین اله یاری

سوم احکام        سوم نهج البلاغه      دوم انشاء نماز     سوم انشاء نماز

  دختران گلم کسب مقام در مسابقات قرآن و احکام را به شما تبریک میگویم


                                                 موفق و سربلند باشید _ مدیریت لیلا جمال پور
 قران بخوانیم
باهم قرآن بخوانیم
         
                    با آرزوی توفیق
مدیریت دبیرستان راه دانش لیلا جمال پور
 رباتیک
دبیرستان راه دانش برگزار میکند:
دوره های اموزشی روباتیک

فیلم آموزشی
 اطلاعیه پیش ثبت نام

توجه                                                                           توجه

اطلاعیه  پیش ثبت نام دبیرستان دخترانه غ هوشمند راه دانش  
یک فرصت استثنایی برای شما اولیای گرامی
هزینه های دریافتی دبیرستان غ دخترانه هوشمند راه دانش، با توجه به هوشمند بودن
با مدارس غیر هوشمند یکی می باشد. 
  

پیش از ثبت نام به شرایط  زیر توجه فرماید:
1- دارا بودن معدل بالا، ترجیحاً 20
2- فتوکپی کارنامه ی ترم اول قبل از امتحانات پایانی
3- فتوکپی شناسنامه و 2 قطعه عکس ویک برگ پوشه
4- واریز مبلغ حداقل 100هزارتومان بعنوان ودیعه ی ثبت نام بدلیل محدود بودن ظرفیت کلاسها
به شماره حساب 54339-08030
لازم بذکر است جهت پیش ثبت نام اینترنتی به قسمت ثبت نام دانش آموزان
در سایت رفته و فرم مورد نظر را پر و ارسال کنید.
       مدیریت دبیرستان غ هوشمند راه دانش
                     لیلا جمال پور
 قبولی در آزمون تیزهوشان ونمونه

   

                                  
یاسمن خواجه          هدیه حاجی اقایی        پروین گل محمدی      کیمیا اخوان       طاهره فعال


                                 
   مریم یزدانی                  عارفه غلامی                صبا طوافی              مرجان اسماعیلی

دختران گلم موفقیت چشمگیر شما را در آزمون ورودی تیزهوشان و نمونه تبریک عرض نموده

امیدوارم با عنایت خداوند متعال در تمامی مراحل زندگی موفق و سربلند باشید.

مدیر مدرسه غ راه دانش : لیلا جمال پور

 افتخار ورزشی
کسب مقام دوم مسابقات والیبال مدارس ناحیه یک

اعضای تیم

تقدیر نامه اعضای تیم



گل محمدی    اقبال طلب    واحدزارع    نادم    احمدی 

بشردوست    دلگرم     فرازی      زارع



 دعا
 فعالیت های مدرسه
  • 1392/03/25 :: شرکت تیم والیبال مدرسه در مسابقات استانی
    ... [مشاهده]
 دانش آموز ممتاز
کلاس: 1/1
 دام های شیطان

 

بچه ها این مطلب رو حتما بخونید   

     کلیک کنید                  

 جشنواره حجاب وعفاف

حجاب همچون صدفی است که از مروارید عفاف و پاکدامنی مراقبت میکند.

 

اهدا تقدیر نامه از جشنواره حجاب و عفاف به مدیریت آموزشگاه

 

 

پوشش نشانه حجاب است...... ادامه

 

فایده حجاب در بعد خانوادگی.......ادامه

 

فرمایش امام علی (ع) در باره حجاب .......ادامه

 

حجاب و عفاف قرآنی چیست؟.......ادامه

 

 چهل گناه زبان
 موفقیت های علمی دانش آموزان






موفقیت های علمی دانش آموزان عزیز فاطمه احمد معظم و هستی توفیقی را به ایشان و خانواده محترمشان و مربیان گرامی تبریک عرض می نماییم
 
 
 وبلاگ های به روز شده
 پیک 96

 

پیک نوروزی 96

پایه هفتم

پایه هشتم

پایه نهم

                             

 کلاس تابستانی

برگزاری کلاس تقویتی ریاضی در تابستان 1396

از تاریخ 96/4/10 تا 96/5/31

روزهای شنبه و دوشنبه

پایه هفتم ساعت 11:30  الی  13

پایه هشتم ساعت 10  الی 11:30

پایه نهم ساعت 8:30  الی 10

 دریافت سوالات IMC

دانلود نمونه سوالات IMC

 دل نامه
 آمار بازدید ها